بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

آقای قالیباف، قول و فعل بی‌تناقض بایدت
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: قالیباف ، مدیران شهرداری ، سیاسی کاری ، ظاهرسازی

 قول و فعل بی‌تناقض بایدت

بحث تفکیک جنسیتی در شهرداری تهران به یکی از چالش‎برانگیزترین موضوعات رسانه‎های داخلی و خارجی تبدیل شده است. طرح ناصواب و نابهنگام این موضوع در افکار عمومی علاوه بر اینکه موجبات ورود هجمه‎های فراوان بعضی فرصت‎طلبان به مبانی دینی و اعتقادی، خصوصاً حفظ حریم بین زن و مرد را فراهم آورده است، اثر مهم دیگری نیز داشته است که به نظر ما و با لحاظ شواهد، قرائن و امارات متعدد نتیجه مقتضی و مقصود متولیان این طرح در شهرداری تهران حاصل شده است. مهم‎ترینِ این نتایج سرزبان افتادن، تیتر اول شدن، موضوع بحث و گفتگو شدن، ... و در یک کلام تشهیر بیشتر آقای قالیباف جهت نیل به اهداف سیاسی و تبلیغاتی! و باز هم متأسفانه استفاده‎ی ابزاری از نمادها و مفاهیم و مبانی دینی و مذهبی برای رسیدن به اهداف سیاسی.


سخن ما همان است که همواره گفته‎ایم؛ استفاده ابزاری از مبانی و نمادهای دینی، مذهبی و ارزشی در برنامه‎ها و سیاست‎های آقای قالیباف(خواسته یا ناخواسته) جهت نیل به اهداف سیاسی خود! دلمان خوش بود که با پایان انتخابات ریاست‎جمهوری این قائله و بازی خاتمه می‎یابد و  دیگر نیازی به وجه‎المصالحه، وجه‎المسامحه و ابزار نیل به قدرت قرارگرفتن نمادها و مبانی ارزشی در برنامه‎های ایشان احساس نمی‎شود. اما ظاهراً این دوستان مردم را به درستی نشناخته‎اند و هنوز امید به قدرت؛ حال ریاست قوه مجریه نشد، ریاست قوه مقننه!

دیروز به توصیه یکی از دوستان نامه آقای دکتر زیباکلام را خطاب به شهردار تهران در موضوع تفکیک جنسیتی در شهرداری تهران خواندم. با مطالعه استدلال این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ناخودآگاه به یاد مطلبی با عنوان "مصاحبه با یک پارچه آقا" که قبل از انتخابات ریاست جمهوری در روزنامه‎ی کیهان و با زبان طنز در مورد شهردار تهران چاپ شده بود افتادم. نکته و تحلیل مشترک، جالب و عجیب از شخصیت، منش و اهداف آقای قالیباف در نامه‎ی آقای زیباکلام و روزنامه کیهان به مدیرمسئولی آقای شریعتمداری زمانی جذاب‎تر به نظر می‎رسد که این دو فرد به اطلاق نماد، معرّف و مبیّن دو تفکر و منش سیاسی، اقتصادی و فرهنگیِ کاملا متضاد با یکدیگرند. حال ببینیم که آش چقدر شور بوده و هست که این دو تفکر کاملا متضاد را که هیچ وجه مشترکی با هم ندارند به اشتراک نظر رسانده است.

در این مجال نفیاً و اثباتاً در تایید یا ردّ سیاست تفکیک جنسیتی در مجموعه شهرداری تهران سخنی نمی‎گوییم اما جناب آقای قالیباف ما نیز موافق ترویج مبانی، نمادها و ظواهر دینی و ارزشی در جامعه هستیم؛ قائل به نهادینه شدن فرهنگ عفاف و حجاب لکن شعار اخیر شما را در تعارض با رفتار و کردار جنابعالی و اطرافیانتان می‎دانیم.

