جناب آقای نایبی، هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

البته به لطف خداوند متعال، ما در مسیر حرکت خود آنگونه خواهیم بود که تشخیصمان باشد و به این هجمه‎ها وقعی نمی‎نهیم. برای ما خط قرمز مبانی دینی و اعتقادی و منافع نظام و انقلاب است و البته منطق و استدلالِ منطبق بر عقل و شرع. سکوت ما نفیاً و اثباتاً ارتباطی با عملکرد مدیریت جدید نداشته بر این نظریم که مدیریت شرکتی بحران‎زده، در شرایط عادی با خون‎دل همراه است، چه رسد به وجود فضای همراه با نقد علنی.

جناب آقای نایبی، ما تلاش زیادی کردیم تا بتوانیم در یک ملاقات حضوری دیدگاه‎های خود را به سمع و نظر شما برسانیم لکن از آنجایی‎که به زعم ما، شما به علت نگرش مدیریتی‎تان برای خود قائل به تئوری غیبت و تعیین نوّاب خاص هستید، متأسفانه این امر تاکنون میسّر نشد. البته ما علی‎رغم نقد مستدل و منطقی بر این تئوری شما، به آن احترام می‎گذاریم و در مورد آن و مصادیق نوّاب نیز بر این نظریم که از "کوزه همان برون تراود که دروست".

مدیرعامل محترم؛

 ما می‎دانیم و شما هم می‎دانید که مدیر عامل شرکت ورشکسته و بحران‎زده‎ای شده‎اید که طی ایام مدیریت جهادی!!! و مدیریت کودکانه یک تازه‎جوانِ جویای نام و قدرت، فرسنگ‎ها از مسیر حرکت صحیح و معقول دور شده، بازگرداندن آن به مسیر اصلی نه‎تنها در کوتاه‎مدت، بلکه در میان‎مدت نیز میسّر نیست و مستلزم سالیان دراز و هزینه‎های کلان از بیت‎المال و جیب شهروندان تهرانی است!

ما می‎دانیم و به گواه مطالب متعدّد، مستند، متقن و مستدلّ مزبور در بصیر می‎دانیم که مدیریت چنین سازمانی و بازگرداندن آن به مسیر اصلی، تحت هیچ شرایطی بدون جراحّی، خونریزی و درد امکان‎پذیر نیست. اما مدیر موفق مدیری است که در این مسیرِ صعب‎العبور با اتخاذ سیاست صحیح و واقع‎بینانه، با حداقل جراحات، درد و خونریزی به اصلاح و درمان سازمانِ بیمار بپردازد.

ما می‎دانیم که متأثر از آثار و ویرانه‎های موجود ناشی از مدیریتِ همان تازه‎جوانِ جویای نام و قدرت، شرکت با بحران مالی و نقدینگی مواجه است و یکی از دردها و خونریزی‎های اجتناب‎ناپذیرِ آن، سیاست‎های ریاضتی و انقباضی مالی است.

ما هم می‎دانیم و بر این عقیده‎ایم که سازمانی که اداره صحیح آن با همین ظرفیت و ناوگان تا سال90 با ثلثِ این تعداد نیروی انسانی، آن را به یکی از سازمان‎های پویا و نمونه در کشور تبدیل کرده بود، اکنون نباید و لزوما نمی‎بایست به تمامی جمعیت سه برابری، علی‎رغم اضافه‎نشدن حجم کار و فعالیت، همه‎ماهه بابت بی‎کاری، از بیت‎المال مزد اضافه‎کاری پرداخت نماید.

امّا؛ امّا بحث و محل اختلاف ما با شما در این است که به نظر ما اینجا محل اعمال همان سیاست صحیح و واقع‎بینانه، با حداقل جراحات، درد و خونریزی به منظور اصلاح و درمان سازمانِ بیمار و عبور کم‎هزینه از مسیر صعب‎العبور است. در سازمانی که می‎توان با اتخاذ سیاست‎های صحیح و از محل حذف رانت‎ها، ویژه‎خواری‎ها و اصلاح فرایندهای غلط و تضییع‎کننده بیت‎المال، میلیاردها تومان درآمد عاید شرکت نمود که متأسفانه به علت عدم اتخاذ سیاست صحیح، این هدررفت همچنان استمرار دارد؛ چرا و با کدام منطق عقلایی حذف اضافه‎کار و کاهش مزایا و دریافتی کارکنانِ شرکت، مناسب‎ترین راه تأمین نقدینگی انتخاب می‎گردد؟!!!

