بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

یک مدیرعامل، یک هزار پرسشِ بی‎پاسخ. قسمت اول: عدالت سازمانی در مسلخ بی‎اعتمادی ؟
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: نایبی ، مدیران شهرداری ، رابطه سالاری ، آقازاده

مطلب زیر از سوی یکی از خوانندگان برای وبلاگ ارسال شده است.

-------------------

((ربّ زدنی علماً...))

یک مدیرعامل، یک هزار پرسشِ بیپاسخ.

قسمت اول: عدالت سازمانی در مسلخ بیاعتمادی؟؟؟

میگویند تقوا از تخصّص لازمتراست، آنرا میپذیرم؛ اما میگویم آنکس که تخصّص ندارد وکاری را میپذیرد، بی‎‏تقواست.... شهید چمران

در هزاره سوم عدالت سازمانی در ابعاد و ساحت‎هایِ رویه‎ای، مراوده‎ای و توزیعی به مهمترین استراتژی مدیران و سیاست‎گذاران سازمانی بدل گشته است؛ تا بدانجا که سازمان‎های پیشرو می‎کوشند  شایسته‎ترین و متخصص‎ترین افراد را شناسایی و جذب نموده و در مسیر تحقق اهداف سازمان از آنها بهره گیرند. این مهم در سازمان‎های تولیدی یا خدماتی نظیر شرکت‎های حمل و نقل بیشتر رخ می‎نمایاند، زیرا مُدهای مختلف حمل و نقل نظیر اتوبوس، تاکسی، BRT، قطار سبک شهری(LRT)، مترو و غیره در یک میدانی رقابتی بزرگ می‎کوشند با ارتقای کمی و کیفیِ خدمات خود، سهم بیشتری از جابجایی مسافران بدست آورده و در بازار حمل و نقل، سود بیشتری جذب نمایند. از این رو بکارگیری افراد متخصص، آگاه و کارشناس، و در یک کلام "شایستگان" می‎تواند به مهم‎ترین ابزار تحقق این استراتژی منجر شود.


در علم مدیریت، یکی از مهمترین ابعاد عدالت سازمانی استقرار نظام شایسته‎خواهی، شایسته‎شناسی، شایسته‎گزینی، شایسته‎داری و در یک کلام "شایسته‎سالاری سازمانی"  است. شایسته‎سالاری عبارتست از علم و هنر بهره‎گیری از پتانسیل‎های نخبگان و برگزیدگان، بمنظور برآورده ساختن اهداف آن سازمان. در بینش مدیریت اسلامی نیز دیده می‎شود امام علی(ع) برگزیدن افراد بر اساس توان، لیاقت و شایستگی را بخشی مهم از عدالت در حکومت اسلامی می‎داند. این مهم در سازمان‎های تخصصی نظیر مترو که با برخورداری از حساسیت و پیچیدگی بالا به ویژه در بخش‎های فنی، اهمیت فوق‎العاده‎ای را به مقوله نیروی انسانی وارد می‎نماید؛ عملاً  از اهمیتی دوچندان برخوردار می‎شود تا بدانجا که گاه دیده می‎شود در اثر اختلال یا بروز تاخیردر بخشی از سازمان عملیات سیروحرکت قطارها، نظام ترافیکی یک کلان شهر با بی‎نظمی مواجه می‎گردد. بنابراین تا اینجا ضرورت و اهمیت بهره‎گیری از مدیران با دانش، ماهر، توانمند و خلاق را به منظور کنترل و هدایت صحیح این چرخه عظیم و موثر در می‎یابیم.

