پدیده ایی به نام مشاور در شرکت بهره برداری متروی تهران

 برادر گرامی جناب آقای رجبی

 با سلام و احترام

 ضمن سپاس از زحمات شما ، نگران بودم که مبادا سرنوشت سایت و البته خود جنابعالی همانند سایر انتقادهای سازنده بجای قدرادانی تحقیر و اذیت و  آزار باشد که یاد جمله شهید آوینی افتادم که فرمودند : مگر برای ما بالاتر از  مرگ هم هست که البته آن هم شهادت است و فیض اکمل... از خدا می خواهم ما را درمسیر حق و حقیقت استوار بدارد و توفیق شهادت در راهش را کرامت بفرمایید شما هم دعا بفرمایید ، ضمناً خواهشمند است در صورت امکان مطلب زیر را در  وبلاگ درج نمایید.

 پدیده ایی به نام مشاور در شرکت بهره برداری متروی تهران

لزوم تحقق اهداف و مأموریتهای سازمان‏ها از یک سو و ضرورت تولید فکر، نوآوری و کاربردی نمودن تئوری‏های سازمان از سوی دیگر، ایجاب می‏کند که مؤسسات و شرکت‏ها از خدمات فکری و راهنمایی‏های عملی مشاوران مجرب و دانشمند، برخوردار گردند. مشاورانی که با دارا بودن استقلال مالی ، اجرایی و سیاسی در سازمان‏ها، ضمن کمک به تصمیم‏گیری موثر، امکان موفقیت اقتصادی سازمان را افزایش دهند. البته لازم به توضیح است که تحقق این مهم، مستلزم وجود پیش شرط بهره‏مندی مشاور از دانش تخصصی، مهارت و فنون خاص و مرتبط در زمینه کاری و همچنین شناخت سازمانی است که قرار است در آن فعالیت نماید....

با آغاز فعالیت مدیریت جدید در شرکت بهره برداری متروی تهران، استخدام گسترده مشاوران در گروه‏های مختلف سنی و با تحصیلاتی از دیپلم تا دکترا در بخش‏های مختلف، از بسیج و انتظامات گرفته تا منابع انسانی، آموزش، نظام پیشنهادها، دانشگاه و غیره توسط مدیریت عامل، این بارقه را در اذهان ایجاد نمود که فرآیندهای سازمان بهینه‏تر شده و مسائل، مشکلات و چالش‏های اساسی فراروی شرکت در مسیر بهبود و تعالی قرار گیرد.... مهمی که البته به تدریج مورد تردید قرار گرفت تا بدانجا که انگیزه‏های مدیریت شرکت در زمینه بکارگیری این افراد با پرسش‏های مبهم و راز آلودی مواجه گردید که هرگز نه برای آن پاسخگویی یافته شد و نه ابهامات آن روشن گردید تا بدین ترتیب مفهوم "شفافیت" به عنوان اصل اساسی مدیریت اسلامی در شرکت بهره‏برداری بیش از پیش در پس سایه تاریک سوء مدیریت‏ها جلوه ببازد....

اما! اینک که یمن اعتماد شورای شهر، آقای دکتر قالیباف توفیقی دیگر برای خدمت به شهروندان تهرانی یافته است، بی مناسبت نیست کارنامه عملکرد مدیریت شرکت بهره‏برداری مترو در زمینه استخدام بی‏سابقه مشاوران سازمانی (که البته از مزایای فوق العاده‏ایی نیز برخوردارند) مورد بازنگری قرار دهد شاید که با پاسخگویی به برخی پرسش‏ها (که ذیلاً اشاره می‏شود)، هم ابهامات موجود مرتفع گردد و هم نقاط ضعف به قوت بدل گردند:

نخست آنکه؛ مشاوره خدمتی است هدفمند که توسط فرد یا افراد ذی‏صلاح در زمینه بررسی و تشخیص مسائل، سیاست‏ها، روش‏ها و تشکیلات به بنگاه ارائه می‏شود ولی آیا مدیریت شرکت مشاوران مزبور را براساس مهارت‏های علمی، تجربی و شخصیتی انتخاب نموده است یا آنکه صلاحیت آنها برگرفته از......است؟

دوم: آیا این مشاوران به اصطلاح مجرب و دانشمند، در ایفاء نقش خود موفق بوده‏اند و مدیران و سازمان را با شرایط روز همگام نموده‏اند؟

سوم: آیا اثربخشی مشاوران مزبور مورد ارزیابی مستمر قرار گرفته است؟ و یا آنکه استخدام ایشان، بجای مولّد بودن،  هزینه‏های شرکت را بالا برده است؟