  • چرا در اوج مشکلات مالی شرکت و در شرایطی که کاهش دریافتی کارکنان سرلوحه برنامه برای تأمین نقدینگی شرکت قرار می‎گیرد، قرارداد کلانی با شرکت خصوصی ش برای ... منعقد می‎گردد؟!!! حال آنکه با توجه به ظرفیت نیروی انسانی واحد فروش بلیتِ شرکت برای انجام اپراتوری دستگاه‎های موضوع این قرارداد، پرداخت ماهانه‎ی چنین مبلغ کلانی به شرکت خصوصی ش با هیچ منطق عقلایی سازگاری ندارد. البته بماند مشکلات حقوقی این قرارداد و منع مندرج در گزارش سازمان بازرسی کل کشور در مورد موضوع همین قرارداد...
  • چرا برای تأمین نقدینگی شرکت قرارداد ترکمنچای جاری، در مورد شرکت خصوصی ت اصلاح نمی‎گردد تا اینگونه شاهد تضییع بودجه عمومی و بیت‎المال نباشیم؟!!!

چرا قرارداد مذکور با شرکت خصوصی ت اصلاح نمی‎گردد تا بابت حدود 90 اتاقی که در ایستگاه‎ها به رایگان در اختیار این شرکت خصوصی قرار گرفته اجاره دریافت گردد؟ آن هم اتاق‎هایی که به علت موقعیت ویژه و ناب در ایستگاه‎ها از نظر کارشناسی دارای ارزش تجاری بالایی می‎باشند.

چرا برای تأمین نقدینگی شرکت با اصلاح قرارداد شرکت خصوصی ت، که 2/5 درصد عایدات فروش بلیت مغناطیسی بدون هیچ توجیه حقوقی و عقلایی از محل بودجه عمومی به این شرکت پرداخت می‎گردد، اصلاح نمی‎شود؟ حال آنکه صرفاً بابت فروش همین بلیت حدود 700 نفر در مدیریت فروش بلیت شرکت بهره‎برداری اشتغال داشته و حقوق دریافت می‎کنند و از صفر تا صد فرایند مربوط به بلیت مغناطیسی مربوط به شرکت بهره‎برداری است و شرکت خصوصی ت هیچ نقشی در آن ندارد.

حال بماند ده‎ها ایراد وارد دیگر بر فرایند مربوط به ارتباط و فعالیت موضوع قرارداد و رسوب عایدات ناشی از فروش بلیت و تراکنش‎ها و ...

  • چرا برای تأمین نقدینگی شرکت، تکلیف قراردادهای معطّلِ تجاری که از جهت کارشناسی ماهانه صدها میلیون تومان خسارت به بیت‎المال تحمیل می‎گردد، روشن نمی‎شود؟!!!
  • چرا برای تأمین نقدینگی شرکت علی‎رغم دستور سازمان بازرسی کل کشور مبنی بر بازنگری کلیه احکام انتصاب مربوط به سه سال گذشته (دوره مدیریت جهادی!!! و کودکانه همان تازه‎جوانِ جویای نام و قدرت)، انطباق آن بر قوانین و مقررات و جلوگیری از استمرار پرداخت صدها میلیون تومان حقوق غیرقانونی، مدیریت مانع این اقدام شده و اجرای دستور آن سازمان معطل مانده است؟!!!

و صدها مصداق دیگر که اگر انجام شود دیگر نیازی به کاهش دریافتی کارکنان برای تأمین نقدینگی شرکت نیست..

جناب آقای نایبی، برگردیم به سطر نخست و توصیه مشفقانه یک شهروند شهر تهران به مدیرعامل مهم‎ترین سازمان متولی حمل و نقل عمومی پایتخت ایران عزیز اسلامی.

