سه قِصّه‏ و یک غُصّه

"من طبق تشخیص و وظیفه خود عمل خواهم کرد و گوش به حرف این و آن و یا ملامت کسی نخواهم داد و بر طبق علم و دانایی و توانایی خود اقدام خواهم نمود."

امامِ عدالت قِصّه‎‏ی ما در برخورد با تخلّف و فسادِ مدیران و کارگزاران، اهل مماشات و مسامحه نبود و به مدیران و منصوبان خود این‎گونه فرمود:

"اعوان و انصار خود را به طور دقیق کنترل کن و آنان را زیر نظر بگیر! و اگر یکی از آنان، دست به خیانت زد و بازرسان سرّی تو، بر آن اتفاق نظر داشتند، به همین مقدار بسنده کن و او را زیر تازیانه‏‎ی کیفر بگیر و به مقدار خیانتی که انجام داده، او را کیفر نما. سپس او را در مقام خواری و ذلّت بنشان و داغ خیانت را بر او نِه و قلّاده‏ی ننگ و عار بر گردنش بیفکن."

روزی به این قهرمان قِصّه‏‎ی ما خبر دادند که یکی از مدیران زیردستش به نام مصقلة فرماندار فیروزآباد فارس، وقتی به یکی از بستگانش که از راه دوری به دیدن او رفته بود هدیه‏‎ی ناچیزی به عنوان کمک، از بیت‎‏المال داده بود؛ بلافاصله دست به قلم برد و خطاب به مصقلة نوشت:

"گزارشی از تو به من دادند که اگر چنان کرده باشی، خدای خود را به خشم آورده‎‏ای، و امام خویش را نافرمانی کرده‏‎ای، خبر رسید که تو غنیمت مسلمانان را...، به اعرابی که خویشاوندان تواند... می‎بخشی. به خدایی که دانه را شکاف و پدیده‏‎ها را آفرید، اگر این گزارش درست باشد، در نزد من خوار شده و منزلت تو سبک گردیده است. پس حق پروردگارت را سبک مشمار، و دنیای خود را با نابودی دین آباد مکن، که زیان‏‎کارترین انسانی. آگاه باش حق مسلمانانی که پیش من یا نزد تو هستند در تقسیم بیت‏‎المال مساوی است، همه باید به نزد من آیند و سهم خود را از من گیرند"

مولای داستانِ ما حتی به برخورد با متخلّفان اکتفا نمی‏‎کند و با هشدار به کارگزاران، آنها را از تجاوز به بیت‏‎المال برحذر داشته، در مقام پیش‏‎گیری با ارسال نامه‏‎های متعددی به آنها می‎‏نویسد:

"همانا من به راستی به خدا سوگند می‏‎خورم، اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردی، کم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم‏‎بهره شده، و در هزینۀ عیال، درمانده و خوار و سرگردان شوی."

روزی به این ایشان خبر دادند که یکی از مدیران زیردستش به نام منذَر به بیت‎المال خیانت کرد و با بذل و بخشش‎‏هاى بی‎‏حساب به دوستان و اقوام، بیت‎‏المال را تاراج کرد. آن حضرت با ارسال نامه‎‏اى تند، ضمن توبیخ و عزل او این‎گونه نوشت "اگر آنچه به من گزارش رسیده، درست باشد، شتر خانه‎‏ات و بند کفش تو، از تو، باارزش‎‏تر است. و کسى که همانند تو باشد، نه لیاقت پاسدارى از مرزهاى کشور را دارد و نه می‎تواند کارى را به انجام رساند، یا ارزش او، بالا رود، یا شریک در امانت باشد و یا از خیانتى دور ماند. پس چون این نامه به دست تو رسد، نزد من بیا."

و یا این نامه‏‎ی ایشان به یکی از کارگزاران حکومت که به بیت‏‎المال خیانت کرده بود:

"اگر اموال به غارت رفته بیت‎المال را برنگردانى و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفرى خواهم کرد که نزد خدا، عذرخواه من باشد و با شمشیرى تو را می‎‏زنم که به هر کس زدم، وارد دوزخ گشت."

