عوام فریبی تا کی؟

سکانس اول:

روز گذشته شهردار تهران در سیزدهمین جشنواره شهید رجایی و در اجتماع جمعی از کارکنان شهرداری تهران سخنانی را در باب مدیریت و منابع‎انسانی بیان، مخالفان و منتقدان خویش را یک‎جانبه به محکمه برد و حکم نیز صادر نمود. تناقض در سخنان و عملکرد ایشان آنقدر عمیق است که به ناچار باید همان تعبیری که ایشان در همین سخنرانی در برابر منتقدان خویش به‎کار برده است را در برابر خودشان به‎کار برد و آن اینکه: آقای قالیباف «عوام‎فریبی تا کی؟»

ایشان در بخشی از سخنرانی خود اینگونه بیان داشت که:

«اگر در مجموعه‎ای این احساس بوجود بیاید که تا زمانی که رابطه‎ای برقرار نباشد، مدیر ارشدی پیدا نشود، با مدیر ارشدی رفیق نشود و مسئولی در بیرون و درون شهرداری برای او واسطه‎گری نکند ارتقای شغلی برای او معنایی ندارد، اصلا امکان ندارد بتوانیم سازمان موفقی باشیم. این درحالی است که افراد باید احساس کنند زمینه ارتقای شغلی با کار و تلاش برای آنها فراهم است.

عزیزان در شهرداری مطمئن باشند که بنده در مقابل تصمیمات اینگونه به سختی می‎ایستم. همانگونه که در یکسال گذشته به شدت تحت فشار بودم که می‎خواستند با سفارش کاری را انجام دهیم.

...تا جایی که امکان دارد با مبانی تصمیم بگیریم تا شایسته‎سالاری در شهرداری حاکم شود. امروزه به شدت جلو این را گرفته‎ام که یک نفر از بیرون شهرداری وارد شهرداری شود

 

ایشان در بخش دیگری از این سخنرانی بیان داشت: «لحظه لحظه خدمت به مردم حق‎الناس است بنابراین حق نداریم حق‎الناس را به جریانات سیاسی ببخشیم

سکانس دوم:

آقای قالیباف، از سخنان شما می‎توان چند تحلیل ارائه کرد. از جمله اینکه:

  • شما هیچ اطلاعی از وضع موجود شهرداری تهران ندارید و اطرافیانتان شما را احاطه کرده و اطلاعات نادرستی به شما می‎دهند.
  • بر اوضاع و احوال شهرداری اشراف کامل دارید لکن عامدانه و آگاهانه شعور مخاطبان، شاهدان و ناظران را به‎سخره گرفته اینگونه وارونه‎نمایی می‎کنید.

آقای قالیباف:

  •  اعتقاد شما به عدم ورود مدیران از بیرون شهرداری به مجموعه شهرداری تهران را بپذیریم یا ورود سیل عظیم دوستان و رفقای خراسانی و نظامی و بازنشستگان و ... که همگی از بیرون مجموعه شهرداری تهران آمده و قریب به اتفاق مشاغل مدیریتی را به انحصار خویش درآورده‎اند؟!!!
  • اعتقاد شما به عدم حاکمیت روابط، رفاقت، واسطه‎گری و ... بر ارتقا و انتصاب کارکنان در شهرداری تهران را بپذیریم یا سیل عظیم انتصابات رابطه‎ای، قومی، قبیله‎ای، خویشاوندی، سیاسی، تبلیغاتی و ...در مجموعه شهرداری تهران را. آیا اساساً این امکان وجود دارد که کسی صرفاً با کار و تلاش ارتقا یابد؟!
  • ادعای اعتقاد شما به اتخاذ تصمیم بر اساس مبانی و شایسته‎سالاری را بپذیریم یا اتخاذ تصمیمات غیرقانونی و رابطه‎سالاری، سیاست‎سالاری، آقازاده‎سالاری و ...
  • ادعای اعتقاد شما به عدم بخشیدن حق‎الناس به جریانات سیاسی را بپذیریم یا حاکمیت نگاه سیاسی و انتخاباتی در ...