# هنوز برنامه‎ها، ابزارها و روش‎های شما در تبلیغات انتخابات ریاست‎ جمهوری سال 84 را از یاد نبرده‎ایم!

# جای دوری نرویم، در بسیاری موارد وضعیت موجود در شهرداری تهران و شرکت‎ها و سازمان‎های تابعه آن در تعارض و تناقض آشکار با شعار امروز شماست. برای نمونه بررسی آماریِ تغییر ترکیب جنسیتی کارکنان در یکی از شرکت‎های تابعه شهرداری تهران طی دو سال اخیر و توجه به آثار و تبعات آن به تنهایی مؤید تحلیل شخصیتی و اهداف شما از سوی آقایان زیباکلام و شریعتمداری است.

# افزایش 10 برابری جمعیت بانوان در این شرکت در کمتر از دو سال، علی‎رغم اینکه وجه غالب مشاغل آن ترجیحا مردانه است و یدی.

# تا قبل از این افزایش، تناسب آمار جنسیتی بین آقایان و بانوان در این سازمان تحت مدیریت جنابعالی 97/3 درصد به 2/7 درصد بوده ولی در کمتر از دو سال به تناسب 89/3 درصد به 10/7 درصد رسیده است.(البته از این تحلیل استنباط مخالفت ما با اشتغال بانوان نگردد. چراکه مقصود ما با توجه به موضوع بحث، بیان تعارض است)

# بیش از 50 درصد بانوان استخدام شده در ایام فوق، مجرّدند.

و ... حال بماند وضعیت حجاب و پوشش شدیداً نامناسبِ تعداد قابل توجهی از ایشان در محیط اداری و ...

 جناب آقای قالیباف، همانگونه که قبلا نیز در مطالب متعددی از جمله مطلبی با عنوان "آقای قالیباف، از این پس هدف وسیله را توجیه نکند" بیان کردیم به نظر ما بسیاری از این آسیب‎های رفتاری شما ناشی از همراهان و اطرافیان نااهل است. قبول کنید که اگر بخواهید همین رویه و منش را ادامه دهید قطعاً در هیچ انتخاباتی مردم به شما اقبال نخواهند داشت چراکه تناقضات و تعارضات خیلی عیان، کثیر و عظیم است.