قِصّه‏‎ی دوم

قرن‏‎ها بعد در همین ایام در بهمن 57 یکی از فرزندانِ قهرمانِ قِصّه‎‏ی اوّلِ ما در مسیر آن امام عدالت گام برداشت و پس از 15 سال مبارزه، به همت شیعیان و مریدان مصمّمِ علوی؛ بر ظلم، استعمار، استبداد، و فساد چیره شد و حکومت علوی تشکیل داد. ایشان نیز همانند مولی و مقتدای خود در مدت 10 ساله‏‎ی حکومت خود در برخورد با فساد و تخلّف، تبعیض و بی‏‎عدالتی، تعدّی و تجاوز به بیت‎‏المال؛ اهل سکوت، مسامحه، مماشات و گذشت نبود. در ادامه‎‏ی این مسیر، خلف صالح امام خمینی(ره)، حضرت آیت‏‎الله خامنه‏‎ای نیز همان راه را در پیش گرفته است. ایشان نیز همواره به مبارزه با فساد و تعدّی و تجاوز به بیت‎‏المال بدون هیچ تبعیض، مسامحه، مماشات و گذشت تاکید دارد. جملات تکان‏‎دهنده و تأثیر برانگیزی که همه و همه مؤید اهمیت مبارزه در این راه است. مانند:

"در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچ‎کس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهاد نمی‏‎تواند با عذرِ انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولانِ کشور، خود را از حساب‎‏کشی معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد."

"به مسئولان خیرخواه در قوای سه‏‎گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد به نوعی هم‎‏دستی با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومی به دستگاه‏‎ها را با برخورد با مجرم و متخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود نشان دهند."

"بدانید مبارزه با فساد، یک مبارزه جدّی و واقعی است. مفسدین تهاجم خواهند کرد و فشار خواهند آورد؛ لذا کار سختی است. برای مقابله با شیوع فساد اقتصادی و مالی، باید لباس مبارزه به تن کرد."

"با آغاز مبارزه جدی با فساد اقتصادی و مالی یقینا زمزمه‎‏ها و به تدریج فریادها و نعره‎‏های مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفت‏‎ها عمدتا از سوی کسانی خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر می‎‏شوند و طبیعی است بددلانی که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده دلانی که از القایات آنان تاثیر پذیرفته‏‎اند با آنان هم‏‎صدا شوند . این مخالفت‎ها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند."

متأسفانه در مبارزه‏‎ی با فساد و تجاوز در قِصّه‏‎ی اول و دوم، همدلی و همراهی‏‎ای با قهرمانانِ این دو قِصّه از سوی اغلب کارگزاران وجود نداشته و ندارد. مظلومیت و تنهایی وجه مشترک منادیانِ مبارزه با فساد و دست‏‎درازی و تعدّی به بیت‎‏المال است. اکثریت مدعیان تبعیت و پیروی از قهرمانان قِصّه‎‏های فوق عامدانه یا غافلانه از اجرای دستورات امام و امیر خود امتناع می‏‎کنند. دستورات صریح، بدون ابهام و شفاف ایشان را تفسیر به رأی نموده با مصلحت‎‏اندیشی‏‎های غیر موجّه، خواسته یا ناخواسته در این راه مانع می‏‎تراشند.

قِصّه‎‏ی سوم

این قِصّه‏‎ی ما داستان زندگی جوانی است که همانند قِصّه‏‎ی او صدها قِصّه‏‎ی مشابه در اطرافمان می‎‏بینیم و درد می‎‏کشیم. درد از این جهت که بر خلافِ منش، سیره و دستور پیشوایان قِصّه‎‏های اول و دوم، علی‏‎رغم شدیدتر بودن تخلفات و جرائمِ این افراد، بعضاً نه‎‏تنها هیچ برخوردی با ایشان نمی‎‏شود بلکه در بعضی موارد به عکس به ایشان پاداش نیز عطا می‏‎شود!!!

