مقررات کار. حقوق متقابل کارگر و کارفرما، قسمت اول

از قول محمدبن‎منکدر نقل است که:

من به اطراف مدینه رفته بودم هوا به شدت گرم ‏بود. در آن هنگام با حضرت باقر(ع) مواجه شدم که مشغول کار و زراعت است، من با خودم گفتم: یکى از شیوخ قریش در این گرما و با این حال در طلب دنیا کوشش می‎کند. به خدا او را اندرز خواهم گفت. پس نزدیک او شدم و سلامش دادم او نیز در حالى که عرق می‎‏ریخت‏ با گشاده‎‏رویى جوابم گفت. به وى عرض کردم: خداوند کار ترا اصلاح کند! یکى از شیوخ قریش در این ساعت و با این حال براى دنیا کوشش مى‎‏کند! به راستى اگر مرگ فرا رسد و تو در این حال باشى چه می‎‏کنى؟ او گفت: به خدا سوگند اگر مرگ من در این حالت فرا رسد، مرگم فرا رسیده در حالى که من به طاعتى از طاعات الهى مشغولم.

در روایات دیگری آمده است وقتی رسول گرامی اسلام(ص) از جنگ تبوک باز می‎گشتند یکی از انصار به نام سعد به استقبال ایشان آمد و با آن حضرت مصافحه کرد. حضرت دیدند که دست‎های او زبر و خشن شده و پینه بسته است. از وی سوال فرمودند چرا دست‎هایت اینگونه خشن است؟ سعد عرض کرد به علت بیل زدن زیاد است، مجبورم برای تأمین مخارج زن و بچه‎ام کار کنم. رسول اکرم دست‎های سعد را گرفتند و بوسیدند و فرمودند: این دستی است که در آتش نخواهد سوخت.

/ 0 نظر / 29 بازدید