قول و فعل بی‌تناقض بایدت

تا قبول اندر زمان بیش آیدت

سعیکم شتی تناقض اندرید

روز می‌دوزید شب بر می‌درید

پس گواهی با تناقض کی شنود

یا مگر حلمی کند از لطف خود

فعل و قول اظهار سرست و ضمیر

هر دو پیدا می‌کند سر ستیر 

××××××

خبرگزاری چیزنا، مصاحبه یک پارچه آقا با یک پارچه آقا

روزنامه کیهان 12 تیر 90

یکی از خواص جامعه ما که زمان فتنه ۸۸ همچین بفهمی نفهمی از ناحیه بصیرت یک خورده -یه کوچولو!- لنگ می‎زد، ولی قبلش خیلی سوابق خوبی داشت، این روزها رفتار و گفتارش زبان‎زد خام و عاص … یعنی ببخشید؛ خاص و عام شده است؛ از فرط گلی! از فرط ماهی! یعنی از بس که ایشان خوب شده، آدم در قدرت خدا می‎ماند. حرف نمی‎زند، الا در دفاع از ولایت فقیه. سخن نمی‎گوید، الا در مدح عدالت. موضع‎گیری نمی‎کند، الا شفّاف. اظهارنظر نمی‎کند، الا در ترویج اصول و ارزش‎ها. راه نمی‎رود، الا با نگاه به جای پای ماه. تکلیف روی دوش خود سوار نمی‎کند، الا به توصیه بزرگان. عمل نمی‎کند، الا به نفع اقشار آسیب‎پذیر. با «دو، دو»، «سه، پنج، دو» و «چهار، چهار، دو» مخالفت نمی‎کند، الا در جهت وحدت. تذکر نمی‎دهد الا برای آرام کردن فضا. مصاحبه نمی‎کند، الا در جهت افزایش بصیرت. با مسئولین دیگر دعوا نمی‎کند، الا برای خدمت بیشتر. علیه این و آنان صحبت نمی‎کند، الا دشمنان اصل کاری، و در راس همه آنها آمریکای بی‎تربیت. مرزبندی خود را پررنگ نمی‎کند، الا با سران فتنه. قانون تصویب نمی‎کند، الا برای رفاه حال ملت. نقد نمی‎کند، الا جریان انحرافی. کار نمی‎کند، الا برای جنوب شهری‎ها. جایی را افتتاح نمی‎کند، الا با نام و یاد شهدا. احترام نمی‎گذارد، الا به مقام شامخ روحانیت. هیچ کجا نمی‎رود، الا مساجد فعال. با هیچ گروه و دسته‎ای دیدار نمی‎کند، الا بسیجیان. با کسی هم‎نشینی نمی‎کند، الا خانواده ایثارگران. به فکر هیچ‎کجا نیست، الا توسعه خدمات‎شهری برای جوانان. با هیچ‎کس عهد اخوت نمی‎بندد، الا آرمان‎های ملت… گفت: «کور از خدا چی می‎خواد، دو چشم بینا»، اما نه دیگر پروژکتور!!! یه بارگی بگو می‎خوای رئیس جمهور بشی دیگه!! دیگه این کارها چیه که تو می‎کنی؟! ما از خدا می‎خواستیم به خواص جامعه بصیرت بیشتری بدهد، اما دیگر نه اینقدر! چه خبر است؟! مگر BRT چپ کرده؟! آیا می‎خواهم ببینم خوب بودن حدی ندارد؟! ما که از ۲۰ بیشتر نمره نداریم؛ داریم، که شما همچین می‎کنی؟! دوست داری ما را بی‎آبرو کنی؟! دوست داری ما عرق شرم بریزیم؟! خواهشا شورش را در نیاوری، ممنونت می‎شویم! از گرانی تاکسی ها گله نمی‎کنی، که می‎کنی! به فکر تهی‎دستان نیستی، که هستی! عدالت و ولایت را با هم نمی‎خواهی، که می‎خواهی! آن عهد که با شهدا بستی، فراموشی می‎کنی، که نمی‎کنی! همه خیابان‎ها و میادین شهر را به نام لاله‎های درخون خفته نمی‎کنی، که می‎کنی! قانون خوب تصویب نمی‎کنی، که می‎کنی! از انرژی هسته‎ای دفاع نمی‎کنی، که می‎کنی! بابا جان! این کارهایی که تو داری می‎کنی، آدم باید برای شما جان بدهد، رای کم است!! یعنی شما از بس شدی یک پارچه آقا که جان من ریاست بر قوه‎مجریه، دون شأن شماست. دیگه داری ما رو اذیت می‎کنی‎ها! دیگه داری یه کاری می‎کنی، ما به تو بگیم مالک‎اشتر علی! دیگه داری جلوتر از عمار حرکت می‎کنی! دیگه داری از این طرف پرت می‎شی پایین! دیگه داری زیاده‎روی می‎کنی! دیگه داری همه القاب و عناوین رو درو می‎کنی! دیگه داری می‎شی چهره ماندگار! دیگه داری مردم رو شرمنده می‎کنی! بسه دیگه! یک کمی هم استراحت کن! یه ذره هم بد باش! یه ذره هم اجازه بده دیگران خوب باشن! بی‎بصیرتی آنقدر هم حالا بد نیست که عده‎ای چو انداخته‎اند! یعنی تو از بس خوب شدی، از بس داری بصیرت افزایی می‎کنی، آدم لال می‎شه زبونش!!

