پژواک . بیت‏المال و اموال عمومی . قسمت اول

 

در این قسمت قصد آن است تا به اختصار مفهوم بیت‏المال بیان؛ اهمیت و جایگاه اموال عمومی و نحوه مصرف آن در مبانی و مفاهیم دینی ارائه گردد. انشاالله اگر عمری برای ما و این وبلاگ باقی بود در قسمت‏های بعد مصادیقی از تعارض عملکرد جاری با این مبانی بیان خواهد شد.

بیت‏المال یا اموال عمومی در اصطلاح دینی و حقوقی عبارت است از اموال و دارایی‏هایی که متعلق به عموم مردم بوده فرد یا افراد خاصی در آن اموال حقوق انحصاری ندارند. در واقع دارای مفهومی مقابل اموال خصوصی و مالکیت شخصی است. وجه تمایز این نهاد حقوقی و شرعی با سایر اموال و دارایی‏ها در مالکیت و نحوه استفاده از آن است. خلاف اموال خصوصی که بر اساس قاعده "الناس مسلطون علی اموالهم" متصرف و مالک بر آن تصرف مطلق (البته در حدود قواعد و نظم عمومی) دارد، در بیت‏المال احدی خارج از حدود و ثغور شرعی و قانونی حق دخل و تصرف در آن را به نفع خود یا دیگران ندارد. حتی فراتر از آن، صَرف بیت‏المال در راه منفعت عمومی خارج از حدود و جواز شرعی و قانونی نیز ممنوع بوده و برای اجرای صحیح آن در فقه و قانون ضمانت‏های اجرای خاصی پیش‏بینی شده است.

بیت‏المال در حکومت اسلامی از چنان جایگاه بالایی برخوردار است که بسیاری از احادیث و روایات معصومین به این موضوع اختصاص یافته است. شاخص‏ترین این روایات به امیرالمومنین علی(ع) اختصاص دارد. آن حضرت در غالب نامه‏ها، فرمان‏ها و خطابه‏های خود به تشریح نهاد بیت‏المال، موارد و محل مصرف، کنترل و نظارت دقیق بر نحوه مصرف، انذار از حیف و میل و مصرف در موارد غیر تعیین شده آن و النهایه مجازات شدید خاطیان و متخلفان از این حدود و ثغور پرداخته است.

معروف‏ترین آنها عبارتند از بخشی از نامه آن حضرت به مالک‏اشتر و نامه‏های ایشان به اشعث بن قیس فرماندار آذربایجان، مصقلة به هبیره شیبانی فرماندار فیروزآباد فارس، زیادبن ابیه، جانشین عبدالله‏بن عباس والى بصره و ...

البته اگر هیچ کدام از این نامه‏ها، فرمان‏ها و خطابه‏های آن حضرت هم نبود داستان برخورد آن حضرت با برادر نابینایش عقیل به تنهایی برای بیان اهمیت بیت‏المال کافی بود.

در نظام اسلامی ما نیز امام راحل و مقام معظم رهبری با تأسی از حضرت علی(ع)، در کلام و سیره خود همواره تاکید بر این موضوع داشته و دارند.

در خاتمه این قسمت جهت تیمم و تبرک یکی از توصیه‏های حضرت علی(ع) به کارگزاران حکومت در باب اهمیت بیت‏المال بیان می‏گردد.:

«أَدِقُّوا أَقْلَامَکُمْ وَ قَارِبُوا بَیْنَ سُطُورِکُمْ- وَ احْذِفُوا عَنِّی فُضُولَکُمْ- وَ اقْصِدُوا قَصْدَ الْمَعَانِی- وَ إِیَّاکُمْ وَ الْإِکْثَارَ- فَإِنَّ أَمْوَالَ الْمُسْلِمِینَ لَا تَحْتَمِلُ الْإِضْرَارَ»

«نوک قلم‌هایتان را ریز کنید، و سطرها را به هم نزدیک بنویسید، حرف‏هاى اضافى را کنار بگذارید، و تنها تعادل و رسایى معنى را در نظر بگیرید، و از ولخرجى و زیاده‌روى بپرهیزید، که بیت‏المال تحمل زیان را ندارد.»