حال با درنظر گرفتن موارد فوق‎الذکر و با لحاظ گذشت بیش از 7 ماه از انتصاب جناب آقای نایبی به سمت مدیرعاملی شرکت بهره‎برداری مترو؛ و به‎ظاهر اصرار ایشان به حفظ ساختار مدیریتی ایجاد شده توسط مدیرعامل قبلی (مهندس علی محمدقلی‎ها) و علی‎رغم علمِ شفاف به همه تخلفات مهندس قلی‎ها در انتصاب‎های سلیقه‎ای و سیاسی برخی مدیران در سطوح میانی و ارشد (و نیز بیماری‎های متعدد سازمانی که عمدتاً میراث سوء مدیریت آقای مهندس قلی‎ها است) و از طرفی اعتمادِ غیرمنطقی آقای نایبی به یکی از نزدیکانشان و واگذاری بسیاری از مناصب کلیدی سازمان به ایشان، که در نوع خود اقدامی بسیار کم سابقه و غیرعلمی در حوزه مدیریت تلقی می‎شود - که البته با هیچکدام از تئوری‎های سازمان و مدیریت سازگاری ندارد!-  سوالاتی را به ذهن هر فرد علاقه‎مند به سرنوشت این ابرسازمان فنی و حیاتی متبادر می‎سازد که امید است؛ مدیرعامل محترم به آن توجه نشان دهند:

  • جناب آقای نایبی!

بدون تردید منبعی با ارزش‎تر از سرمایه انسانی برای سازمان قابل تصور نیست، اما واقعاً در طول این مدت چه اندازه تلاش کردید که از کارکنان خود درک و شناخت حاصل نمایید؟ آیا این زمان برای شناخت افراد لایق و کارآمد کافی نبود، که این چنین با بی‎اعتمادی سکّان بسیاری از مناصب تخصصی یک سازمان کاملاً  فنی را به فردی بدون تحصیلات و فاقد تجربه مرتبط می‎سپارید؟

آری! در سازمان‎هایی که روح قانون و عدالت بر فرآیندهای و سیستم‎های آن حکم‎فرماست، کار بدست افراد کاردان و نخبه‎ای سپرده می‎شود که علاوه بر بهره هوشی، کوششی فراوان، و همتی بلند نیز دارند؛ افرادی که علاوه بر مهارت و لیاقت، به صلاحیت و دانش فنی آن سازمان نیز آراسته‎اند...

  • مدیرعامل محترم!

در نظر داشته باشید که اگر شما شایسته‎ترین افراد را در مناصب تخصصی سازمان قرار ‎دهید، علاوه بر افزایش اثربخشی کارکنان و سازمان؛ رضایت شغلی و روحیه احساس تعلق سازمانی پرسنل را نیز افزایش داده و با ایجاد انگیزه در آنها زمینه بهبود کیفیت خدمات و رضایت‎مندی مسافران را نیز فراهم می‎آورید؛ حال آقای نایبی؛ فکر نمی‎کنید با انتخاب افرادی محدود وَلو مورد وثوقتان! ضمن نشان دادن بی‎اعتمادی به سایر کارکنان، علاوه بر تخطئه گفتمان عدالت سازمانی، به ایجاد یک رویه ناصواب و شکل‎گیری یک طبقه اجتماعی ویژه در سازمان دامن زده‎اید که شما را بیش از پیش از کارکنان دور می‎کند؟

  • برادر نایبی!

در فرهنگ اسلامی عدالت به منزله یک ارزش اجتماعی تلقی می‎شود، علاوه بر آموزه‎های دینی که تاکید فراوانی بر آن دارد؛ دانش روز مدیریت نیز در پی تمهیداتی است که بتواند با استفاده از توسعه نرم‎افزار و ایجاد بانک‎های اطلاعاتی، داده‎های مربوط به شایستگان را براساس توانمندی‎های روحی، ذهنی، عمومی و تخصصی آنها  استخراج نموده و البته آن هم با استفاده از بررسی‎های دقیق علمی و آزمون‎های ساختمند و صحیح آن را شناسایی کرده  و سازمان را سرآمد و متعالی نماید... آقای نایبی! در این مدت چقدر در پی واگذاری امور به نخبگان و شایسته‎ها بوده‎اید؟ آیا رفتار مدیریتی شما با نفس عدالت سازمانی در تضاد نیست؟

جناب نایبی! معرفت‎جویی، عدالت‎خواهی، عبودیت و محبت ایجاب می‎کند همواره مصالح نظام و کشور را در نظر داشته باشید! برادرم! عدالت و شایستگی دو بال دارد که اول آن دانش و دوم آن بینش است. مبادا خدای ناکرده با در پیش گرفتن روش‎های متکی بر مونوپولیِ مدیریتی، ایجاد یک بدعت ناروا را نیز بر مسائل و مشکلات ساختاری، انسانی و مالی شرکت بهره‎برداری مترو اضافه کنید!

