مسیر انحرافی. 3=2+2، قسمت اول: واقعیات بودجه شرکت

برداشت دوم

مشکلات مالی در مجموعه مترو از سال‏های گذشته تاکنون، در دوره مدیریت قبلی و فعلی شرکت همواره مطرح بوده و پای ثابت سخن مجموعه مدیریتی شرکت در رسانه‏ها بوده است. از عوامل موثر بر این موضوع شرایط سیاسی جامعه و اختلاف‏های جناحی و سیاسی موجود بین تیم حاکم بر دولت از یک طرف و تیم مدیریتی حاکم بر شهرداری تهران و مجموعه مترو از سوی دیگر بوده که علاوه بر آنکه طرفین را از دایره انصاف خارج می‏نمود در بعضی موارد به بزرگ‏نمایی مشکلات منجر می‏شد.

اما وصف فوق در مورد شرایط موجود شرکت و تیم مدیریتی حاکم، تنها بخش اندکی از واقعیت است. در واقع اگر قصد بر آسیب‏شناسی منطقی و منطبق بر واقع از شرایط مالی شرکت باشد باید واقعیات موجود شرکت به درستی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

مهم‏ترین وجه افتراق وضع موجود شرکت در مقایسه با ایام گذشته در نوع مدیریت و آثار و تبعات تصمیمات مدیریت شرکت است که مصادیقی از آن با عناوین مختلف در بصیر بیان شده است. وضعیتی که اگر به صورت تطبیقی، نموداری از دیون شرکت به صورت سالیانه تهیه و به نمایش گذاشته شود چیزی جز یک نمودار با سیر صعودیِ شدید به سمت افزایش دیون و تعهدات شرکت بهره‏برداری مشاهده نخواهد شد. نکته قابل توجه اینکه متأسفانه با به خدمت گرفته شدن تعدادی از اصحاب رسانه‏ و صاحبان تریبون وضع موجود متأثر از عدم انجام تعهدات از سوی دولت نمایانده شده و با تغافلی عامدانه واقعیات موجود در شرکت و عوامل موثر و اصلی بروز و نمود این شرایط از نگاه ناظران پنهان گردیده است.

حال آنکه اگر با ورود دستگاه‏های مسئول، خصوصاٌ نهادهای نظارتی وضعیت موجود آسیب‏شناسی گردد واقعیات هویدا خواهد شد. برای نمونه اگر با یک بررسی ساده و حسابرسی کلی، بودجه شرکت با لحاظ منابع و مصارف به صورت سالیانه، با مبداء و مبنای سال 1389 یا سال‏های قبل از آن (با ارفاق به انتخاب تیم مدیرتی شرکت)، به صورت تطبیقی مقایسه گردد بخش اصلی راه طی خواهد شد.

به این صورت‏که:

 اولاً کل منابع سال‏های 1390، 1391 و 1392 و سال مبنای مقایسه، اعم از درآمدهای شرکت (فروش بلیت و سایر درآمدهای مستقیم و غیرمستقیم) و کمک‏های شهرداری (اعم از نقدی و غیرنقدی) و بودجه تخصیص یافته و وصول شده از سوی دولت جمع و مشخص گردد.

 ثانیاٌ کل مصارف سال‏های مزبور اعم از هزینه‏های حقوق و دستمزد، خرید و سایر هزینه‏ها جمع و مشخص گردد.

 النهایه با درج این نتایج بر روی نمودار، مقایسه واقعی صورت پذیرد تا مشخص گردد که آیا:

اولاً منابع در مقایسه با سال مبنای مقایسه کاهش داشته یا افزایش صعودی!

ثانیاً مصارف در مقایسه با سال مبنای مقایسه کاهش داشته یا افزایش صعودی! و از همه مهم‏تر افزایش مصارف مربوط به کدام بخش‏ها بوده است؟ آیا این افزایش هزینه‏ها مربوط به خرید قطعات و تجهیزات مربوط به صنعت مترو بوده است؟ آیا مربوط به افزایش هزینه‏های جاری بخش عملیاتی و نت بوده است؟ یا ...

برای نمونه هزینه‏های مربوط به خرید قطعات و تجهیزات مربوط به صنعت مترو خصوصاً در بخش نگهداری و تعمیرات بخش‏های عملیاتیِ سال‏های مزبور مشخص و با هم مقایسه گردد تا مشخص گردد که آیا این هزینه‏ها سیر صعودی داشته یا سیر نزولی! البته اگر سیر نزولی آن را به گردن تحریم‏ها نیندازند! که در این صورت پیشنهاد می‏کنیم تنها تولیدات ساخت داخل را مبنای مقایسه قرار دهند.

به نظر ما مهم‏ترین عامل بروز و نمود وضعیت جاری شرکت و سیر صعودی دیون و تعهدات شرکت مشکل مدیریت، خصوصاٌ مدیریت هزینه و مصرف است که این مشکل نیز متأثر از اهداف، چشم‏انداز و رویکرد تیم حاکم بر شرکت است.

بررسی این موضوع نیاز به تخصص در حوزه مدیریت، اقتصاد و حسابداری ندارد. مشاهده اجمالی مستندات مصارف و هزینه‏های شرکت طی دو سال و نیم گذشته مؤید و گواه این ادعاست. ملاحظه مطالب مندرج در بصیر که تنها مصادیق اندکی از انبوه مشکلات و تخلفات موجود در شرکت است هر بیننده‏ای را به این نتیجه خواهد رساند. برای نمونه آثار و تبعات یکی از تصمیمات غیر اصولی و غیرقانونی مدیریت شرکت که مستمراً سالانه حدود 150 میلیارد تومان فقط و تنها بر مبنای حقوق و دستمزدِ فعلی، به بخش مصرفی و هزینه‏ای بودجه شرکت تحمیل نموده  است به اختصار بیان می‏گردد.