به ما حق بدهید که اینگونه بیندیشیم که شما و بسیاری ازمنتقدانتان نه درد دین دارید، نه درد خدمت دارید، نه درد مردم. درد شما، هدف شما و برنامه شما و بسیاری از منتقدانتان سیاست و قدرت است. بیچاره مردم و نظام و ارزش‎ها که وجه‎المصالحه و وجه‎المسامحه شما و  منتقدانتان شده‎اند.

مردم نمی‎پذیرند ادعای شایسته‎سالاری و اتخاذ تصمیم بر مبانی توسط شما را :

  • وقتی می‎بینند که شما افرادی را صرفا بر مبنای روابط و اهداف سیاسی در مصادر مدیریتی حساس‎ترین، فنی‎ترین و تخصصی‎ترین سازمان‎ها و شرکت‎های شهرداری منصوب می‎کنید.
  • وقتی می‎بینند که صدها تازه‎جوان فاقد تحصیلات و تجربه به صِرفِ؛ آقازاده بودن، فرزند بازیگر و خبرنگار و مجری و سیاست‎مدار  و نظامی و خواننده و ... بودن قبل از انتخابات ریاست‎جمهوری گذشته از بیرون شهرداری وارد مجموعه شهرداری تهران شده و به عنوان معاون و مدیر و رییس و ... منصوب شدند.
  • وقتی می‎بینند علی‎رغم منهدم نمودن مدیریت علمی، منطقی، تخصصی و فنی در مجموعه متروی تهران به واسطه انتصاب انتخاباتی یک جوان فاقد تخصص و تجربه که از بیرون شهرداری وارد و شاید تا قبل از انتصاب اصلا یک‎نوبت هم سوار قطار مترو نیز نشده بود، پس از ورشکسته‎نمودن این شرکت مجدداً فرد دیگری را بدون هیچ‎ آشنایی و تخصصی در صنعت مترو به جای آن جوان منصوب کردید.
  • وقتی می‎بینند همان جوان فاقد تخصصِ از بیرون شهرداری آمده را پس از آن کارنامه اسفناک مجدداً به عنوان مدیرعامل شرکت تخصصی واگن‎سازی (ساخت و تعمیر واگن‎های مترو) و مشاور تجهیزات مترو منصوب کردید.

ادعای دیرهنگام مخالفت با ورود مدیران از بیرون شهرداری نیز به نظر ما به این دلیل است که نمی‎خواهید انحصار مدیریت از دست دوستان و رفقای شما خارج شود.

  • مردم نمی‎پذیرند ادعای عدم بخشیدن حق‎الناس به جریانات سیاسی را، چراکه در انتخابات ریاست‎جمهوری گذشته دیده‎اند که مجموعه شهرداری....

و مصادیق فراوانی که از بیان آن معذوریم و به قول عطار نیشابوری:

ز بس معنی که دارم در ضمیرم

خدا داند که در  گفتن    اسیرم

دلی    پر   گوهر   اسرار  دارم

ولیکن   بر   زبان  مسمار  دارم

 

*مطالب مرتبط: 

*آقای قالیباف، از این پس هدف وسیله را توجیه نکند

*سه قِصّه‏ و یک غُصّه

*به بهانه تودیع آقای قلی‎ها

*جناب آقای قالیباف ناامیدی را به نومیدی مداوا می‎کنی

*آقای قالیباف، قول و فعل بی‌تناقض بایدت 

*آقای قالیباف؛ دشمن خود را نباید زد تبر ، گر توانی کشت او را با شکر

/ 31 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید محمد

با سلام خدمت برادر رجبی و دوستان واقعاً واسه من حداقل مبهمه که معیارهای انتخاب مدیر چیه و اصولا در نگاه آقای قالیباف به چه کسی مدیر گفته می شه ولی می دونم چه در دوره مهندس قلی ها و چه حالا که به اصطلاح یک مدیر توانمند برای مترو انتخاب شده مدیران براساس رابطه انتخاب شده اند لطفاً برای تایید به انتصاب های اخیر مراجعه کنید کسی به دنبال کشف و استفاده از استعدادهای درون سازمانی ما که فقط باندبازی می بینیم