* به عنوان اولین سؤال بفرمایید که چی شد شما همچین شدی؟! یعنی قبلا هم به نسبت خوب بودی‎ها، اما الان دیگه داری تخت گاز می‎ری؟!

- به نام یزدان بخشاینده و با سلام و درود نثار ارواح طیبه امام راحل و شهدای انقلاب اسلامی و عرض ارادت به ساحت ولایت معظم و ملت شریف و همیشه در صحنه ایران و همه گلگون کفنان از صدر اسلام به این طرف و آرزوی توفیق روزافزون برای نونهالان عرصه کار و تلاش، این ظفرمندان جبهه حق علیه سران فتنه و جریان انحرافی که می رود…

* میان چیز، یعنی کلامتان، شکر! می‎بخشین که پشت میکروفونم به شماست!!

- تمنا می‎کنم؛ بلبل روی گل می‎شینه!!

* خیلی شما خوب شدی به جان خودم!! یعنی من این میکروفون را می‎گذارم جلوی شما، هر چی می‎خواهی بگویی، بگو!

- کجا داری می ری؟!

* دارم می‎رم سجده شکر به جا بیارم!

- چرا؟

* از بس که شما گلی! از بس بصیرت داری! از بس جلو زدی از عمار!

- پس مصاحبه چی می‎شه؟!

* خودت بگو. من قبولت دارم.

- ولی آخه یه سؤالی، چیزی باید بپرسی که من جواب بدم یا نه؟

* خودت بپرس، خودت هم جواب بده.

- یعنی این مصاحبه تنظیم نمی‎خواد؟!

* تنظیم چیه دیگه! مهم خودتی که تنظیمی! وجودت برای من مهمه!

- یعنی خودم با خودم مصاحبه کنم؟!

* من قبولت دارم! به قول خودتون بلبل روی گل می‎شینه!!!

- اون وقت گفت‎وگو رو چی‎کار کنم؟!

* بده همون بولتن خودتون.

-پس «چیزنا» چی می‎شه؟!

* گور بابای «چیزنا»! ما به نقل از همون بولتن خودتون می‎زنیم!! من دیگه رفتم برای شما رای جمع کنم؛ فعلا!!!

چند دقیقه بعد:

یک پارچه آقا: به عنوان سؤال ششم؛ بفرمایید آیا عدالت بدون ولایت می‎شود؟!

یک پارچه آقا: زبانت را گاز بگیر بچه! معلوم است که نمی‎شود؛ حرف مفت داری می‎زنی‎ها!

یک پارچه آقا: سؤال هفتم؛ آیا شما برای انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد برنامه‎ای داری؟!

یک پارچه آقا: من خودم را سرباز انقلاب اسلامی می‎دانم و هرکجا که لازم باشد و مفید باشم، همان جا کار می‎کنم! من به فکر صندلی نیستم.

یک پارچه آقا: میز چی؟! به فکر میز هم نیستی؟!

یک پارچه آقا: نه صندلی، نه میز، نه هیچی!

یک پارچه آقا: گفتی «هیچی»، یاد این مثل افتادم؛ آفتابه لگن ۷ دست، شام و ناهار هیچی!

یک پارچه آقا: هیچی هیچی! {خودمانیم؛ خبرنگار بدی نمی‎شدم‎ها!}

یک پارچه آقا: حالا که کسی اینجا نیست؛ مثل اینکه بدت نمی‎آید بشی رئیس جمهور، ناقلا؟!

یک پارچه آقا: شما نگاه کنید؛ زمان جنگ در عملیات خیبر…

«آرملیا- خبرنگار چیزنا»

 ××××××

بسمه‌تعالی

جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف

شهردار معزز پایتخت، زیده توفیقاته

با سلام؛ تصمیم جنابعالی مبنی بر جداسازی محیط کار زنان و مردان شاغل در شهرداری تهران با استقبال شماری از اصولگرایان از جمله نزدیک به 200 تن از نمایندگان مجلس روبرو گردید. برخی از آنان خواهان تقلید سایر دستگاه‌های دولتی شده‌اند.

