افسار شتر بر دم خر بستن

 تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

نقل است ساربانی در آخر عمر خود، شترش را صدا می‎زند و به دلیل اذیت و آزاری که بر شترش روا داشته از شتر حلالیت می طلبد. یکایک آزار و اذیت‎هایی که بر شتر بیچاره روا داشته را نام می‎برد. از جمله؛ زدن شتر با تازیانه، آب ندادن ، غدا ندادن، بار اضافه زدن و …. همه را بر می‎شمرد و می‎پرسد آیا با این وجود مرا حلال می‎کنی؟

شتر در جواب می‎گوید همه اینها را که گفتی حلال می‎کنم، اما یک‎بار با من کاری کردی که هرگز نمی‎توانم از تو درگذرم و تو را ببخشم.

ساربان پرسید آن چه کاری بود؟

شتر جواب داد یک بار افسار مرا به دُم یک خر بستی. من اگر تو را بخاطر همه آزارها و اذیت‎ها ببخشم بخاطر این تحقیر هرگز تو را نخواهم بخشید!

ضرب‎المثل معروف "افسار شتر بر دم خر بستن" اشاره به سپردن عنان کار به افراد نالایق است و اینکه افرادی نالایق بدون داشتن تخصص، تحصیلات، تجربه، شایستگی و شرایط تصدی پست و مقامی، صرفاً بر مبنای روابط زمام امور را بدست گیرند و بدبخت جماعتی که دچار چنین افرادی شوند. وجود این افراد در راس امورِ هر کار و مسئولیتی باعث وارد شدن خسارات زیادی به آن سازمان یا موضوع مسئولیت چه از بعد مادی و چه از بعد روانی می‎شود مانند؛ نخبه‎گریزی و فرار مغزها، دلسرد کردن افراد متخصص و نخبه، کاهش روحیه خدمتی در ادارات و شرکت‎ها و سازمان‎ها، کاهش تعداد گزارش‎های کارشناسی و تخصصی، بی‎تفاوتی نسبت به انجام امور و بخشیدن عطای سازمان به لقای آن، کاهش بهره‎وری و افزایش هزینه‎ها، افزایش تملّق و چاپلوسی و ….

نام محفوظ

........................

ندانم کجا دیده‎ام این روایت

و یا ازکه بشنیده‎ام این حکایت

یکی از بزرگان اعراب یثرب

که می‎داشت جمعی به زیرحمایت

به‎هنگام نزع روان، وقت مردن

همی خواست او از یکایک رضایت

تمام قبیله رضا گشته از وی

رضایت گرفت او بحد کفایت

به ناگه بیاد آمدش اشتری را

که مرکوب او بوده است از بدایت

به جنگ وبه صلح وبه صحرا وهامون

کشیده‎است بارش بدون شکایت

زده خیزرانش همی سخت برسر

همی ره نوردیده با او به غایت

فراموش کرده رضایت بخواهد

ببندد دهان شتر از سعایت

بفرمود اشتر نمودند حاضر

کشیدش به سر دست لطف وعنایت

به او گفت: کای اشتر سالخورده تو

در عمر کردی بمن بس رعایت

سواری بمن داده‎ای از جوانی

به‎کوه و به‎دشت و به‎شهر و ولایت

بسی صدمه‎ها برتو از من رسیده

به حدی که‎شد لنگ از آن دست وپایت

زمن باش راضی دراین وقت آخر

تو بگذر ز تقصیر من با رضایت

زبان شتر باز شد بهر پاسخ

به امر خدا گفت: این نغز آیت

رضا هستم از هرچه کردی تو بامن

چو بودی مرا صاحبی با درایت

خوراندی بمن بهترین خار صحرا

به آبم نمودی ز زمزم سقایت

ولی نیستم راضی از یک گناهت

چو بود آن گناه تو بر من جنایت

تو می‎بستی افسار من بر دمّ خر

که ره را نماید بِمَن خر هدایت

شتر می‎رود زیر هر بار سنگین

ولی سخت باشد براو بی نهایت

که افسار او را کشد یک الاغی

رود زیر بار خری بی‎کفایت

/ 7 نظر / 2120 بازدید

سلام برادر,خدا خیرت دهد که زبان گویای عده کثیری از همکاران هستی و با شوخی و جدی آنکه تکلیف است انجام می دهی گرچه متاسفانه نشانه امیدی به بهبود حس نمی شود.خداوند ما را بیامرزد!!!

مهدی

نظر شهيد چمران در مورد تخصص و تعهد: "مي‎گويند تقوا از تخصص لازم‎تر است، آن را مي‎پذيرم اما مي‎گويم آن‎كسی كه تخصص ندارد و كاري را مي‎پذيرد بي‎تقواست" نتیجه: اطرافمان پر است از انسانهای بی‎تقوای مدعی تقوا و دین

تا وقتی که شاخص به جای تخصص و تحصیل رفاقت و قوم و خویشی یا عضو هیات و پیراهن یقه بسته باشد همیشه همین وضع ادامه دارد. به جای متخصصین بی‎سوادان بر سرکار خواهند بود. متخصصین در غم و حسرت آبادانی و پیشرفت کشور و بی‎سوادان به منصب رسیده سرمست از قدرت. به قول شاعر: تلنگر زد به شیشه دست باران شده رنگین‎کمان پیوست باران قناری در قفس از غصّه می‎مرد کلاغی روی شاخه مست باران

همکار

با سلام خدمت همکاران قدیم تا وقتی نفر قلی از راه نرسیده به سمتهای رییس و مسئول منصوب میشه با توجه به بودن پرسنل با تجربه قدیمی دیگه چه انتظاری از آقای نائبی دارین حتما اونها هم با توصیه تشریف میارن . شخصی بود قبل از این جریان منکر خدا بود بعد از تبدیل وضعیت بسیجی شده اونم بسیجی فعال . خدا رو شکر تو این جریانات یک سری ظاهرشون حد اقل مسلمان شد . الان اشخاصی هستند تو واحد م .... که پست گرفتن تو ایستگاه کارت میزنن ولی تو یه شرکت دیگه مشغولند.در صورت نیاز اسامی با مدارک مستند موجود است.

رفیق قدیمی

عجب نقاشی از خودت گذاشتی بلا

م

خیلی تکمیل زیباوبارعایت غدب جواب این آدم بی ادبودادید ممنون

م

برادرمیگن کل اعضای کمیته ازجمله شما عزل شدید حقیقت داره ؟؟؟