آموزه‎های مدیریتی، قسمت چهارم: آزمون مدیران با قلیان و پِهِن اسب

«مدیر سلطه‎جو مدام می‎گردد و انسان‎های ضعیف و بی‎شخصیت را اطراف خود می‎چیند؛ برای آنکه می‎داند اینها در برابر او سوال نمی‎کنند، انتقاد نمی‎کنند، حرف نمی‎زنند، هرچه بگوید! به حرفش گوش می‎کنند. البته در مدیریت باید نوعی اطاعت باشد، اما نه اینکه آدم‎های ضعیف و چاپلوس را دور خود بچینید و منتقد را حذف کنید.

حضرت امیر به مالک می‎فرمایند: در حکومت خود -نمی‎فرمایند انتقادپذیر باش، 10 قدم جلوتر، می‎فرمایند- بگرد کسانی‎که زبانشان از بقیه تلخ‎تر است، منتقدترند، دیرتر قانع می‎شوند، عیب‎های مدیریتی تو را بیشتر به تو می‎گویند، اینها را نزدیک‎ترین حلقه به خودن قرار بده.

کجای دنیا این حرف‎ها حتی در تئوری وجود دارد؟ حضرت امیر می‎فرمایند منتقدین صالح و دلسوز را پیدا کن، اینها را بیاور و نزدیک‎ترین حلقه‎ی مشاوران خودت قرار بده و بگذار عیب‎های تو را بگویند. چون اگر اینها عیب‎های تو را گفتند و تو اصلاح شدی، نظام مدیریتی تو باقی خواهد ماند در غیر این‎صورت سقوط خواهی کرد.»1

هر یک از ما به وفور مصادیق کثیری از مدیران سلطه‎جو، و در برابر زیردستانِ متملّق و چاپلوس را در اطراف خود دیده‎ایم و می‎بینیم. اشکال کار آنجا بیشتر نمود پیدا می‎کند و آسیب‎های فراوانی به سازمان یا اجتماع متملّق‎پرور و چاپلوس‎پرور وارد می‎کند که مقام فرادست ناکارآمد بوده هیچ تخصص، تجربه و مهارتی در حیطه تخصصی سازمان یا نهاد تحت مدیریت خود نداشته لکن علی‎رغم اشراف و اطلاع زیردستان به این موضوع، آنها آگاهانه در برابر هر نظر، تصمیم یا دستور غلط، آسیب‎زننده و ویران‎کننده‎ی مقام مافوق خود نه تنها تسلیم بوده و اجازه هیچ نقدی به خود نمی‎دهند بلکه به عکس برای حفظ مناصب، میز و صندلیِ مقام و ریاست خویش متملّقانه و چاپلوسانه به تمجید و تعریف از نظر، تصمیم یا دستور غلط، آسیب‎زننده و ویران‎کننده‎ی مقام مافوق خویش می‎پردازند.

آزمون مدیران با قلیان و پِهِن اسب

نقل است که شاه عباس، حاکم مقتدر صفوی تصمیم گرفت تا مقامات و مدیران دربار را بیازماید. به همین منظور رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد و دستور داد تا در سرقلیان‎ها بجای تنباکو، از سرگین (پِهِن) اسب استفاده نمایند و در حین میهمانی برای هر یک از مقامات قلیانی بیاورند.

 میهمان‎ها مشغول کشیدن قلیان شدند! دود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما مقامات از بیم ناراحتی‌ شاه نه‎تنها دم برنیاوردند بلکه برای خشنودی او پشت سر هم بر نِی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می‎دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده‎اند! 

شاه رو به آنها کرده و گفت: «سرقلیان ها با بهترین تنباکو پر شده‎اند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است». 

همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند: « براستی تنباکویی بهتر از این نمی‎توان یافت».

 شاه به رییس نگهبانان دربار که پک‎های بسیار عمیقی به قلیان می‎زد گفت: «تنباکویش چطور است؟» رییس نگهبانان گفت: «به سر اعلی‎حضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان می‎کشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده‎ام!».

 شاه با عصبانیت و تحقیر به آنها نگاهی‌ کرد و گفت: «مرده‎شوی‎تان ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید و دَم برنیاورید. بیچاره مملکت و مردمی که شما مقامات آن هستید»

 

1- بخشی از سخنرانی استاد حسن رحیم‎پور ازغدی با موضوع اسلام، حکومت در اتاق شیشه‎ای.

 

مطالب مرتبط: 

 قسمت سوم                  قسمت دوم                    قسمت نخست        

/ 6 نظر / 27 بازدید
تعمیرات مترو

درد دل مار را تازه کردی پاچه خاری و چاپلوسی مدیران در برابر تصمیم آسیب‎زننده و ویران‎کنندۀ مقام مافوق توی قضیه مقاومت سقفی قطارها. علی رغم هشدارها و نامه های فراوان متخصصین تعمیرات در مورد غلط بودن این پروژه، معاونان و مدیران وقت عملیات چشم بر این موضوع بستند و برای حفظ پست و میزشون صداشون در نیومد. توی جلسات هیات مدیره یا جلسات با قلیها هیچ اعتراضی نکردند. نتیجه اینکه تا الان ده ها میلیارد تومان خسارت مستقیم و غیر مستقیم به شرکت وارد شد.

تعمیرات مترو2

الحق و الإنصاف قلي ها آدم انتقاد پذيري بود . هر چه مي كشيم از خودامون مي كشيم كه مطالب رو وارونه جلوه داديم . الان كسي جرات نداره نفس بكشه يا پستشو ميگيرن يا تبعیدش می کنن . كجا زمان قلي ها اينطوري بود ؟! كسي ميخواست زور بگه اگه قلي ها مي فهميد كارش با كرام الكاتبين بود .

تعميرات مترو٢

آقاي رجبي : استغفار كن از اين همه تهمت و بدي كه در حق قلي ها كردي . مگر شما نماينده ما كارگران نسيتي ؟ حداقل يه سري به ايستگاه ها و پايانه ها بزن ، اونوقت متوجه ميشي اكثر پرسنل أعم از قديمي و جديد دارن دعا مي كنن مهندس قلي ها برگرده .

با سلام.البته پاچه خواری از خیلی وقت پیش از قلی ها تو این شرکت نهادینه شده است.همین الان هم تمام سمتهای شرکت با این عمل ناشایست تقسیم می شود.کلا این معضل در بشتر سازمانها وجود دارد.اما در مجموعه ما بسیار پیشرفته ترو وقیحانه تر اجرا می شود.

محسن

واقعا مهندس قلي ها مرد بود. قدرشو ندونستيم . اين روال خداست اگه كفران نعمت كني همه نعمتها رو ازت ميگيره .

مصطفی احمدخانی

تنهاسخنی که میتوان دراین موردگفت این جمله معروف است که همه مابارهاو درهمه موارد:مانندچاپلوسانه -ریاکارانه ویاشایدمخلصانه ابرازمی کنیم وآرزوی آن راداریم که(خداکندکه بیاید)ومفهوم منجی عالم بشریت ولی عصر(عج)است تادرآن زمان حق به حق داران رسدنه به چاپلوسان و......