  • مدیرعامل محترم!

فرمایش امام متقیان(ع) را در نظر داشته باشید که "منصب و مسئولیت طعمه نیست، بلکه امانتی الهی است" و البته باید براساس اصول مدیریت قرآنی به اهل آن سپرده شود تا آن را به سرمنزل مقصود برساند! برادرم! کمی بیندیشید! آموزه‎های تعالی‎بخش دین مبین اسلام بر عدالت تاکید دارد؛ حفظ وضعیت بوجود آمده توسط مدیریت قبلی و سپردن زمام امور تخصصی سازمان به افرادی که کمترین آشنایی با ساختارهای تخصصی صنعت حمل و نقل ریلی و شبکه مترو دارد علاوه بر تعارض با اندیشه‎های سیاسی و اجتماعی مکتب اسلام،  با اصل اهلیت در علم مدیریت نیز در تضاد است.

  • آقای نایبی!

"سلامتِ مدیریت" از لوازم و ضروریات "سلامتِ اداری" است و "سلامتِ مدیریت" هم مستلزم رساندن امانت به اهل آن است، فراموش نکنید که از سبک مدیریت آقای مهندس قلی‎ها چه‎ها آموختیم! تا به خاطر داشته باشیم؛ سیر قهقرایی امور و نابسامانی‎های ساختاری، انسانی و مالی همه پیامد رعایت نکردن اصل لیاقت، عدالت و تخصص‎گرایی در انتصاب است....

  • برادر نایبی!

دستیابی به سهم مناسب از بازار سفرهای درون شهری و تحقق اهداف استراتژیک سازمانمان، مستلزم ایجاد تعهد و وفاداری در کارکنان است؛ مهمی که این هم  جز از طریق مشارکت فعال کارکنان در تصمیم‎گیری‎ها و کار تیمی در پرتو سپردن امور به افراد فرهیخته، میسر نمی‎شود؛ جناب نایبی! در طول این مدت صرف نظر از جلساتی که با مدیران داشتید چقدر از مهارت‎های انسانی و ادراکی خاص فنّ مدیریت، برای ارتباط اثربخش با کارکنان بهره گرفتید؟ برادرم! بپذیرید در فضایی که زمینه‎ای برای بلوغ سازمانی کارکنان وجود ندارد؛ تکنولوژی روز مترو و یا سامانه‎های جدید؛ هم بی‎اثر شده و ذره‎ای به هم‎افزایی فرآیندها و تعالی سازمانی کمک نخواهد کرد....

  • مدیرعامل محترم!

چه خوب است که قدری به خود بیاییم! تقوا و حسن سابقه بسیار خوب است؛ اعتماد هم خیلی خوب است؛ اما برادرم! فراموش نکنید در نگرش و تفکر مدیریت صحیح و اصولی؛ انتخاب و انتصاب علاوه بر صفات فوق می‎بایست متضمن برخورداری فرد از مهارت مدیریتی و سرپرستی، مهارت تصمیم‎گیری، خلاقیت و نوآوری، مهارت رهبری، مهارت فنی، مهارت ادراکی و اطلاعاتی و کامپیوتری نیز باشد؛ بی‎توجهی به سرمایه‎های درونی شرکت و واگذاری مناصب اصلی سازمان تنها به یک فرد یا عده‎ای خاص، علاوه بر تضاد با اصول عدالت سازمانی؛ مانعی است در مسیر تحقق منشور اخلاقی سازمان و زمینه‎ای است برای بی‎تفاوتی و بدگمانی کارشناسان تحصیل‎کرده و باتجربه، که خود مقدمه‎ای خواهد بود برای کاهش بهره‎وری و اثربخشی سازمانی...

به امید روزی که عدل و انصاف برهمه سایه افکنده و نشانی از ظلم و بی‎عدالتی نباشد....

نام محفوظ

 

# مطلب مرتبطهزینه‏‎های استقرار عدالت سازمانی