چهارم: آیا گروه مشاوران - که الحمدا... تعداد آنها کم نیست – توانسته‏اند مشکلات و مسائل عدیده را به درستی شناسایی و تحلیل نمایند؟ آیا راه حلی هم ارائه شده است؟

پنجم: از آنجا که این گروه هدایت سیستم‏ها و انجام بازمهندسی فرآیندهای را بر عهده گرفته‏اند  آیا از دانش فنی کافی در زمینه‏های تخصصی شرکت بویژه بخش‏های بهره‏برداری و عملیاتی برخورداراند؟ نتیجه این مهم آنجا خود را نشان می‏دهد که اقدامات مهندسی مجدد فرآیندهای سازمانی در شرکت غالباً با شکست مواجه شده است که به عنوان نمونه می‏توان به مهندسی مجدد نظام پیشنهادها اشاره داشت که
سرنوشتی جز ناکامی برای آن واحد به ارمغان نداشت....

ششم: با توجه به مشکلات اقتصادی شرکت نظیر عدم تأمین بودجه و هزینه‏های بالای بهره‏برداری، نگهداری و تعمیرات ناوگان، آیا تاکنون طرح با ارزشی توسط ایشان به‏منظور کاهش هزینه‏ها یا تأمین منابع جایگزین ارائه شده است؟

هفتم: مسائل دیگر سازمان چطور؟ آیا گروه مزبور توانسته است برای افزایش منافع مادی، بهره‏وری نیروی انسانی و کارآفرینی سازمانی اقدام موثری انجام دهد یا طرح قابلی ارائه کند؟

هشتم: یکی از وظایف مشاوران در سازمان ترغیب کارکنان به انجام کارها، شنیدن و درک مشکلات واحدهای سازمان و تشویق افراد به تشکیل گروه‏های کاری است، مشاور با جمع‏آوری ایده‏ها در بخش‏های مختلف سازمان دانش و آگاهی افراد را به دانش جمعی بدل می‏کند.... حال برای لحظاتی هم شده، انصاف را حاکم کنید! آیا رویه مشاوران ما در شرکت بهره‏برداری مترو این‏چنین بوده است؟ این مسئله تا بدانجا به قهقراء کشیده شد که یکی از مشاوران به نام آقای ..... بدون هیچ برنامه راهبردی مدون و با جرأت هرچه تمام‏تر در لوای "بازمهندسی" و "تغییر بنیادین" اساس نظام مشارکت، کایزن، کانون‏های دانش، آموزش ضمن خدمت، نظام پیشنهادها و غیره که امروزه در دنیای مدرن، جزء ارکان مدیریت متعالی و توسعه پایدار است را به بهانه تحول بنیادین منحل می‏نماید بی‏آنکه مورد بازخواست واقع شود و یا حداقل تبعات تصمیمات احساسی و بدون برنامه خود را به گردن بگیرد!

نهم: آیا در قبال پرداخت‏های مربوط به هزینه قراردادهای این گروه؛ بی‏نظمی‏های مفرط سازمان بخصوص در زمینه نظام برنامه‏ریزی و سازماندهی منابع انسانی از طریق مطالعات راهبردی و کاربردی اصلاح گردیده است؟ یا ثمره آن تحمیل هزینه‏های مادی و معنوی نظیر تخصیص نادرست منابع و کاهش انگیزه کارکنان بوده است؟

و آخر آنکه این روزها برای هر مدیر و معاونی در نمودار سازمانی شرکت، پست مشاور ایجاد شده است اما ارزیابی این نقش و تاثیرگذاری آن در بهبود و توسعه فعالیت آن واحد، سئوالی است که شاید پاسخ آن بتواند توجیهی بر نا کارآمدی نظام فعلی مدیریت و هدایت منابع انسانی در شرکت ما باشد....

والسّلام علی من اتبع هدی

نام محفوظ

توضیح بصیر

ضمن تشکر از این همکار محترم برای ارسال این مطلب به وبلاگ ذکر چند نکته ضروری به نظر می‏رسد:

1. از منظر حقوقی اشتغال تعداد زیادی از مشاوران در شرکت بهره‏برداری با توجه به اشتغال همزمان ایشان در سایر سازمان‏ها، موسسات، دانشگاه‏ها و ادارات، مستند به قوانین و مقررات متعدد از جمله قانون منع مداخله کارکنان دولت در معاملات دولتی و ماده واحده قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل، نه تنها ممنوع بلکه مجازات‏های شدیدی برای آن در نظر گرفته شده است. برای نمونه تبصره پنج تا هفت قانون اخیرالذکر که مقرر می‏دارد:

‌تبصره 5. متخلف از این قانون به انفصال خدمت موقت از ۶ ماه تا یکسال محکوم می‌گردد و وجوه دریافتی از مشاغلی که در یک زمان تصدی آن‌را داشته است به جز حقوق و مزایای شغل اصلی وی مسترد می‌گردد. در صورت تکرار در مرتبه دوم، علاوه بر استرداد وجوه موضوع این تبصره به‌انفصال دائم از مشاغل محکوم می‌گردد.