جوان این قِصّه‏‎ی ما که فاقد تجربه، تخصص و تحصیلات بود با فعالیت در ستاد انتخاباتی تعدادی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در سال 84، به واسطه برقراری ارتباط با بعضی سیاسیون به ناگاه در مناصب مدیریتی منصوب می‏‎شود.

تغییرات پی‏‎درپی و انتصاب در پست‏‎های غیرمرتبط و نامتجانس و عملکردهای ناموفق در این مسئولیت‎‏ها. اوج این عدم موفقیت و کارنامه‎‏ی مردودی، به حضور وی در صنعت خودروسازی در مجموعه سایپا برمی‎‏گردد. اما پس از آن در سال 90 در کمال حیرت و تعجبِ آگاهان به موضوع، این جوانِ ناموفق به مدیرعاملی شرکت بهره‎‏برداری متروی تهران به عنوان فنی‏‎ترین، تخصصی‏‎ترین و مهم‎‏ترین سازمان مجموعه شهرداری تهران منصوب شد. شرح مُفصّل انگیزه‎‏ی این انتصاب قبلا در مطلبی با عنوان "آقای قالیباف، از این پس هدف وسیله را توجیه نکند" بیان شد و ما از تکرار آن خودداری می‎‏کنیم.

جوان 31 ساله‎‏ی قِصّه‏‎ی ما طی دو سال و نیم مدیریت در شرکت بهره‎‏برداری، این شرکت را که قبل از حضور وی یکی از موفق‎‏ترین، پیشروترین و کارآمدترین سازمان‏‎های فعال در کشور و شهر تهران بود، به یک شرکتِ ورشکسته‏‎ی، ناموفقِ غیرکارآمد با انواع و اقسام بحران‏‎ها و صدها میلیارد تومان بدهی تبدیل نمود. شرح مفصّل آثار مدیریتی وی در موضوعات مختلف وبلاگ آمده است که از آن جمله است مطلبی با عنوان "به بهانه تودیع آقای قلی‎‏ها".

به استناد اسناد و مدارک غیرقابل خدشه بسیاری از اقداماتِ این جوانِ غیرمتخصّصِ بی‏‎تجربه، مصداق روشن و مبرهن و مشمول بلااشکالِ اوامر، نهی‎‏ها، عتاب‏‎ها و برخوردهای مورد نظر قهرمانان داستان‏های اول و دوم است.

غُصّه‏‎ی اول و آخر

اما هزاران هزار حیفُ و افسوس و اندوه از مماشات با این جوان و صدها مورد دیگرِ همانند وی. دریغ از برخورد با این همه تخلف آشکار.

در اینجا نه به دستور امام عدالت عمل می‎‏شود که در مورد تخلفی بسیار کوچک‏‎تر از تخلفات این جوان فرموده است:

"او را زیر تازیانه کیفر بگیر و به مقدار خیانتی که انجام داده، او را کیفر نما.سپس او را در مقام خواری و ذلّت بنشان و داغ خیانت را بر او نِه و قلّاده‏ی ننگ و عار برگردنش بیفکن"

و نه به دستور مقام معظم رهبری که فرمود:

"به مسئولان خیرخواه در قوای سه‏‎گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد به نوعی هم‏دستی با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومی به دستگاه‎‏ها را با برخورد با مجرم و متخلّف و قاطعیت و عدم تزلزل خود نشان دهند."

در اینجا نه‎‏تنها با این جوان متخلّف برخورد نمی‎‏شود بلکه علاوه بر چشم بستن بر حجمِ وسیع جرائم، تخلّفات و خطاهای ریز و درشت قلی‏‎ها و تیم همراه وی، او را در جایگاه تخصّصی و فنّی دیگری منصوب می‏‎کنند. اینجاست که بدون هیچ شک و ابهامی به اتقان و استواری، باید عاملان این انتصابات را نیز به اتهام معاونت در این جرائم و تخلفات محاکمه نمود.

