بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

جناب آقای قالیباف . نا امیدی را به نومیدی مداوا می‎کنی
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: قالیباف ، سیاسی کاری ، خیانت مسئولان ، مدیران شهرداری

 

جناب آقای قالیباف

ناامیدی را به نومیدی مداوا می‎کنی

امروز، انتشار خبری در رسانه‎ها و سایت‎های خبری بسیاری از شنوندگان و خوانندگان آن را مات و مبهوت کرد. خبر انتصاب آقای ع ق ک به عنوان رییس فرهنگسرای بهمن و مدیر فرهنگی هنری شهرداری منطقه 16 شهرداری تهران. مات و مبهوت از جهات مختلف؛ از جمله آنکه این فرد با چه تخصص، تجربه و توانمندی‎ای در این جایگاه خطیر منصوب شده است.

  • مگر نه اینکه لازمه تکیه بر جایگاه فرهنگی، آن‎هم در مسند مدیریت فرهنگی توان‎مندیِ علمی، فکری و بینشی در عرصه فرهنگ و قدرت تجزیه و تحلیل و شناخت عرصه فرهنگ است؟
  • مگر نه اینکه لازمه مدیریت فرهنگی توانمندی لازم جهت تعیین خط مشی‎ها، تبیین راهبردها و اهداف، نیازشناسی، سیاست‎گذاری و برنامه‎ریزی و در یک کلام اشراف کامل به حوزه فرهنگ است؟
  • و از همه مهم‎تر و اساسی‎تر، مگر نه اینکه واجب‎الوجود و شرط اساسی یک مدیر فرهنگی، اعتقاد، باور عمیق و از همه مهم‎تر التزام عملی به مبانی فرهنگی اسلام و انقلاب است؟

جناب آقای قالیباف، حال شما بفرمایید این قبیل افراد واجد کدام یک از شرایط الزامی فوق‎الذکر هستند که منصوبان شما با انتصاب ایشان، اینگونه عرصه فرهنگ را به سخره گرفته‎اند!؟


 

عجیب‎تر اینکه در حکم انتصاب مذکور آمده است: "این فرهنگ آنگاه که جلوه‎گاه سبک زندگی اسلامی- ایرانی باشد، هویتی ایمانی را آشکار می کند."

فارغ از فقدان شاخصه‎های فرهنگی فوق‎الذکر، از سایر جنبه‎ها نیز بر این انتصاب ایرادات اساسی دیگر وارد است. چرا اینگونه خواسته یا ناخواسته مبانی فرهنگی و اعتقادی با لفاظّی به سخره گرفته می‎شود؟ واژه سبک زندگی که به عنوان یک مبنا از مدتی قبل توسط مقام معظم رهبری وارد ادبیات فرهنگی ما شده است، در حالی در حکم افرادی جهت کوتاه نبودن عریضه آورده شده است که با بررسی تطبیقی هیچ انطباق که ابداً، نشانی نیز از معیارهای مطروحه در سبک زندگی از سوی رهبری، در این افراد مشاهده نمی‎گردد! فقط و فقط برای نمونه این افراد طی دوسال و اندی قبل در شرکت بهره‎برداری آلوده و مرتکب انواع ویژه‎خواری‎ها و تعدّی‎های به بیت‎المال شده‎اند. یکی از مصادیق اغلب مواردی که در وبلاگ در ایام گذشته بیان شد همین شخص است. حال بماند....

آقای قالیباف، این انتصاب آن هم در سالی که می‎بایست با عزم ملی و مدیریت جهادی قدم در عرصه فرهنگ گذاشت نه‎تنها هیچ توجیهی ندارد بلکه آشکارا در تعارض و تناقض با منویات رهبر معظم انقلاب است.

  • مگرنه اینکه ایشان در دیدار با جنابعالی و اعضاء شورای شهر در دی‎ماه گذشته فرمودند که در مراکز فرهنگی باید از افراد اهل فرهنگ استفاده کرد، چراکه کارها و اقدامات فرهنگی همچون شمشیر دو دَم است و در صورت اقدام نامناسب بستر گسترش نابسامانی و کژی خواهد شد؟
  • مگرنه اینکه ایشان در سخنان آغاز سال خود فرمودند که نباید همه آسیب‎های فرهنگی را کار بیگانگان دانست، بلکه خود ما هم مقصّریم؛ مسئولان مختلف، مسئولان فرهنگی، مسئولان غیر فرهنگی، کم‌کاری‌ها، غلط‌کاری‌ها، اینها تأثیر داشته؛ ما همه را به گردن دشمن نمی‌اندازیم.