‌تبصره۶. آمر و صادرکننده احکام در صورت اطلاع به نصف مجازات مذکور در صدر تبصره محکوم می‌گردند.

‌تبصره۷. مسئولین ذیحسابی و واحدهای مالی دستگاه‌های دولتی در صورت پرداخت حقوق و مزایا بابت شغل دیگر، در صورت مطلع بودن از‌شغل دوم به انفصال خدمت موقت بین ۳ تا ۶ ماه محکوم خواهند گردید.

2. ظاهرا با ورود دیرهنگام سازمان بازرسی کل کشور به عنوان یکی از دستگاه‎‏های نظارتی، مدیریت شرکت به ظاهر به منظور رفع ایراد قانونی وارده از سوی آن سازمان از 25 آبان‏ماه جاری اقدام به لغو قرارداد همه مشاوران نموده است لکن ظاهرا این اقدام نیز تنها رد گم کردن بوده است چرا که علی‏رغم لغو قرارداد، تعداد زیادی از این افراد کمافی‏السابق در شرکت اشتغال دارند.

3. سوال ما از سازمان بازرسی کل کشور و سایر دستگاه‏های نظارتی آن است که:

اولا به چه دلیل به وظایف نظارتی خود برای صیانت از حقوق نظام و برخورد با متجاوزان به حقوق ملت اینگونه با تعلل و تاخیر عمل می‏نمایند؟

ثانیا در موضوع مورد بحث بر فرض لغو قرارداد مشاوران از تاریخ مذکور تکلیف ضمانت‏های اجرایی مزبور در تبصره‏های فوق‏الذکر چه می‏شود؟ فارغ از آمره و شفاف بودن قانون فوق‏الذکر و عدم امکان هرگونه تفسیر یا تعدیل آن امیدواریم حداقل بخش میانی مذکور در تبصره پنج فوق‏الذکر اجرا و حقوق از دست رفته از بیت‏المال عیناً از این افراد مسترد گشته و به حساب شرکت واریز گردد.

النهایه ضمن تشکر از سازمان بازرسی کل کشور به دلیل ورود هرچند دیرهنگام به موضوع، امیدواریم این اقدامات و پی‏گیری‏ها به تمام موضوعات بسط یافته و خدای ناکرده به دلایل سیاسی و ... ابتر نماند.

 

 

 

/ 12 نظر / 79 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

با سلام قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار اید. حال این عبارت گوشه ای از شرح حال پرسنل شرکت بهره برداری مترو گردیده که اکنون قدر مدیریت قبلی شرکت را باید بدونند.چه چیزهایی که حتی فکرش رو هم نمیکردیم اما دیدیم!

کارمند

همه رو نگه داشتن. اون دستور صوری بوده. قرار شده از پیمان مرو بعد از این حقوق همه این مشاورهارو بریزن

یاسین

میگن؛ در زمان کریم خان زند، اهالی یه روستا چوپانی را که به شدت کتک خورده بود را نزد وکیل الرعایا بردند و بانگ برآوردند که "ای کریم! چه نشسته ای که باید داد ما از این شبان بستانی". کریم خان جویای شرح ماجرا شد و پاسخ شنید که چوپان گله را به حال خود رها نموده و به خوابی عمیق رفته و در زمان خواب او حرامیان به گله زده اند و تمام گوسپندان را دزدیده اند". به ناگاه کریم خان خروشید و بانگ بر آورد که: "ای پدرسوخته تو که وکیل ایشان بودی چرا رسم امانت داری ندانستی و خوابیدی؟" چوپان بخت برگشته که فاصله گردن خود با تیغ جلاد را بسیار کم میدید پاسخ داد که "یا کریم! من خوابیدم چون می پنداشتم وکیل الرعایا بیدار است". حال آقای رجبی، حکایت ما شده و...

یاسین

یادداشتی از پروفسور حسابی _______________________ روزی در آخر ساعت درس، یک دانشجوی دوره دکترای نروژی سوالی مطرح کرد: استاد، شما که از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود. من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.

