بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

جناب آقای نایبی، هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
ساعت ٤:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: نایبی ، قلی‎ها ، مدیران شهرداری ، خیانت مسئولان

 جناب آقای نایبی

هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

جناب آقای نایبی، مقصود از نگارش این مطلب یک نصیحت و توصیه مشفقانه از طرف یک شهروند شهر تهران -که از قضا کارمند شرکت بهره‎برداری متروی تهران نیز هست- به مدیرعامل مهم‎ترین سازمان متولی حمل و نقل عمومی پایتخت ایران عزیز اسلامی است. البته مراد از نصیحت همان "خیرخواهی" است که حضرت علی(ع) آن را یکی از پایه‎­های شش‎­گانه‎­ی دین برای مسلمانان دانسته‎ و توصیه به نصیحت رعیت بر حاکم فرمودند.

بهانه این نگارش نیز کامنت‎ها و ایمیل‎های فراوانی است که طی چند روز گذشته در مورد یکی از برنامه‎های مدیریتی شما در آن سازمان در حوزه منابع انسانی (ساعات اضافه‎کار)، برای وبلاگ بصیر ارسال شده و سکوت ما را به نقد کشیده است. البته موضوع سکوت ما و عدم درج مطلبی در مورد مدیریت شما در وبلاگ، طی ماه‎های گذشته، از نقد هم فراتر رفته به تخریب و توهین نیز رسید که مؤید و گواه این مدّعا، ارسال پیامک‎های وسیع و سازمان‎یافته در سطح شرکت است. 


البته به لطف خداوند متعال، ما در مسیر حرکت خود آنگونه خواهیم بود که تشخیصمان باشد و به این هجمه‎ها وقعی نمی‎نهیم. برای ما خط قرمز مبانی دینی و اعتقادی و منافع نظام و انقلاب است و البته منطق و استدلالِ منطبق بر عقل و شرع. سکوت ما نفیاً و اثباتاً ارتباطی با عملکرد مدیریت جدید نداشته بر این نظریم که مدیریت شرکتی بحران‎زده، در شرایط عادی با خون‎دل همراه است، چه رسد به وجود فضای همراه با نقد علنی.

جناب آقای نایبی، ما تلاش زیادی کردیم تا بتوانیم در یک ملاقات حضوری دیدگاه‎های خود را به سمع و نظر شما برسانیم لکن از آنجایی‎که به زعم ما، شما به علت نگرش مدیریتی‎تان برای خود قائل به تئوری غیبت و تعیین نوّاب خاص هستید، متأسفانه این امر تاکنون میسّر نشد. البته ما علی‎رغم نقد مستدل و منطقی بر این تئوری شما، به آن احترام می‎گذاریم و در مورد آن و مصادیق نوّاب نیز بر این نظریم که از "کوزه همان برون تراود که دروست".

مدیرعامل محترم؛

 ما می‎دانیم و شما هم می‎دانید که مدیر عامل شرکت ورشکسته و بحران‎زده‎ای شده‎اید که طی ایام مدیریت جهادی!!! و مدیریت کودکانه یک تازه‎جوانِ جویای نام و قدرت، فرسنگ‎ها از مسیر حرکت صحیح و معقول دور شده، بازگرداندن آن به مسیر اصلی نه‎تنها در کوتاه‎مدت، بلکه در میان‎مدت نیز میسّر نیست و مستلزم سالیان دراز و هزینه‎های کلان از بیت‎المال و جیب شهروندان تهرانی است!

ما می‎دانیم و به گواه مطالب متعدّد، مستند، متقن و مستدلّ مزبور در بصیر می‎دانیم که مدیریت چنین سازمانی و بازگرداندن آن به مسیر اصلی، تحت هیچ شرایطی بدون جراحّی، خونریزی و درد امکان‎پذیر نیست. اما مدیر موفق مدیری است که در این مسیرِ صعب‎العبور با اتخاذ سیاست صحیح و واقع‎بینانه، با حداقل جراحات، درد و خونریزی به اصلاح و درمان سازمانِ بیمار بپردازد.

ما می‎دانیم که متأثر از آثار و ویرانه‎های موجود ناشی از مدیریتِ همان تازه‎جوانِ جویای نام و قدرت، شرکت با بحران مالی و نقدینگی مواجه است و یکی از دردها و خونریزی‎های اجتناب‎ناپذیرِ آن، سیاست‎های ریاضتی و انقباضی مالی است.

ما هم می‎دانیم و بر این عقیده‎ایم که سازمانی که اداره صحیح آن با همین ظرفیت و ناوگان تا سال90 با ثلثِ این تعداد نیروی انسانی، آن را به یکی از سازمان‎های پویا و نمونه در کشور تبدیل کرده بود، اکنون نباید و لزوما نمی‎بایست به تمامی جمعیت سه برابری، علی‎رغم اضافه‎نشدن حجم کار و فعالیت، همه‎ماهه بابت بی‎کاری، از بیت‎المال مزد اضافه‎کاری پرداخت نماید.

امّا؛ امّا بحث و محل اختلاف ما با شما در این است که به نظر ما اینجا محل اعمال همان سیاست صحیح و واقع‎بینانه، با حداقل جراحات، درد و خونریزی به منظور اصلاح و درمان سازمانِ بیمار و عبور کم‎هزینه از مسیر صعب‎العبور است. در سازمانی که می‎توان با اتخاذ سیاست‎های صحیح و از محل حذف رانت‎ها، ویژه‎خواری‎ها و اصلاح فرایندهای غلط و تضییع‎کننده بیت‎المال، میلیاردها تومان درآمد عاید شرکت نمود که متأسفانه به علت عدم اتخاذ سیاست صحیح، این هدررفت همچنان استمرار دارد؛ چرا و با کدام منطق عقلایی حذف اضافه‎کار و کاهش مزایا و دریافتی کارکنانِ شرکت، مناسب‎ترین راه تأمین نقدینگی انتخاب می‎گردد؟!!!

