فاصله ما تا غدیر

مَطلع بحث ما به عنوان مدّعیِ مدَّعای بزرگ شیعه و پیرو علی(ع) بودن، همین ادّعاست. ما همواره در طول تاریخِ بیش از هزارساله، خود را مفتخر به انتصاب به علی(ع) و مکتب وی دانسته‎ایم و به آن بالیده‎ایم و نازیده‎ایم.

شیعه علی(ع) بودن بزرگترین افتخار و سرمایه و راه فلاح و رستگاری دنیوی و اخروی است. اما اشکال کار آن است که ما علی‎رغم بهره‎مندی از این سرمایه لایزال به فلاح و رستگاری نمی‎رسیم! به‎راستی چرا؟

اشکال کار آن است که ما استحاله شده‏ی از مفهوم غدیر و ولایتیم. تهی از مفهوم شیعه واقعی، چرا که اگر در باطن نیز شیعه بودیم اینگونه نبودیم. ما در برکه‎ی غدیر متوقف شدیم و واقعه غدیر را همانند یک حادثه تاریخی انگاشته‎ایم و نگاهمان به غدیر، صرفاً نگاه به یک برکه و سرزمین است. ما به غدیر فقط به عنوان روزی برای جشن و شادی، چراغانی خیابان‎ها و فرصتی برای دیدوبازدید از سادات و عیدی گرفتن می‎نگریم. در یک کلام ما در عمل و رفتارمان با ارفاق، مراد از غدیر و لفظ ولیّ را همان محبت و نزدیکی و دوستی به علی(ع) معنی کرده‎ایم.

در واقع «... شیعه علی(ع) بودن از «چون علی(ع) عمل کردن» شروع میشود و این مرحلهای است پس از شناخت و پس از عشق. بنابراین ما یک ملت دوستدار علی(ع) ‌هستیم، اما نه شیعه علی(ع)‌! چراکه شیعه علی(ع)، علیوار بودن، علیوار اندیشیدن، علی‎وار مسئولیت احساس کردن در برابر جامعه، ‌علیوار مسؤولیت احساس کردن و انجام دادن در برابر خدا و خلق، ‌علیوار زیستن، علیوار پرستیدن و علیوار خدمت کردن است.»

امامی که ما مدعی شیعه بودن او هستیم مظهر، نماد، قهرمان و نمونه اعلای عبودیتِ پروردگار، انسانیت، حقیقت، ارزش، عدالت، مساوات، سخنوری، شهامت، تحمل مخالف، رهبری و امیری، محبت و عشق، همسری و پدری و برادری و ... مظهر و نماد و نمونه اعلای هر آنچه خوبی و ارزش است.

اما ما به عنوان مدعی پیروی و شیعه بودن او و اولاد معصومش عامل و پای‎بند کدام یک از این خصائصیم؟

اگر شیعه اوییم پس چرا وضعیت جامعه ما اینگونه است؟ منصفانه قضاوت کنیم؛ اگر ظواهر امر را کنار زده و جشن و شادمانی غدیر را از خیابان‎ها و مجالسمان برداریم دیگر چه نشان و نمادی از علی(ع) در زندگی و رفتارمان وجود دارد؟

از اخلاق اجتماعی و خانوادگی علوی تا یتیم‎نوازی و محبت علوی.

از عدالت و حکومت علوی تا دیانت و تقوای علوی.

از نگاه علی(ع) به بیت‎المال و مناصب و پست‎ها و مسئولیت‎ها تا سیره علی(ع) در برخورد با مفسدان و متخلفان.

وجه مشترک اعمال و رفتار ما با راه و سیره علوی کدام است؟ در عرصه سیاست و مدیریت که اختلاف از زمین تا آسمان است و بعضاً هیچ وجه اشتراکی نمی‎توان یافت.

در این عید عزیز به ذهنم آمد تا به عنوان مسلمانزاده و شیعهزادهای که داعیه‎‎ی شیعه و پیرو بودن ما و امثال ما گوش فلک را کر نموده، با قضاوت وجدان خویش منصفانه خود را با معیارها و شاخصه‎‎های علوی بسنجیم و در عالم خیال، خود را حاضر در محضر ایشان ببینیم و خود قضاوت کنیم که با اعمال و رفتارمان کدام سوییم و منطبق بر کدام قضاوت و برداشت از لفظ ولیّ در خطبه غدیرخم. منطبق بر برداشتی که مراد از ولیّ را امامت و سرپرستی امت می‎داند یا منطبق بر قضاوتی که مقصود از آن را محبت و نزدیکی و دوستی می‎داند. 

 «الّلهم اجعلنا من المتمسّکین بولایة امیرالمؤمنین»

/ 3 نظر / 27 بازدید
دوست دار علی (ع)

اگر ما علی وار بودیم که وضع عدالت در کشور ما اینگونه نبود. ادعای علوی بودن راحت است اما علوی عمل کردن سخت است. عدالت علی او را در بین یارانش تحمل ناپذیر ساخت، حتی در نگاه برادرش عقیل.

باجناق

یادم باشد: حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد. (به جز دشمنان) یادم باشد: که روز و روزگار خوش است و تنها دل من دل نیست. یادم باشد: باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم . یادم باشد: از چشمه ، درس خروش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن. یادم باشد: سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند. یادم باشد: برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته ! یادم باشد: گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود. یادم باشد: قبل از اینکه از راه رفتن کسی ایراد بگیرم یکبار با کفشهای او راه بروم. و یادمان باشد: هیچگاه از راستی نترسیم !

مهدی

حضرت علی فرمود: لاتقبلن فی استعمال عمالک و امرائک شفاعه الا شفاعه الکفاله والامانه. یعنی: دربه کارگیری مدیران و کارکنانت که باید زیر نظر تو کار کنند واسطه و شفاعتی را نپذیر مگر شفاعت «کفایت» و «امانت» را. «ثم انظر فی امور عمالک فاستعملهم اختبارا ولاتولهم محاباه و اثره و توفی منهم اهل التجربه والحیاء من اهل البیوتات الصالحه والقدم فی الاسلام فانهم اکرم اخلاقا و اصح اعراضا و اقل فی المطامع اشرافا و ابلغ فی عواقب الامور نظرا» یعنی: سپس در امور کارگزارانت بنگر آن ها را آزموده به کارگیر و محور گزینشت میل و گرایش شخصی تو نباشد زیرا که این دو کانونی از شعبه های جور و خیانت است و از میان آن ها افرادی که باتجربه تر و پاک‏تر و پیشگام تر در اسلامند برگزین، زیرا اخلاق آن ها بهتر وخانواده آن ها پاک تر و هم چنین کم طمع تر و در سنجش عواقب اموربیناترند.»