بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

اقتصاد و فرهنگ، قسمت نخست: التزام عملی به مبانی دینی و انقلابی،لازمه مسلمانی
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شیعه راستین ، مدعی دین ، قانون گریزی ، سیره علوی

"اقتصاد و فرهنگ"، قسمت نخست:

التزام عملی به مبانی دینی و انقلابی، لازمه مسلمانی و اصولگرایی

سال 1393 توسط رهبر معظم انقلاب به عنوان سال "اقتصاد و فرهنگ" نام‎گذاری شد. تکیه ایشان بر موضوع فرهنگ، مبیّن اهمیت و جایگاه والای آن در حفظ، توسعه، پیشرفت و اعتلای نظام مقدس اسلامی و کشور عزیز ایران است. معظم‎له در سخنان خود در تعریف فرهنگ این‎گونه فرمودند:


 "فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم، عادات مردم، آن چیزهایی که مردم در زندگی روزمره با آن سروکار دائمی دارند و الهام‌بخش مردم در حرکات و اعمال آنها است؛ فرهنگ این است؛ این پس خیلی اهمّیّت دارد. مثلاً در حوزه‌ی اجتماعی، قانون‌گرایی، که مردم به قانون احترام بگذارند، یک فرهنگ است"

 حوزه فرهنگ از چنان گستردگی و تنوعی برخوردار است که حتی بیان عناوین و سرفصل‎های آن حوزه خارج از ظرفیت این مقال است لکن ما به یکی از مشکلات بزرگ فرهنگی و عقیدتی در جامعه اشاره خواهیم داشت که متأسفانه به یک معضل نهادینه شده در رفتار فردی و اجتماعی ما تبدیل شده است. عدم پایبندی عملی به همین نام‎گذاری‎ و هدف‎گذاری‎های سالیانه رهبری، شاهدِ روشنِ ما در موضوع بحثِ ذیل است.

 از آفت‎های بزرگ رفتاری و علت اساسی بروز و نمود بسیاری از مشکلات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه‎ی اسلامی استحاله‎ی از مبانی، اصول، آرمان‎ها و ارزش‎های اسلامی و انقلابی است. خطر بزرگی که خروجی آن این خواهد بود که آهسته و آرام، علی‎رغم شکل و ظاهر ارزشی، در عمل جامعه تهی از ارز‎ش‎ها و مبانی اسلامی خواهد بود. این سخن ما نیست بلکه با قدری مطالعه و تأمل می‎توان صدها شاهدِ مثال از تأکیدات مؤکد بزرگان و اندیشمندان، خصوصاً مقام معظم رهبری طی سالیان گذشته از فراگیر شدن این آفت بزرگ در جامعه، به ویژه در رفتار مسئولان ارائه نمود.

 به راستی چرا این معضل عظیم در رفتار ما نهادینه شده و بسیاری از ما به جای التزامِ عملی به مبانی، اصول، آرمانها و ارزشهای اسلامی و انقلابی، به آراسته نمودن ظاهر خود به این نمادها و ارزشها بسنده نموده، از درون و در عمل تهی از آنها میباشیم؟

نتیجهی این استحاله در حوزههای مختلف، آن میشود که برای نمونه:

ادای فریضه انسانسازی چون نماز که میبایست خروجی آن برای ما مصداق آیه شریفه "تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر" باشد، لکن علیرغم به جا آوردن همه روزه آن در چند نوبت، ما را از بسیاری منکرات دور نمیکند!

اعتقاد به رسالت نبی مکرم اسلام(ص) که هدف از مبعوث شدن به رسالت خویش را "لِاُتِمِمُ مَکارِمُ الاَخلاق" بیان می‎دارند، می‎بایست اسباب بروز و نمود اخلاق اسلامیِ فردی و اجتماعی را در جامعه اسلامی فراهم آورد، لکن علی‎رغم اینکه در طول روز حداقل 15 نوبت شهادت به رسالت ایشان می‎دهیم در عمل فاقد اخلاق اسلامی و عامل به انواع و اقسام  رذیلت‎های اخلاقی هستیم.