  • چرا در اوج مشکلات مالی شرکت و در شرایطی که کاهش دریافتی کارکنان سرلوحه برنامه برای تأمین نقدینگی شرکت قرار می‎گیرد، قرارداد کلانی با شرکت خصوصی ش برای ... منعقد می‎گردد؟!!! حال آنکه با توجه به ظرفیت نیروی انسانی واحد فروش بلیتِ شرکت برای انجام اپراتوری دستگاه‎های موضوع این قرارداد، پرداخت ماهانه‎ی چنین مبلغ کلانی به شرکت خصوصی ش با هیچ منطق عقلایی سازگاری ندارد. البته بماند مشکلات حقوقی این قرارداد و منع مندرج در گزارش سازمان بازرسی کل کشور در مورد موضوع همین قرارداد...
  • چرا برای تأمین نقدینگی شرکت قرارداد ترکمنچای جاری، در مورد شرکت خصوصی ت اصلاح نمی‎گردد تا اینگونه شاهد تضییع بودجه عمومی و بیت‎المال نباشیم؟!!!

چرا قرارداد مذکور با شرکت خصوصی ت اصلاح نمی‎گردد تا بابت حدود 90 اتاقی که در ایستگاه‎ها به رایگان در اختیار این شرکت خصوصی قرار گرفته اجاره دریافت گردد؟ آن هم اتاق‎هایی که به علت موقعیت ویژه و ناب در ایستگاه‎ها از نظر کارشناسی دارای ارزش تجاری بالایی می‎باشند.

چرا برای تأمین نقدینگی شرکت با اصلاح قرارداد شرکت خصوصی ت، که 2/5 درصد عایدات فروش بلیت مغناطیسی بدون هیچ توجیه حقوقی و عقلایی از محل بودجه عمومی به این شرکت پرداخت می‎گردد، اصلاح نمی‎شود؟ حال آنکه صرفاً بابت فروش همین بلیت حدود 700 نفر در مدیریت فروش بلیت شرکت بهره‎برداری اشتغال داشته و حقوق دریافت می‎کنند و از صفر تا صد فرایند مربوط به بلیت مغناطیسی مربوط به شرکت بهره‎برداری است و شرکت خصوصی ت هیچ نقشی در آن ندارد.

حال بماند ده‎ها ایراد وارد دیگر بر فرایند مربوط به ارتباط و فعالیت موضوع قرارداد و رسوب عایدات ناشی از فروش بلیت و تراکنش‎ها و ...

  • چرا برای تأمین نقدینگی شرکت، تکلیف قراردادهای معطّلِ تجاری که از جهت کارشناسی ماهانه صدها میلیون تومان خسارت به بیت‎المال تحمیل می‎گردد، روشن نمی‎شود؟!!!
  • چرا برای تأمین نقدینگی شرکت علی‎رغم دستور سازمان بازرسی کل کشور مبنی بر بازنگری کلیه احکام انتصاب مربوط به سه سال گذشته (دوره مدیریت جهادی!!! و کودکانه همان تازه‎جوانِ جویای نام و قدرت)، انطباق آن بر قوانین و مقررات و جلوگیری از استمرار پرداخت صدها میلیون تومان حقوق غیرقانونی، مدیریت مانع این اقدام شده و اجرای دستور آن سازمان معطل مانده است؟!!!

و صدها مصداق دیگر که اگر انجام شود دیگر نیازی به کاهش دریافتی کارکنان برای تأمین نقدینگی شرکت نیست..

جناب آقای نایبی، برگردیم به سطر نخست و توصیه مشفقانه یک شهروند شهر تهران به مدیرعامل مهم‎ترین سازمان متولی حمل و نقل عمومی پایتخت ایران عزیز اسلامی.

دوست عزیز؛ شرکت بهره‎برداری به عنوان یک موسسه عمومی و سازمانی متعلق به بیت‎المال و حاکمیت، به گواه اسناد مستند و غیرقابل خدشه موجود، به علت سیاست‎های انتخاباتی و همچنین با مدیریت جهادی!!! و کودکانه یک تازه‎جوانِ جویای نام و قدرت، به یک شرکت بحران‎زده و ورشکسته تبدیل شده و این موضوع از نگاه تک‎تک شهروندان آگاه و ناظر به امور پایتخت نیز پنهان نیست. حال بماند که متولّیان و بانیان این اوضاع اسف‎بار به علت مسئولیت‎ناپذیری یا قصور دستگاه‎های نظارتی، نه‎تنها محاکمه نشده بلکه اکنون در نقش مدّعی و طلبکار در جامعه حضور پررنگی دارند.

توصیه مشفقانه این برادر کوچک خود را که به زعم ما برگرفته‎ی از معارف دینی و مبانی انقلابی است بپذیرید و به قول لسان‎الغیب:

نصیحتی کنمت بشنـــــو و بهانه مگیر

هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

در این شرایط آبروی خود را سپرِ حفظِ آبروی بر باد رفته متولّیان و بانیان این اوضاع اسف‎بار نکنید. قبول این توصیه و عمل یه آن از سوی شما و توجه به این نکته که پذیرش مدیریت چنین سازمان ورشکسته‎ای؛ ایثار، شهامت و از خودگذشتگی می‎طلبد، مایه خوش‎نامی خواهد بود.