شهردار محترم؛ ما پس از انتخابات و در دوره جدید مدیرتیِ شما امید به اصلاح داشتیم، لکن ظاهراً و بر اساس مشاهدات فراوانِ چند ماه اخیر، امیدمان بر خلاف واقع بوده و اکنون خود را مصداق این بیت صائب می‎دانیم که:

ناامیـــــدی را به نومیـــــدی مداوا می‎کنند

هر سرابی را درین وادی سراب دیگر است

نمی‎دانم که این مطلب را  مطالعه می‎کنید یا خیر، ولی به نظرم آمد که یک نوبه دیگر اولین مطلبی را که با آغاز به کار وبلاگ بصیر خطاب به شما نوشتم مجدداً بیاورم و آن اینکه:

 

آقای قالیباف، از این پس هدف وسیله را توجیه نکند

جناب آقای دکتر قالیباف، شهردار محترم تهران

باسلام و احترام

حقیقت اینکه بنده به عنوان یکی از شهروندان تهران و البته یکی از کارکنان مجموعه مترو، از شنیدن خبر انتخاب مجدد جنابعالی به عنوان شهردار تهران اصلاً خوشحال نشده، بلکه به عکس - به دلایل فراوان که مصادیقی از آن به شرح ذیل بیان خواهد شد- از این تصمیم اعضاء محترم شورای اسلامی شهر تهران اندکی ناراحت شدم.

مفهوم سخن این نیست که طرفدار فرد یا طیف دیگری بوده و تمایل به انتخاب آنها داشتم؛ بلکه به عنوان یک عضو از خانواده بزرگ انقلاب و دارای تفکر و عقاید اصولگرایی - البته نه به مفهوم رایج سیاسی آن، بلکه اصولگرا به مفهوم مورد نظر امام و رهبری- ادامه روند موجود در بخشی از حوزه‎‏ها در شهرداری تهران را برخلاف اصول و ارزش‎‏های اصیل نظام و رهبری می‎‏دانم؛ البته اثبات شیء نفی ما عدا نمی‎‏کند. مطالب این مرقومه در رد و اثبات بعضی انحرافات است و نفی خدمات فراوان شما در مدت مدیریت در شهرداری تهران نیست.

جناب آقای قالیباف، در تعالیم دینی، راه و سیره امام راحل و مقام معظم رهبری، هیچ‎گاه هدف وسیله را توجیه نمی‎‏کند. ما حق نداریم برای رسیدن به اهداف به ظاهر حق خود از وسایل و روش‏‎های ناحق استفاده کنیم. آنچه بنده و بسیاری دیگر چون مرا از سبک مدیریت جاری در شهرداری تهران دل‎‏زده و خسته نمود، بروز و نمود شدید توجیه وسیله توسط هدف در چند سال گذشته در بعضی از مجموعه‎‏های شهرداری تهران از جمله شرکت بهره‎‏برداری متروی تهران بوده است و البته شواهد و قرائنی مبنی بر ادامه آن روند که همین شواهد و قرائن و اخباری مبنی بر قصد شما برای انتصاب مدیران فعلی شرکت بهره ‏برداری در دیگر مجموعه‎های شهرداری ما را نگران سرایت و ادامه روند معیوب و تأسف‎‏بار دو سال گذشته در دیگر سازمان‎های شهرداری نموده است.

همانگونه که خود آگاهید از حدود دو سال و اندی قبل به ناگاه مدیریت شرکت بهره‎‏برداری مترو به یک جوان 31 سالة فاقد تخصص و تجربه در حوزه کاملاً تخصصی مترو سپرده شد. از همان زمان این انتصاب عجیب مورد انتقاد شدید رسانه‎ها، مطبوعات و دلسوزان مدیریت شهری قرار گرفت.

البته به زعم ما و بسیاری از شاهدان هدف و انگیزه این انتخاب به مرور مشخص شد. همان توجیه وسیله- انتصاب ناحق- توسط هدف- انتخابات ریاست جمهوری و خدمت به مردم در آن مسند- . البته ممکن است این ادعا خلاف واقع و تنها ذهنیت ما می‎بود، لکن گذشت زمان از تاریخ این انتصاب، مصادیق فراوان آثار زیان‎‏بار این انتصاب بر متروی تهران و سکوت و عدم واکنش جنابعالی در این ایام که به نظر بسیاری از شاهدان گواه رضایت شما، مؤید و مستند ادعای مزبور بوده و موجب تقریب ذهن به این ذهنیت می‏‎گردد. البته امیدوارم با اطلاع شما از رفتار اطرافیان و تغییر روند مدیریتی در دوره جدید این ذهنیت تغییر یابد.

مهم‎‏ترین و اساسی‎‏ترین اشکال وارد بر تیم مدیریتی شرکت بهره‏‎برداری آن بود که از ابتدای ورود به مجموعه مترو خود را به صورت افراطی و غیر معقول منتسب به اصول و ارزش‎‏های انقلاب و ولایت اعلام و همواره بر این موضوع تاکید داشته و دارد، تا حدی که همان آغاز با نصب تابلوی بسیار بزرگی با متن "رهسپاریم با ولایت تا شهادت" بر بام ساختمان مرکزی شرکت آن را به رخ همگان کشید.