محمد طه

امیدوارم بچه های نظارتی فقط به فاکتورها و منابع مادی گیر ندهند و بروند ببینند سوء مدیریت چه بلایی بر سر استعدادها و سرمایه های معنوی سازمان آورده به نظر کم از سرمایه های مادی دارند اینها؟ امروز می شنویم که فردی بدون هیچ سابقه و یا تحصیلات مرتبط مدیر یک بخش فنی سازمان می شه به نظر شما این از مصادیق تخلف نیست؟

به ما هم بگین چه خبره لطفا! بچه های نظارتی?!!!

امروز یک جوان بدون هیچ تجربه و بدون داشتن تحصیلات دانشگاهی در پست مدیریت کاملا تخصصی منصوب شد. جالب اینکه در حکمش سخن از مدیریت علمی گفته می شود! یکی نیست از این نخبگان مدیریت بپرسد کسی که نه مدرک دانشگاهی دارد نه سابقه و تجربه چگونه می تواند مدیریت علمی داشته باشد؟ البته شاید شاعر و هیاتی بودن به تنهایی جای تحصیل و تجربه را پر می کند

خسته

میدونی آقا مصطفی، میدونی شبیه کیا شدیم? میگن اون قدیما، یه بابایی، بعد از چند روز زحمت کشیدن و کارگری و این در و اون در زدن، تونست یه حلب ۱۸ کیلویی روغن بخره، خلاصه با هزار امید و آرزو حلب روغن رو ورداشت برد در خونه و تحویل عبال داد تا عیال مربوطه با اون، خوراک خوشمزه ای برا خودش و بچه ها بپزه. خلاصه این بنده خدا غرق در خیالا خود بود که یکباره صدای جیغ عیالش بلند شد. با صدای جیغ خودش رو به مطبخ رساند و عیال زاری و شیون که موشی در حلب روغن مرده است. مرد درمانده که فقط خود و خدای خود میدانستند که چقدر برای روغن زحمت کشیده بود در حالیکه دم موش را گرفته و از روغن خارج مینمود به عیال بینوا گفت: انشاا... بادمجان باشد. حالا این شده حکایت ماها، از سویی واقعیت ها رو میبینیم و از سویی دوست نداریم بپذیریم که اینها واقعیت های کنونی جامعه ما هستند. آقا مصطفی عزیز، باور کن وقتی صحبت از هزینه کرد از بیت المال باشه تفاوتی بین قلی ها و نایبی نیست! قبول کن این آقایون هیچ هدفی ندارن جز اینکه آینده خودشون ذو تضمین کنن!

سخني صريح با جناب آقاي نايبي. 1

بخشي از سخنان اخير شهردار محترم تهران: « اگر در مجموعه‎ای این احساس به وجود بیاید که تا زمانی که رابطه‎ای برقرار نباشد، مدیر ارشدی پیدا نشود، با مدیر ارشدی رفیق نشود و مسئولی در بیرون و درون شهرداری برای او واسطه‎گری نکند ارتقای شغلی برای او معنایی ندارد، اصلا امکان ندارد بتوانیم سازمان موفقی باشیم. این درحالی است که افراد باید احساس کنند زمینه ارتقای شغلی با کار و تلاش برای آنها فراهم است. عزیزان در شهرداری مطمئن باشند که بنده در مقابل تصمیمات اینگونه به سختی می‎ایستم. همانگونه که در یکسال گذشته به شدت تحت فشار بودم که می‎خواستند با سفارش کاری را انجام دهیم.» با كمال تأسف بايد به جناب آقاي نايبي گفت: گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من، آنچه البته به جايي نرسد فرياد است. جناب مديرعامل ارزشي و ولايتمدار!! لااقل اجازه مي‎داديد چند صباحي از سخنان جناب شهردار در خصوص شايسته‎سالاري در شهرداري تهران بگذرد و بعد نسبت به نقض آن اقدام مي‎نموديد.