محمد آرین مهر

ملاصدرا می گوید خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي‌شود و به قدر نياز تو فرود مي‌آيد، و به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود، و به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود، و به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود، و به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود... پــدر مي‌شود يتيمان را و مادر. برادر مي‌شود محتاجان برادري را. همسر مي‌شود بي همسر ماندگان را. طفل مي‌شود عقيمان را. اميد مي‌شود نااميدان را. راه مي‌شود گم‌گشتگان را. نور مي‌شود در تاريكي ماندگان را. شمشير مي‌شود رزمندگان را. عصا مي‌شود پيران را. عشق مي‌شود محتاجانِ به عشق را... خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را. به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح؛ به شرط پرهيز از معامله با ابليس. بشوييد قلب‌هايتان را از هر احساس ناروا! و مغزهايتان را از هر انديشه خلاف، و زبان‌هايتان را از هر گفتار ِناپاك، و دست‌هايتان را از هر آلودگي در بازار... و بپرهيزيد از ناجوانمردي‌ها، ناراستي‌ها، نامردمي‌ها! چنين كنيد تا ببينيد كه خداوند، چگونه بر سفره‌ي شما، با كاسه‌يي خوراك و تكه‌اي نان مي‌نشيند و بر بند تاب، با كودكانتان تاب مي‌خورد، و در دكا

یاسین

تـفاوتهای مدیـریت در آنـدولند و ایـندولند (1) در آندولند: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می شود. امـا در ایندولند: موفقیت مدیر سنجیده نمی شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است. در آندولند: مدیران بعضی وقتها استعفا می دهند. امـا در ایندولند: عشق به خدمت مانع از استعفا می شود. در آندولند: افراد از مشاغل پایین شروع می كنند و به تدریج ممكن است مدیر شوند. امـا در ایندولند: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است. در آندولند: برای یك پست مدیریت، دنبال مدیر می گردند. امـا در ایندولند: برای یك فرد، دنبال پست مدیریت می گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می شود. در آندولند: اگر بخواهند از دانش و تجربه كسی حداكثر استفاده را بكنند، او را مشاور مدیریت می كنند. امـا در ایندولند: اگر بخواهند از كسی هیچ استفاده ای نكنند، او را مشاور مدیریت می كنند. در آندولند: اگر كسی از كار بركنار شود، عذرخواهی می كند و حتی ممكن است محاكمه شود. امـا در ایندولند: اگر كسی از كار بركنار شود، طی مراسم باشكوهی از او تقدیر می شود و پست مدیریت جدید می گیرد.

یاسین

تـفاوتهای مدیـریت در آنـدولند و ایـندولند (2) در آندولند: مدیران بصورت مستقل استخدام وبركنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ كار میكنند. امـا در ایندولند: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ كار می كنند، ولی بصورت گروهی استخدام و بركنار می شوند. در آندولند: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می دهند و با برخی مصاحبه می كنند. امـا در ایندولند: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می كنند. در آندولند: زمان پایان كار یك مدیر و شروع كار مدیر بعدی از قبل مشخص است. امـا در ایندولند: مدیران در همان روز حكم مدیریت یا بركناریشان را می گیرند. در آندولند: همه می دانند درآمد قانونی یك مدیر زیاد است. امـا در ایندولند: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند كه درآمدشان به كسی ربطی ندارد. در آندولند: شما مدیرتان را با اسم كوچك صدا می زنید. امـا در ایندولند: شما مدیرتان را صدا نمی زنید، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمی دهد. در آندولند: برای مدیریت، سابقه كار مفید و لیاقت لازم است. امـا در ایندولند: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن كفایت می كند

محمد

محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی گفت: جرمِ راه رفتن نیست، ره هموار نیست گفت: میباید تو را تا خانه‌ی قاضی برم گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم گفت: والی از کجا در خانه‌ی خمار نیست گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم گفت: پوسیدست، جز نقشی ز پود و تار نیست گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی گفت: ای بیهوده‌گو، حرف کم و بسیار نیست گفت: باید حد زند هشیارمردم، مست را گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

کسری

خود حضرت علی جوابنو بده دله یه عالم مومنو به درد میاری

کامران زبردست ممتاز

با سلام خدمت شما همکار محترم لطف کنید در مورد ورود دیر هنگام بازرسی کل کشور بنویسید ! منظورتون دقیقا چیه! چک کردن دور ه ای یا موضوع خاصیه