امّا چند سوال و نکته ابهام برانگیز:

دستگاه محترم قضایی، خصوصاً سازمان بازرسی کل کشور چه پاسخی به این نقاط استفهام برانگیز دارند؟

چه برخوردی با این تخلّفات و جرایم آشکارِ ریز و درشت که بر همه عیان و آشکار است نمودند؟

شورای اسلامی شهر تهران که امین و منتخب مردم برای صیانت از شهر، سرمایه‎‏های آن و اداره صحیح امور می‎‏باشند چه اقدامی در برابر این تخلفات انجام داده‏‎اند؟

مگر نه اینکه مقام معظم رهبری کمتر از یک ماه قبل در دیداری که با معظم‏‎له داشته‎‏اید تاکید مؤکّد بر صیانت از بیت‎‏المال و مراقبت از ریخت و پاش‏ها در شهرداری و تقویت روحیه درست‏کاری و امانت‎داری داشته‏‎اند. به این زودی توصیه و اوامر ایشان را فراموش کرده‎‏اید؟

اگر اخبار منتشر شده مبنی بر انتصاب آقای قلی‏‎ها به عنوان مدیرعامل شرکت واگن‏‎سازی تهران منطبق بر واقع باشد، دستگاه قضایی و شورای اسلامی شهر تهران چه پاسخی به افکار عمومی خواهند داشت؟ مگر نه اینکه بزرگ‏ترین سهام‎‏دار از مجموع سهام‏‎داران این شرکت، مترو (شهرداری تهران) نیست. مگر نه اینکه دو عضو هیأت مدیره و مدیرعامل این شرکت توسط مجموعه شهرداری انتخاب می‏‎گردد!!!

النهایه اینکه قوانین و مقرراتِ جاری شفاف، متقن و استوار است. در مقابل، جرائم و تخلفات نیز اظهرِ من‏‎الشمس است. اما نمی‏‎دانیم چرا برخوردی صورت نمی‎‏پذیرد؟

به نظر ما نکته همان است که در پایان قِصّه‎‏ی دوم بیان شد و آن اینکه متأسفانه در مبارزه‎‏ی با فساد و تجاوز در قِصّه‏‎ی اول و دوم، همدلی و همراهی‏‎ای با قهرمانانِ این دو قِصّه از سوی اغلب کارگزاران وجود نداشته و ندارد. مظلومیت و تنهایی وجه مشترک منادیانِ مبارزه با فساد و دست‎‏درازی و تعدّی به بیت‎‏المال است. اکثریت مدعیان تبعیت و پیروی از قهرمانان قِصّه‏‎های فوق عامدانه یا غافلانه از اجرای دستورات امام و امیر خود امتناع می‎‏کنند. دستورات صریح، بدون ابهام و شفاف ایشان را تفسیر به رأی نموده با مصلحت‏‎اندیشی‎‏های غیر موجّه، خواسته یا ناخواسته در این راه مانع می‏‎تراشند.

اگر دستگاه قضایی، شورای اسلامی شهر تهران و سایر دستگاه‏‎های نظارتی با این نظر موافق نیستند با اقدام عملی مخالفت خود را اثبات نمایند.

/ 17 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
از پرسنل واگن سازی

ضمن عرض تبریک به جناب آقای مهندس قلی ها بابت انتصابشون در واگن سازی خواستم خدمتشون عرض کنم بزرگترین توهین به پرسنل یک سازمان نادیده گرفتن استعدادها و پتانسیل های اون سازمان و اتوبوسی کردن مدیریته ، آقای مهندس قلی ها ضمن اینکه از انتصاب شما خیلی خوشحالم خواهش می کنم اگه قراره انتصابی انجام بدین براساس ظرفیتها خود شرکت ما این کارو بکنین ضمناً خواسته من از شما اینه تو رو خدا اقلیت نورچشمی تو شرکت درست نکنید هیچ چیز مثل بی عدالتی و فرق گذاشتن بد نیست خواهش می کنم همه ما رو به یک چشم نگاه کنید و بین دوستان صمیمی خوتون در سایپا ویا بچه هیئتی ها که خدمشون خیلی ارادت دارم و افراد عادی مثل بنده حقیر فرق نذارید متشکرم