سخني صريح با جناب آقاي نايبي. 2

آقاي نايبي زماني كه جنابعالي جانشين آقاي قلي ها شديد، بسيار خوشحال و اميدوار شديم كه روند زير پا گذاشتن قوانين و مقررات، بي‎توجهي به شايسته‎سالاري، انتصاب افراد نالايق در پست‎هاي سازماني و ... خاتمه خواهد يافت ولي افسوس و صد افسوس ... در تاریخ 16/6/93 يك جوان بي‎تجربه و فاقد حداقل شرايط لازم و قانوني با امضاي جنابعالي به عنوان مدير يكي از تخصصي‎ترين و مهم‎ترين واحدهاي شركت منصوب شد. واحدي كه بسياري از كاركنان آن چه از حيث تجربه و چه از نظر تحصيلات بالاتر از ايشان هستند و حتماً به خوبي مي‎دانيد كه فرد مذكور در زمان آقاي قلي‎ها (دو سال گذشته) استخدام شده، داراي مدرك فوق‎ديپلم است و حتي حكم قبلي رياست ايشان نيز تاييد نشده و البته تجربه مرتبط هم ندارد ولي صرفاً به واسطه ارتباطات خاص و مداحي و شاعري به اين جايگاه رسيده است. آيا فكر مي‎كنيد با اين اتفاق پرسنل مترو انگيزه‎اي براي ادامه كار به شيوه‎اي درست و سالم خواهند داشت؟!!

سخني صريح با جناب آقاي نايبي. 3

جناب نايبي بخشي از حكم شما خطاب به ايشان اينگونه بوده: «اميد است با اتكال به خداوند تبارك و تعالي و در ظل توجهات حضرت وليعصر(عجل الله تعالي فرجه شريف)، با نگاه دقيق علمي و متكي بر روحيه خدمت‎رساني و تلاش جهادي در راستاي تحقق اهداف شركت و حركت به سمت ايستگاه محوري در سالي كه توسط مقام معظم رهبري حضرت آيت الله امام خامنه اي( مدظله‎العالي )مزين به شعار اقتصاد و فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهاديموفق و سربلند باشيد.» اگر واقعاً به اين ارزش هاي والا پايبند بوده و اعتقاد داريد، لطفاً وجدان خويش را قاضي كنيد كه ايشان با كدام سابقه علمي مي‎توانند نگاه دقيق علمي داشته باشند؟!!!!

سخني صريح با جناب آقاي نايبي. 4

در نهايت مجدداً به عنوان تذكر برخي از سخنان گهربار پيامبر اعظم (ص) را نقل مي‎كنم، باشد كه موثر افتد و نسبت به اصلاح اين اشتباه بزرگ اقدام نموده و خود را در زمره خائنين به خدا و رسولش قرار ندهيد. نبى اکرم (ص) مى‎فرماید: کسى که سرپرستى امور ده نفر را بر عهده گیرد و در میان آنان به عدالت رفتار نکند، روز قیامت در حالى به عرصه محشر مى‎آید که دست‎ها و پاها و سرش در بند حلقه برنده و خاردارى از آهن قرار دارد.» همچنين مى فرمایند: کسى که چیزى از امور مسلمین را بر عهده گیرد، سپس فردى را عهده‎دار کارى کند در حالى که فرد اصلح از او را مى‎یابد، به خدا و رسول او خیانت کرده است. من آنچه شرط بلاغ است با تو مي گويم. تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال.

20:30

با سلام وارادت به همه همکاران وقتی دیپلم گرفتم خواستم برم سر کار مادرم گفت با این مدرک فقط آبدارچی میشی برو دانشگاه واسه خودت کسی شی وقتی میری یه جا شاغل شی هم سواد داشته باشی هم تخصص با این تفاسیر ما مهندس ارشد شدیم از قضا شاغل در مترو ولی خیلی سخته با این شرایط جایی کار کنی که مدیرت نتنها سواد وتجربه وتخصص ندارد بلکه گروه شغلیش از تو پایین تره