حال ما رفتار و عمل خود را با این توصیه آن حضرت مواجه نموده و ببینیم که آیا از اینکه خود را شیعه آن حضرت می‏نامیم، شرمسار نخواهیم بود! چه رسد به اینکه علم ولایتمداری و رهروی ایشان را برافرازیم

...  ادامه دارد

/ 4 نظر / 111 بازدید
مترویی

باز بوی باورم خاکستریست/صفحه های دفترم خاکستریست /پیش از اینها حال دیگر داشتم/هر چه می گفتند باور داشتم/پیرها زهر هلاهل خوردند/عشق ورزان مهر باطل خوردند/باز هم بحث عقیل و مرتضی است/آهن تفدیده مولا کجاست؟/نه فقط حرفی از آهن مانده است/شمع بیت المال روشن مانده است/دست ها را باز در شب های سرد/ها کنید ای کودکان دوره گرد/مژدگانی ای خیابان خواب ها/می رسد ته مانده بشقاب ها/در صفوف ایستاده بر نماز/ابن ملجم ها فراواننــــد باز/سر به لاک خویش بردید، ای دریغ/نان به نرخ روز خوردید، ای دریغ/گیر خواهد کرد روزی روزیت/در گلوی مال مردم خوار ها /من به در گفتم ولیکن بشنوند/نکته ها را مو به مو دیوارها/با خودم گفتم تو عاشق نیستی/آگه از سر شقایق نیستی/غرقه در دریا شدن کار تو نیست/شیعه مولا شدن کار تو نیست

مترویی

جان مولا حرف حق را گوش کن شمع بیت المال را خاموش کن یکی به نزد علی رفت از اکابر شهر شبی ز جمله شبها، به عزم طرح مقال علی، به کار خلافت نشسته بود آن شب فراز مسند خود، فارغ از دگر احوال زخویش، فارغ و سرگرم حلّ و عقد امور به گونه ای که نبودش دمی فراغت بال بیامد آن کس و طرحِ بیان مطلب کرد به پیشگاه علی، سرور ستوده خصال سخن ز مزرعه آغاز کرد و نخلستان که بود شیر خدا را یگانه مال و منال علی چو مقصد قائل به یک سخن دریافت چراغِ بزم خلافت بکشت اندر حال که خود سرانه، مرا رخصت شنیدن نیست حدیث خویش، به پای چراغ بیت المال چراغ بزم خلافت از آن جمهور است که جز به کار جماعت نگردد استعمال ز مال خلق اگر سوء استفاده کنم چگونه رویکنم، سوی قادر متعال سزد که عبرتی از شاه اولیا گیرند در این دیار، امیر و وزیر و جمله رجال

محمد

آیت الله جوادی آملی نقل کردند که روزی مهمان مقام معظم رهبری بودم، سفره را که گستردند، آیت‌ الله خامنه‌ای به پسرشان، آقا مصطفی فرمودند: «پاشو برو!»، من خلاف ایشان عرض کردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند. من از وی درخواست کرده‌ام که با هم باشیم. آقا فرمودند: «غذا مال بیت‌المال است. شما هم مهمان بیت‌المال هستید. برای بچه‌ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. آنان به منزل بروند و از غذای خانه میل نمایند. من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به آقا داده است. یا خاطره آقای مهندس حمید میرزاده که "در زمان ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای، معظم‌له یک چک پنجاه هزار تومانی برای نخست وزیر وقت، مهندس میرحسین موسوی ارسال می‌نمایند و می‌فرمایند: حداکثر پولی که ممکن از بیت‌المال در هزینه‌های شخصی من جابه‌جا شده باشد، کمتر از این است." حالا این آقایانی که تاج ساختمان شرکت نوشتند "رهسپاریم با ولایت تا شهادت" بگویند با چه رویی ادعای پیروی و رهسپاری با این رهبر را دارند. به نظر خیلی از همکاران اینها رهسپارند با دشمنان ولایت چون کارهاشون در این دو سال ما را از خیلی چیزها دلسرد کرد

مرتضی خواجوند سریوی

ان شاءالله در هدفتان موفق باشید یا حق