دوست عزیز؛ شرکت بهره‎برداری به عنوان یک موسسه عمومی و سازمانی متعلق به بیت‎المال و حاکمیت، به گواه اسناد مستند و غیرقابل خدشه موجود، به علت سیاست‎های انتخاباتی و همچنین با مدیریت جهادی!!! و کودکانه یک تازه‎جوانِ جویای نام و قدرت، به یک شرکت بحران‎زده و ورشکسته تبدیل شده و این موضوع از نگاه تک‎تک شهروندان آگاه و ناظر به امور پایتخت نیز پنهان نیست. حال بماند که متولّیان و بانیان این اوضاع اسف‎بار به علت مسئولیت‎ناپذیری یا قصور دستگاه‎های نظارتی، نه‎تنها محاکمه نشده بلکه اکنون در نقش مدّعی و طلبکار در جامعه حضور پررنگی دارند.

توصیه مشفقانه این برادر کوچک خود را که به زعم ما برگرفته‎ی از معارف دینی و مبانی انقلابی است بپذیرید و به قول لسان‎الغیب:

نصیحتی کنمت بشنـــــو و بهانه مگیر

هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

در این شرایط آبروی خود را سپرِ حفظِ آبروی بر باد رفته متولّیان و بانیان این اوضاع اسف‎بار نکنید. قبول این توصیه و عمل یه آن از سوی شما و توجه به این نکته که پذیرش مدیریت چنین سازمان ورشکسته‎ای؛ ایثار، شهامت و از خودگذشتگی می‎طلبد، مایه خوش‎نامی خواهد بود. 

/ 22 نظر / 233 بازدید
نمایش نظرات قبلی
---

سلام. بنده مستنداتی در خصوص اضافه کاری بالای ۱۵۰ساعت چند نفر از افراد مامور به مترو دارم. این سوال برایم مطرح است تضمینی وجود دارد ارسالدکننده ایمیل (نام بنده) فاش نشود؟

حسین

جناب آقای نایبی اگر مطلب علی صحت داشته باشد. فقط می توانم به شما بگویم الم یعلم بان الله یری ـ جناب آقایان نایبی و یاراحمدی مرگ و قیامت و حساب و کتاب حق است. با حق الناس چه خواهید کرد؟!!!

مصطفي عزيز ، وقتي ماه رمضان ميشه آدمها هم كمي پاك تر ميشن . من يه پيمانمروي بودم كه تو ايستگاه خيلي در حقم ظلم ميشد آن قدر زياد كه اصلا نميتوني تصورش كني و همش با اعصاب داغون ميرفتم خونه تا جاييكه داشتم از همسرم جدا ميشدم . تو همين اوضاع مهندس قليها مديرعامل شد و من جز گروه سوم تبديل وضعيت شدم . ديگه كسي جرات نميكرد تو ايستگاه به من زور بگه چون هم رسمي شده بودم و هم همه زورگوها از اسم مهندس قليها ميترسيدن. چون آدم هاي ضعيف و طبقه پايين مثل منو تحويل ميگرفت . حتي اگه رو گوشيش اس ام اس ميداديم نصف شبم كه شده زنگ ميزد و پيگير مشكلمون ميشد حتي اگه حل نميشد همين كه مديرعامل با موبايلش به من كارگر زنگ ميزد و مشكلمو ميپرسيد انگار همه دنيا رو به من دادن . همين شد كه زندگيم سر و سامان گرفت نه تنها مشكلم با زنم حل شد الان بچه دار هم شديم و زندگيمون خوبه . هم مادرم كه از دو پا فلجه و الان با ما زندگي ميكنه و هم خانمم هر وقت سفره ميندازيم مهندس قليها را دعا ميكنن . مادرم ميگه خدا از عمر من كم كن و به عمر مهندس قليها اضافه كن .اينا رو گفتم تا بگم آدمي كه اينقدردعا پشت سرشه خداهم هواشو داره. پس تو سعي كن يه ذره منصف باشي.

