امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است

"در اسلام همه کس حتى پیامبر عظیم الشأن(ص) در مقابل قانون، بی‌‏امتیاز در یک صف هستند و احکام قرآن و اسلام بر همه جارى است، و شرف و ارزش انسان‌ها در تبعیت از قانون است که همان تقواست." [صحیفه امام؛ ج‏14، ص221]

"نباید چنانچه یک‏ قانونى بر خلاف نظر من بود، من بیایم بیرون و هیاهو کنم که من این قانون را قبول ندارم، این قانون خوب قانونى نیست. قانون خوب است، شماها باید خودتان را تطبیق بدهید با قانون، نه قانون خودش را با شما تطبیق بدهد. اگر قانون بنا باشد که خودش را تطبیق بدهد با یک گروه، تطبیق بدهد با یک جمعیت، تطبیق بدهد با یک شخص، این قانون نیست. قانون در رأس واقع شده است و همه افراد هر کشورى باید خودشان را با آن تطبیق بدهند. اگر قانون بر خلاف خودشان هم حکمى کرد، باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کنند، آن وقت است که کشور کشور قانون می‌‏شود." [صحیفه امام، ج‏14، ص: 414]

"حکومت اسلام حکومت قانون است اگر شخص اول مملکت ما در حکومت اسلامی یک خلاف بکند، اسلام او را عزلش کرده است یک ظلم بکند یک سیلی به یک کسی بزند، اسلام او را عزلش کرده او دیگر قابلیت از برای حکومت ندارد." [صحیفه امام؛ ج4، ص397]

دختر حضرت امام نقل می‎کند: امام خیلی مقید به قانون بودند و احترام زیادی به قانون می‌گذاشتند. ایشان رعایت قانون را یک تکلیف شرعی می‌دانستند؛ یعنی حتی مثلا عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی را خلاف شرع می‌دانستند و به عقیده ایشان، عبور ماشین از ورود ممنوع و یا سرعت بیش از حد در رانندگی، کاری حرام و خلاف شرع است. [برداشت‌های از سیره امام خمینی(س)، ج4، ص290]

یکی از شاگردان حضرت امام(ره) می گوید: من در ایام اقامت امام در نجف اشرف، به دلیل ممنوع الخروج بودنم، به صورت قاچاق به نجف رفتم و خدمت حضرت امام رسیدم. ظهر بود، دراتاق را باز کردم و سلام کردم. فرمود: علیکم السّلام. شما هم قاچاق آمدید؟ گفتم: بله. بعد امام فرمود: « دیگر به شکل قاچاق نیایید. هر وقت خواستید بیایید، با گذرنامه باشد» و این اصرار امام برای آن بود که مرا به رعایت قانون وادار سازد. [پا به پای آفتاب، ج4، ص 157]

آیت‌الله شهید مصطفی خمینی می‌گوید: «در شهر همدان، امام هنگام عبور از یکی از خیابان‌ها، مسافت زیادی را طی می‌کردند تا از تقاطع عابر پیاده عبور کنند. ایشان حتی تا این اندازه نیز قوانین را رعایت می‌کردند». [برداشت‌هایی از سیره امام خمینی(س)، ج4، ص 291]

مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی(س) نقل می‌کند: روزی حضرت امام به من فرمود: کتاب کشف‎الاسرار مرا از کتابخانه نزدیک جماران، تهیه کن و برایم بیاور. به ایشان گفتم: اگر شما بفرمایید چشم، کتاب را می‌گیرم و می‌آورم، اما قانون این کتابخانه این است که کتاب، دست کسی برای بیرون بردن نمی‌دهد، بلکه کتاب را تنها همان‎جا باید مطالعه کرد. امام فرمود: پس اگر قانونش این است، شما نمی‌خواهد از آن جا کتاب بیاورید. به این ترتیب، من کتاب کشف‎الاسرار را از جای دیگری تهیه کردم و به ایشان دادم. [ برداشت‌هایی از سیره امام خمینی(س)، ج4، ص 292]

/ 0 نظر / 26 بازدید