اعتقاد به ولایت امیرالمومنین(ع) که توصیه همیشگی ایشان نظم در امور و اجرای عدالت بوده است، لکن همه ما که شعارِ حبِّ ما به ولایت ایشان گوش فلک را کر نموده است، اینگونه نظم و عدالت را در عرصه‎های مختلف فردی و اجتماعی زیر پا نهاده‎ایم.

اعتقاد به امامت و قیام سیدالشهدا(ع) که هدف از قیام انسان‎ساز و بی‎مثال خود را احیای امر به معروف و نهی از منکر بیان فرموده است، لکن همه ما که همه‎ساله بیرق عزای او را برپاکرده و حتی بی‎یاد او آب هم نمی‎نوشیم نه‎تنها عامل به این فریضه نیستیم بلکه حتی تحمل کوچکترین امر به معروف و نهی از منکر دیگران را نیز نداریم.

اعتقاد به موعود و مهدویت که لازمه‎ی آن فراهم نمودن اسباب ظهور با عمل به مبانی و معارف دینی است، لکن ما از آن تنها به خواندن دعای فرجِ بعد از نماز و  خیلی همت کنیم دعای ندبه و زیارت جمکرانی بسنده می‎کنیم.

اعتقاد به نظام و انقلاب و ولایتی که مبنای آن احیای حکومت علوی و فراهم نمودن اسباب ظهور موعود است، لکن ما از آن تنها به شعار و نصبِ تمثال امام راحل و مقام معظم رهبری در اتاق کارمان و یا نصب تابلوی رهسپاری با ولایت تا شهادت بسنده کرده و در عمل بر خلاف دستورات و منویات ایشان عمل می‎کنیم.

شعار ولایتمداری و تبعیت از رهبری عزیز _که همانند امام راحل رعایت قوانین و مقررات نظام را شاخصه‎ی یک شهروند انقلابی و متعهد می‎دانند_ سر می‎دهیم، لکن در عمل خود را مستثنا و معاف از اِعمال قوانین و مقررات دانسته در بسیاری از موارد با قرائت‎ها و تفسیرهای شاذ و عجیب به راحتی قوانین و مقررات را دور می‎زنیم، به بیت‎المال تعدّی می‎کنیم، بیش از شایستگی قانونیِ خود پست، گروه، حقوق و مزایا دریافت می‎کنیم و ...

دلیل اصلی بروز و نمود همه‎ی این مشکلات عدم پایبندی عملی ما به مبانی دینی و انقلابی است. ما به حفظ ظواهر بسنده نموده و از بواطن و عمق معارف دینی غافلیم. شاید خوشایند بسیاری از ما نباشد، ولی مشکل بخش قابل توجهی از ما آن است که مسلمانی را تنها و تنها در محاسن، انگشتر عقیق، پیراهن یقه بسته و ... دانسته و انقلابی بودن را صرفاً به نصب تمثال امام راحل و مقام معظم رهبری  بر دیوار اتاقمان خلاصه کردیم، اما دریغ از عمل به دستورات دین و منویات امام و رهبری عزیز. ما باید بدانیم و بفهمیم که حفظ ظواهر شرط لازم است، لکن شرط کافی نیست. مهم‎تر و اساسی‎تر از آن شرط لازم، پایبندی و عمل به مبانی و معارف دینی است. در یک کلام:

التزام عملی به اصول و ارزش‎ها  لازمه‎ی اصولگرایی است نه شعار صِرف

مشکل همان است که مولا و مقتدای ما 14 قرن پیش آسیب‎شناسی نموده و در واپسین لحظات زندگی سراسر نور خود به عنوان وصیت فرمودند:

"شما و همه فرزندانم و کسانم و همه‎ی آنها را که نامه من به دستشان می‌رسد، سفارش می‌کنم به ترس از خدا  و نظم در امور ... خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا دیگران در عمل کردن، بر شما پیشى گیرند."

همان که به قول مصلح و اندیشمند بزرگ اسلامی، مرحوم سیدجمال‎الدین اسدآبادی غیرمسلمانان به دلیل عمل به قرآن و بسیاری از احکام اسلامی در بسیاری از حوزه‎ها از ما پیشی گرفته‎اند.