قدیمی شرکت

همکاری که خودتو دعاگوی قلیها میدونی. میدونی که من و امثال من که از اول ساخت مترو توی مترو بودیم و ریه هامون توی حفاری و بتون ریزی تونل ها پر خاک سیمان شدهو هر شب سرفه امونمون رو بریده الان به برکت همین آقای قلیها و کارهاش نمی تونیم اضافه کار واییستیم. یه عمر زحمت کشیدیم اما الان که موقع درو زحماتمونه همه چی خراب شده. میدونی که حقوق بازنشستگی رو برابر معدل حقوق دو سال اخر حساب می کنند حالا ما باید ببینیم که با این اطلاعیه اضافه کار هر ماه حقوق بازنشستگیمون کمتر میشه. اما یه حرفی هم با اقای نایبی که چرا به فکر ما قدیمی ها نیستی. چرا برای حل مشکل ما بای تاوان بدیم. چرا تروخشک با هم بسوزن

كارمند امور مالي

آقاي رجبي سلام . متاسفانه اطلاعات مالي شما برعكس اطلاعات حقوقيتان پايين است . شركتي را ورشكسته مينامند كه يك بنگاه اقتصادي باشد و هزينه هاي آن به مراتب بيشتر از درآمدش باشد . شركت ما يك شركت خدماتيست كه از سال هشتاد و شش در صورتهاي مالي خود ضررده بوده است ٠ ميزان زيان سال نود ويك در صورتهاي مالي كمتر از سال هشتاد ونه بوده است . چون مهندس قلي ها با رابطه خوبي كه با شهرداري داشت اعتبارات سال نود و يك را به دو برابر سال هشتاد و نه افزايش داده بود و اين باعث شده بود كه عليرغم افزايش چشمگير سرفصل هزينه هاي اداري و پرسنلي باز هم زيان شركت كاهش پيدا كند . اما متاسفانه تيم جديد مديريتي نتوانست دفاع خوبي از بودجه سال جاري انجام دهد و اين باعث شد كه بودجه سال نود وسه چهل و سه درصد نسبت به سال مالي قبل كاهش يابد . از طرفي شما بارها بيان كرديد كه مهندس قلي ها خزانه شركت را خالي كرد و رفت . خوبست جنابعالي و تمام دوستان بدانند اصلا شركت بهره برداري چيزي به اسم خزانه نداشته و ندارد كه در آن پول ذخيره كند . ماهيت بودجه اي شركت اينگونه است كه هر ماه با توجه به توان تيم مديريتي حاكم بر شركت بخشي از بودجه سالانه از طرف شهرداري

كارمند امور مالي

ادامه مطلب قبل : به شركت تخصيص داده ميشود و بودجه تخصيصي يارانه دولت هم هر وقت از طرف دولت به هولدينگ پرداخت ميشود با فاصله چند روز به حساب شركت واريز مي گردد . بنابراين ماهيت بودجه اي شركتهايي نظير ما كه دريافت كننده كمك از شهرداري و دولت هستند يعني نقدينگي پرداختي به شركت تحت عنوان كمك شهرداري ( يا دولت ) به حمل و نقل عمومي ( يارانه مترو ) اينگونه اقتضا مي كند كه هر چه تيم مديريتي يك شركت خدماتي قوي تر باشد بودجه بيشتري جذب ميكند و مهندس قلي ها ( نه تشت زر كه هيچ چيز از مالي و بودجه سر در نمي آورد و نقطه ضعف اصلي مهندس قلي ها بود ) اين ارتباط و قدرت را داشت و همه مي دانند هر چه بودجه جذب مي كرد براي امور نيروي انساني اعم از جذب و رفاه پرسنل هزينه مي كرد .خوب است بدانيد رويه حال حاضر تغيير كرده و ديگر اولويت نيروي انساني نيست . امروز اولويت برخي خريدهاي غير ضرور ( بعضا تا پنج سال آينده به آنها نيازي نيست ) از داخل و خارج كشور شده است و پول برق فشار قوي كه براساس مصوبه مجلس ميبايست به كمترين تعرفه محاسبه شود با تعرفه صنعتي از طرف اداره برق محاسبه و مديريت جديد بجاي پرداخت مطالبات پرسنل آن را پرداخت ميكند

