بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

حسین بیشتر از اشک، تشنه‌ لبیک ماست
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢۳ آبان ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: دین ، مناسبتی ، فرهنگ

حسین بیشتر از اشک، تشنه‌ لبیک ماست

عصر عاشورای 1435 هجری قمری است و 1374 سال از واقعه عاشورای سال 61 می‏گذرد. 1374 نوبت برافراشته شدن پرچم عزای سالار شهیدان(ع) و یاران باوفایش.


همه ما کم و بیش از بدو تولد در آغوش مادرانمان با محرم و روضه اباعبدالله آشنا شده پدران و مادرانمان عشق به حسین(ع) را با گوشت و پوستمان آمیختند تا اندازه‏ای که برای نمونه در تمام ایام حیاتمان پس از هر نوبت نوشیدنِ آب ناخودآگاه می‏گوییم "سلام بر لب تشنه حسین(ع)". اما عشق به حسین(ع) و برپاداشتن بیرق عزای محرم تنها یک بال پرنده برای پرواز در راه حسین(ع) است. بال دیگرِ این پرنده شناخت هدف و راه و فلسفه قیام عاشوراست. بال اول شور و عشق و تعصب، بال دیگر عقل و شعور و تفکر.

فقدان یا ضعف هر یک از دو بال ما را از رسیدن به مقصود باز خواهد داشت. همانگونه که در طول تاریخ بسیاری از بزرگان به ما لزوم برقراری تعادل بین این دو بال و مخاطرات بی‏توجهی به آن را متذکر شدند؛ خطر توقف در روز عاشورا و حوادث تلخ و مصائب به وقوع پیوسته در آن روز و عدم توجه به اهداف قیام و عبرت‏های عاشورا؛ خطر توقف در ظواهر و بی‏توجهی به بواطن و اهداف؛ خطر ایستایی و قناعت در مصائب اهل بیت در روز عاشورا و تنها اشک ریختن بر آن مصائب و درس نگرفتن از عبرت‏های عاشورا؛ و در یک کلام  خطر استحاله شدن، به این معنی که ظاهرمان به نمادهای دینی آراسته و لباس مشکی بر تن کرده، در و دیوار را سیاه‏پوش، بر سرو سینه بزنیم و شعار دین و ارزش‏ها بدهیم ولی باطنمان تهی از ارزش‏های حسینی بوده در رفتار و کردارمان نشانی  از حسینی بودن نباشد.

 در خاتمه بخشی از سخنان مقام معظم رهبری با عنوان "تببین واقعه عاشورا و عبرت های آن" که در تاریخ 18 اردیبهشت سال 1377 در خطبه‏های نماز جمعه تهران ایراد فرمودند تقدیم حضورتان می‏گردد:

  • بحث عبرتهاى عاشورا مخصوص زمانى است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده ى این بحث، مخصوص به این زمان است؛ یعنى زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم. ما مردم این زمان، بحمداللَّه به فضل پروردگار، این توفیق را پیدا کرده‏ایم که آن راه را مجدّداً برویم و اسم اسلام را در دنیا زنده کنیم و پرچم اسلام و قرآن را برافراشته نماییم. در دنیا این افتخار نصیب شما ملت شد. این ملت تا امروز هم که تقریباً بیست سال از انقلابش گذشته است، قرص و محکم در این راه ایستاده و رفته است. اما اگر دقّت نکنیم، اگر مواظب نباشیم، اگر خودمان را آن چنان که باید و شاید، در این راه نگه نداریم، ممکن است آن سرنوشت پیش بیاید. عبرت عاشورا، این جاست.
  • طبیعى است که وقتى عدالت نباشد، وقتى عبودیّت خدا نباشد، جامعه پوک می‏شود؛ آن وقت ذهنها هم خراب مى‏شود. یعنى در آن جامعه‏اى که مسأله‏ى ثروت اندوزى و گرایش به مال دنیا و دل بستن به حُطام دنیا به این جاها مى‏رسد، در آن جامعه کسى هم که براى مردم معارف مى گوید «کعب الاحبار» است؛ یهودى تازه مسلمانى که پیامبر را هم ندیده است!
  • عزیزان من! انسان این تحوّلات اجتماعى را دیر مى‏فهمد؛ باید مراقب بود. تقوا یعنى این. تقوا یعنى آن کسانى که حوزه‏ى حاکمیتشان شخص خودشان است، مواظب خودشان باشند. آن کسانى هم که حوزه‏ى حاکمیتشان از شخص خودشان وسیعتر است، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب دیگران باشند. آن کسانى که در رأسند، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب کلّ جامعه باشند که به سمت دنیاطلبى، به سمت دل‏بستن به زخارف دنیا و به سمت خودخواهى نروند. این معنایش آباد نکردن جامعه نیست؛ جامعه را آباد کنند و ثروتهاى فراوان به وجود آورند؛ اما براى شخص خودشان نخواهند؛ این بد است. هر کس بتواند جامعه‎ى اسلامى را ثروتمند کند و کارهاى بزرگى انجام دهد، ثواب بزرگى کرده است. اینها دنیاطلبى نیست. دنیاطلبى آن است که کسى براى خود بخواهد؛ براى خود حرکت کند؛ از بیت المال یا غیر بیت‏المال، به فکر جمع کردن براى خود بیفتد؛ این بد است. باید مراقب باشیم. همه باید مراقب باشند که این طور نشود. اگر مراقبت نباشد، آن وقت جامعه همین طور بتدریج از ارزشها تهیدست مى شود و به نقطه اى مى‏رسد که فقط یک پوسته‏ى ظاهرى باقى مى ماند. ناگهان یک امتحان بزرگ پیش مى آید - امتحان قیام ابى عبداللَّه - آن وقت این جامعه در این امتحان مردود مى شود!