البته بنده مستند به آموزه‎‏های امام و رهبری عزیز، ارزشی و ولایی بودن را در پای‎بندی عملی به ارزش‏‎های مذکور دانسته؛ به دلایل فراوان، مستند به رفتار و عملکرد دو ساله ایشان ادعای ارزشی و ولایی بودن را خلاف واقع؛ رفتار ایشان را بزرگ‎ترین انحراف و خطری بزرگ برای اصول و ارزش‏‎های انقلاب می‏‎دانم.

آقای قالیباف، به نظر بسیاری از شاهدانِ وقایعِ دو سال اخیر مترو، قابل هضم نیست که چگونه نه‌تنها هیچ برخوردی با ایشان صورت نپذیرفته بلکه چشم بر این تخلفات بسته و تصمیم به واگذاری امورات مهمی از مجموعه شهرداری به افرادی می‎‏گردد که آثار و نتایج دو سال مدیریتشان در شرکت بهره‎برداری، این شرکت را با بحران‎‏ها و آسیب‏‎های فراوانی مواجه نموده است.

به منظور احتراز از اطاله کلام برای نمونه و از باب تقریب ذهن تنها یکی از مصادیق کوچک این تخلفات به شرح ذیل بیان می‌گردد. باقی مصادیق بماند برای بعد:

مدیریتی که شرکت را با 3500 نفر پرسنل با بیش از 20 میلیارد تومان موجودی در حساب شرکت تحویل گرفته و پس از دو سال اکنون قصد تحویل شرکت را با حدود 9000نفر پرسنل و بر اساس شنیده‏‎ها با حدود 200 میلیارد تومان بدهی دارد. فارغ از ایرادات قانونی فرایند فوق، برای اثبات غیرعلمی و غیرمنطقی بودن فرایند مذکور همین توضیح بس که شرکت بهره‎‏برداری مجموعاً تا تاریخ تیرماه 90 و قبل از ورود این تیم مدیریتی تعداد 3500 نیروی رسمی داشته است. البته حدود 1500 نیروی شرکت پیمانکار تامین نیروی انسانی نیز در بعضی مشاغل شرکت اشتغال داشته ‏اند. از سال 85 تا سال 90، در مدت حدود 5 سال وعلی‎‏رغم توسعه تقریبا 2 برابری خطوط ( راه‎‏اندازی نیمه شرقی خط2، نیمه غربی خط 5، نیمه شمالی خط1، نیمه جنوبی خط1 و خط4 ) حدوداً 700 نفر به استخدام شرکت درآمده‎‏اند، لیکن از تیرماه سال 90 تاکنون، در مدت حدود 2 سال، علی‎‏رغم افتتاح تعداد اندکی ایستگاه، حدود 5500 نفر به استخدام شرکت درآمده‏‎اند! که جا دارد نام مدیریت شرکت به عنوان کارآفرین برتر در کتاب گینس ثبت گردد!

حال بماند نحوه استخدام‏‎ها، انتصاب‏‎ها و انتساب غالب این افراد به . . . و بماند سایر رفتارها و اعمال غیرقانونی این تیم که بیان آن علاوه بر اینکه این مرقومه را به مثنوی هفتاد من تبدیل خواهد کرد به صلاح نظام، ارزش‏ها و حتی شخص جنابعالی نخواهد بود.حال بفرمایید بر اساس کدام منطق این قبیل افراد، با آن کارنامه مشخص و متقن شایسته انتخاب مجدد وانتصاب دوباره در مشاغل و مصادر مدیریتی شهرداری پایتخت هستند!؟

شهردار محترم، گذشته نه‎‏چندان دور شما مملو از ایثار، رشادت، خلوص و ولایت‎‏مداری است. مناسب نیست نقاط ضعف مدیریتی فوق‎الذکر که در حوزه مدیریتی مستقیم شما به دلایل مزبور حادث گردیده خیرات و حسنات شما را محو و شما را بدنام نماید.خصوصاً اینکه تظاهر شدید این افراد به دین، ارزش‏ها و ولایت؛ آسیب‎‏های جبران‎‏ناپذیری به نظام، ارزشها و مبانی نظام وارد نموده است.

به نظر حقیر مناسب است این انتخاب و اعتماد شورای اسلامی شهر تهران را قدر دانسته به عنوان فرصتی الهی از آن بهره‎‏مند گشته جبران مافات نمایید و با تصفیه و تنزیه اطرافیان خود؛ سالوسان، متزوّران و مدعیان دروغین ولایت‏‎مداری را از تیم همراه خود طرد نموده و از آنها در آینده استفاده ننمایید.

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی

مصطفی رجبی

19 آبان 1392 

----------------------

النهایه اینکه: 

سرم شده خیره، تا کی ناامیدی؟

دلـــم شده تیره، تا کی بردباری؟