بسیجی منتقم

رسوات می کنیم خیالت راحت راحت راحت باشه ضمناً حقوقدان متقلب فکر نکن فقط خود ناکس و نامردت بلدی وبلاگ بسازی چنان آبرویی ازت می بریم که بزاری از شرکت گورت رو گم کنی از دوستان عزیز هم می خواهم اگه در مورد رجبی مطلبی و فسادی دارند ارسال کنند تا درج کنیم تو اگه راست می گی گواهی جعلی واسه بسیجی بودنت نمی آوردی به زودی به سزای اعمال کثیفت می رسی باش تا صبح دولتت بدمه نامرد

محمد

ای کاش در دهکده معرفت و انسانیت و عدالت خواهی و ستم ستیزی فراوانی می بود....

امیر

باسلام من هر چی خوندم نفهمیدم ایشون دقیقا چه تخلفی کرده ؟ اینکه خیلی ها رو استخدام کرده ؟ والا تا اونجا که من از ایشون شنیدم همه دعاش کردن ولی از نظر ساختاری شنیدم با این استخداماش مشکل ایجاد کرده ولی اون دزدی ها و تخلف هاشو نفهمیدم

علیرضا

بهتر نیست اینقدر واسه خودت دشمن نسازی؟ همه رو با خدت لج انداختی که چی ؟ هیچکس همه واسه حرفهات تره خورد نمی کنه دست بردار از بچه بازی ها

محسن

يه كم صبر كنيد. خيلي زمان نميبره تا متوجه شويم مهندس قليها چه مرد شريفي بود. آقا مصطفي من اول فكر ميكردم اين كارات از روي دلسوزيه. حالا فهميدم تو فقط دنبال انتقام گرفتني . تو مهندس قليها را مسؤول تمام عدم رشد خودت ميدوني و ميخواي مثلا با اين كارات اونو زمين بزني . يادت رفته زمان ربيعي و فرهنگ چه بلاهايي سرمون آوردن. قليها بود كه اومد و حقوقامونو، گروهمونو درست كرد.تا حالا يه بار از خودت پرسيدي چرا اينقدر عليه اين مرد حرف زدي و نوشتي اما يه بار هم سعي نكرد ازت انتقام بگيره. تو كه اينقدر آيه و حديث بلدي برو ببين اون كار درستي انجام ميده يا تو كه وقتي هيچ چيزي عليه اون ثابت نشده اينقدر بدگويي ميكني. برو تا دير نشده ازش حلاليت بطلب. من نزديك بيست و هفت سال تو اين متروي خراب شده جون كندم. واقعا قليها مرد بود .

نه این طرفی _ نه اون طرفی

زیدی به زن فاحشه گفتا پستی هر لحظه به دام دگری پابستی زن گفت: هر آنچه گویی هستم اما تو چنانچه مینمایی هستی؟

رضا

امیدوارم واگن سازی به فلاکت بهره برداری نیفته در ضمن شنیده شده روز اول 12 تا نفرقلی با خودش برده واگن سازی . بعضی از دوستان که طرفداری قلی ها رو میکنند خوب می دانند اگر این بی نظمی ها نبود تو شرکت یه بی سواد که تجربه هم نداره نمی تونست کیلویی پست بگیره و مفت بخوره پس اینها نا آخر عمر باید آویزون قای ها باشن

علیرضا2

علیرضا چی میگه رجبی؟میگه مثل خودش باش منبر بسوزان مردم آزاری بکن نردبون بساز دین رو ملعبه خودت کن نفاق بیانداز و هزار کار که می دونیم و کرد و پست گرفت و رفت بالا بکن از این کارا نکن

حسن ه

با سلام: چه کنیم زورمان نمی رسد باید سوخت وساخت .با تشکر از زحمات شما .همکار