ای‌کاش جنابعالی در عین حال می‌توانستید به مردم پایتخت این توضیح را هم می‌دادید که این تصمیم بر اساس کدام مطالعه و تحقیقات صورت گرفته؟ آیا قبل از اتخاذ این تصمیم جنابعالی دستور دادید تا کارشناسان و نهادهای تحقیقاتی مطالعات و بررسی انجام دهند و نتیجه یافته‌های آنان حکایت از این می‌کرد که کار کردن زنان و مردان در کنار یکدیگر دارای تبعات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی است؟ آیا جنابعالی تحقیقاتی را انجام دادید و در نتیجه آن معلوم شد که جداسازی زنان و مردان باعث افزایش بهره‌وری می‌شود؟ آیا مطالعاتی صورت گرفت و نشان داد که ارتباط مستقیمی میان بی‌اخلاقی‌ها و ناهنجاری‌ها در سطح جامعه با کار کردن زنان و مردان در کنار یکدیگر وجود دارد و اگر تفکیک جنسیتی صورت گیرد از دامنه این مفاسد اخلاقی کاسته می‌شود؟

حاجت به گفتن نیست که نه جنابعالی و نه هیچ‌یک از دیگر طرفداران تفکیک جنسیتی نه هرگز چنین مطالعات و تحقیقاتی انجام داده‌اند و نه اساساً موضوع تفکیک جنسیتی و ضرورت انجام آن ارتباطی به مسائل واقعی اجتماعی پیدا می‌کند. انگیزه شما و آنان از ابتدا تا انتها سیاسی است. البته نه جنابعالی نخستین مسئول در ایران هستید که دین خدا را وجه‌المصالحه امیال و اغراض سیاسی‌تان قرار می‌دهید و نه آخرین آن خواهید بود. منتهی اشکال شما این است که تصور می‌کنید مردم انگیزه، اهداف و مقاصد شما را نمی‌فهمند و این حرکات را به‌پای عرق دینی و شریعتمداری شما می‌گذارند. نه جناب قالیباف؛ اگر یک نظرسنجی به عمل می‌آوردید باورتان نمی‌شد که حتی اقشار و لایه‌های سنتی و مذهبی جامعه هم اعتقادی به صداقت و سلامت انگیزه‌های شما ندارند. نمی‌دانم چرا شما و رفقای اصولگرایتان فکر می‌کنید که مردم ادعاهای شما را جدی می‌گیرند.

در عین حال بایستی به استحضارتان برسانم که برخلاف تصور و انتظارتان، این دست اقدامات و خوش‌خدمتی‌هایتان سرسوزنی تغییر در جایگاهتان در نزد اصولگرایان برایتان به دنبال نخواهد آورد. همان‌طور که به راه انداختن سمفونی محکومیت «فتنه‌گران» در انتخابات 24 خرداد باعث نشد تا جایگاه شما در میان اصولگرایان ارتقاء پیدا کرده و آنها شما را نامزد اصلی‌شان در آن انتخابات بنمایند. علیرغم همه بی‌حرمتی‌های شما به «فتنه‌گران» سرانجام اصولگرایان شما را وانهادند و با سعید جلیلی بیعت کردند. مطمئن باشید نه اقدام به تفکیک جنسیتی و نه هیچ ترفند دیگری از جانب شما بهبودی در تغییر جایگاه شما نزد اصولگرایان به وجود نخواهد آورد و آنان همچنان شما را به‌عنوان نامزد اصلی‌شان در انتخابات ریاست جمهوری نخواهند پذیرفت. حاصل این اقدامات و مانورهای انتخاباتی مشابه، تنها باعث بی‌اعتباری بیشتر شما در نزد اقشار و لایه‌های فرهیخته و تحصیل‌کرده جامعه خواهد شد.

ایام به کام باد

صادق زیباکلام