همانگونه که در تحلیل اختصاری و تطبیقی مندرج در موضوع "آقای قالیباف، از این پس هدف وسیله را توجیه نکند" بیان شد استخدام بیش از پنج هزار نفر طی دو سال گذشته بدون حدوث هیچ شرایط جدیدی از جهت نیاز شرکت به این نیروها، فقط بر اساس محاسبه حقوق و دستمزد، سالی حدود 150 میلیارد تومان به شرکت تحمیل نموده و بر بودجه مصرفی شرکت افزوده است. حال بماند اگر ملاک محاسبه حسابداری نیروی انسانی قرار گیرد و سایر هزینه‏های مرتبط به این تعداد افراد از قبیل خدمات رفاهی، تجهیزات و ملزومات اداری، آموزش و توسعه و سایر هزینه‏های مصرفی مستقیم و غیرمستقیم مربوط به این افراد محاسبه گردد این مبلغ به مراتب بیشتر از مبلغ مذکور خواهد بود.

در قسمت‏های بعد مصادیق دیگری از این مَشاهد و مناظر غیر واقعی که متأسفانه با تعمد به جامعه نمایانده می‏شود بیان خواهد شد. امیدواریم که دستگاه‏های نظارتی و قضایی به وظایف خود در برخورد با متخلفین و عوامل بروز و نمود این وضعیت عمل نمایند.

ادامه دارد...

/ 5 نظر / 15 بازدید
کامران زبردست ممتاز

اگر بخواهیم ساده تر بگیم هزینه یعنی من با 12 سال سابقه در مرکز فرمان با گروه 8و 9 و طرف هنوز نیومده گروه 12 و 13 هزینه یعنی من روز از خستگی عملیات شبانه حال خونه رفتن نداشته باشم ولی طرف حداکثر وظیفه اش نصب تراکت و بنر تو اعیاد هزینه یعنی حساسیت کار من و استرس کار من به حدی که بعضی مواقع مجبورم ارام بخش مصرف کنم تا بتونم برم خونه و برای یک سری کارت با ساعت باز و شرکت در مراسم متفرقه در شرکت بیشتر از ساعات کاری هزینه یعنی کشته شدن و از بین رفتن حس کار و تلاش در من به دلیل رانت و خاله بازی ها در دادن گروه و پست و برای یکسری یعنی سر کار نه بهتر بگیم رفتن در محفل دوستانه و غریب با مقوله حمل و نقل عمومی و مسافر و مهمتر بودن .... منظور من از من نه خودم بلکه همه دوستانم که روحیه تیمی و رضایت مندی شغلیشون روز به روز کم می شه

روماک

تا وقتی که در کشور ما پست و مقام بالاتر به معنای قدرت بیشتر و نفوذ بیشتر هست و نه مسئولیت بیشتر و پاسخ گویی بیشتر ..... ، وضعیت همینی میشه که در مترو بوجود اومده ....

پرسنل معاونت فرهنگی

آقای رجبی یک سوال خیلی ذهن منو به خودش مشغول کرده و اون اینه که چرا فقط در مورد مسائل استخدام و سنوات و وام و این قبیل چیزها می نویسید. چرا در مورد قراردادهای صوری معاونت فرهنگی نمی نویسید. قراردادهایی که خیلی ها بواسطه ان میلیونر و حتی میلیاردر شدن.

خدا می دونه سرشار از انرژی بودم.لذت میبردم از شغلم.لذت از اینکه خاص هستم و از بین هزاران نفر متقاضی انتخاب شدم و پروسه استخدام نعس گیری رو طی کردم که هرکسی از عهدش برنمیاد.الان واقعا متاسفم برای خودم که نظافت چی ایستگاه کلاهدوز به واسطه یک امضا تمام مشکلاتی رو که من و امثال من کشیدن رو دور زد و راه 12 ساله من و امثال من رو یکشبه رفت و شد راهبرو.....همه امیدم به آقای نایبی که شخصیت شغلی ما رو برگردونه که هر نوع پول و پاداش برای ماها واجبتره.

داش مهدی

دوست و همکار عزیز جناب آقای رجبی.قصد من تخریب شغلی و پایین آوردن منزلت شخص و یا افرادی نبود.من خودم 11 سال قبل درشرکت مهاران وارد شرکت مترو شدم.دراون زمان تا مدتها ماشین سوزن و باطریخانه نظافت می کردم و از گفتنش هم اصلا ابایی ندارم چون شرافتمندانه کار می کردم و درآمد کسب می کردم.ولی واقعیت اینه که خیلی از آدمهایی که سراز کار خدماتی در میارن حتما بهشون ظلم نشده که نتونن تحصیلات داشته باشن که سر شغل دیگه ای باشن.پرواضح هستش که توان بیشتر از این رو نداشتن ویانخواستن.چند مورد از همین دوستان امضایی که از پس اموزشهای آب دوغ خیاری فعلی واحد آموزش هم برنیامدن ویا اخراج و یا به واحد دیگه جابه جا شدن.من شخصا کسی رو که برای رفاه خانوادش در هر پستی خدمت می کنه شرافتمند می دونم و بهش احترام می یذارم.برای تمام همکاران آرزوی سلامتی دارم.برقرار باشید