پاسخ به دوست عزیز تبدیل وضعیت شده

با سلام محضر برادر رجبی و دوستان گرامی و آرزوی قبولی اطاعات، در پاسخ به این برادر عزیزخواستم عرض کنم من از پرسنل تقریباً قدیمی متروهستم با حدود 15 سال سابقه،دانشجوی دکترا،مدرس دانشگاه و البته مرکز آموزش مترو، کلی هم مقاله علمی و پژوهشی و البته انبوهی از تجارب فنی که باعث شده در بسیاری از کمیته های تخصصی داخل سازمان وخارج از آن عضو باشم...متاسفم که بگم در دوره جناب آقای مهندس قلی ها مدیرم با نفوذی که در کمیته طبقه بندی مشاغل و بخش منابع انسانی شرکت داشتند بسیاری از اقوام و آشنایان روخودش رو ارتقا داد(مثلاًبعضی ها را بدون داشتن حداقل تجربه و تحصیلات رییس و تعدادی رو مسئول و کارشناس کرد)و برای من و افرادی که وضعیتی شبیه به من داشتند و شاهد بی عدالتی،تبعیض و ارتقای جهشی و بدون ضابطه بسیاری از نورچشمی ها و نزدیکان آقای مهندس بودم،حداکثر سرخوردگی و انزوا رو به بار آورد...به نظر شما من باید چه کسی رو دعا یا نفرین کنم و از چه کسی گلایه؟؟؟ آیا این مفهوم عدالت سازمانیه؟مفهوم شایسته سالاری و مدیریت مبتنی بر دانشه؟خوشحال می شم جواب بشنوم !!التماس دعا

پاسخ به دوست عزیز با سابقه 15ساله

باسلام, آقای دکتر مهندس قلیها حقوقتان را بالا نبرد ? ایشان نبود تایید کرد که حضرتعالی برای تحصیلتان کارت ساعت زتی اداری استفاده کنید? و...... حالا خوبه بهتون احترام میزارن , پست دلخواهتون رو کسب کردید, مدیر شدید به سلامتی, آخه شما و این برادر صاحب سایت درد ماها که حقوقمون نصف اضافه کاریتونه نمیفهمید. پناه بر خدا

جدیدالاستخدام

جدید الاستخدامی هستم که تجربه کار نداشته و با ضرب زور و پارتی استخدام شده ام. البته نظر شما این است. لازم به یادآوری است که خود حضرتعالی هم سبقه ای نداشته و یه راست از روستا آمدی نگهبان بشی , وقتی هم محسن ه مخالفت کرد شدی سردسته اغتشاش گرها آنقدر حیدر حیدر فریادزدی که اخراجتو زدن, شش سال بعدشم که خیابون پاستور و بهارستان به هم ریختی , شرایط ریاست نداشتی بهت دادن , سابقه بچه ها جدیدالاستخدام بخون , خودت خجالت میکشین

فلفلی

جناب آقای رجبی با سلام و تبریک عید سعید فطر و قبولی طاعات و عبادات مطلب اول اینکه عزیز من چرا زحمت بیهوده می کشی؟ کدام اصلاح ساختار؟ چه آقای قلیها و چه آقای نایبی متولی اجرای خط مشی آقای دکتر ق هستند. زمان آقای قلیها ژستهای انتخاباتی و تبلیغاتی ریاست جمهوری به گونه ای بود که بودجه مترو به تاراج همایشها و بریز و بپاش های آنچنانی و استخدامهای بی حساب و کتاب شود. حال مدیری بعدی آقای دکتر ق باید بیاید و شعار سالم سازی فضای کاری ... که وارد شرکت شده اند را پیاده سازی کند. مطلب دوم این که وقتی که خود آقایان مدیران حاضر نیستند و اغلب کارتابلها تبدیل به کارتابل جانشین شده وقتی که خودشان در اولویت دریافت پست و سفرهای خارج کشور هستند. خوب معلومه که باید سر من و جنابعالی را با موضوعاتی مانند کاهش اضافه کاری و تغییر سه شیفت به چهار شیفت گرم کنند. ذز موزذ دوستان نفز قلی هم دلخور نباشید بالاخره باید خود را وام دار آقای قلیها بدانند و به طرفداری از ایشان به صورت افرادی همچون شما چنگ بیاندازند