بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

التزام عملی به جای شعارزدگی
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱٠ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: انقلابی نما ، قانون گریزی ، نظارت و بازرسی ، ظاهرسازی

التزام عملی به جای شعارزدگی

بهانه‎‏ای که مرا برآن داشت تا به نگارش این دل‏‎نوشته که دردِ دل بسیاری از دلسوزان نظام و ارزش‏‎های اسلامی است پرداخته به بیان یکی از آفت‎‏های بزرگی که خواسته یا ناخواسته سبب استحاله‎‏ی بسیاری از ما از ارزش‏‎های اسلامی و انقلابی گردیده است بپردازم، مواجه‎ه‏ی بنده با یکی از این افراد شعارزده بوده است. البته همه‏‎ی ما به وفور رفتارهایی از این دست در اطرافمان می‏‎بینیم و از آن رنج می‏‎بریم. خصوصاً در محیط اطراف خود طی دو سال و نیم گذشته کراراً این رفتارها را - البته نه از نوع شعارزدگی و استحاله ناخواسته، بلکه از جنس استفاده ابزاری و شعاری از دین و ارزش‎‏ها برای منافع و مطامع مادی- از تیم مدیریتی سابق شرکت بهره‎‏برداری مشاهده کردیم.


چند روز قبل با یکی از همکاران واحد حراست در محیط اداری مواجه شدم و به مذاکره‎‏ای دوستانه و طولانی‏ در خصوص اوضاع جاری و شرایط به وجود آمده‏‎ی ناشی از اقدامات قانونی و قاطعانه یکی از دستگاه‏‎های نظارتیِ برون‏‎سازمانی که از چند ماه قبل برای رسیدگی به حجم وسیع تخلفات و جرایم تیم مدیریتی سابق در شرکت حضور یافته است پرداختیم. در حین مذاکره و زمانی که بنده به آسیب‏‎شناسی شرایط موجود و علل و عوامل بروز و نمود حجم وسیعی از رفتارهای غیرقانونی، غیر شرعی و مغایر اصول و ارزش‏‎های دینی و انقلابی پرداختم و در بحث خود به یکی از سخنان رهبری در نقد رفتار واحدهای نظارتی شرکت در عدم انجام وظایف و مسئولیت‎‏های این واحدها استناد نمودم، به ناگاه با واکنش عجیب یکی از کارکنان حراست که در معیّت این دوست ما به عنوان شنونده در بحث حضور داشت مواجه شدم. این همکار تازه‎‏جوانِ جدیدالاستخدام به ناگاه با جسارت خاصی کلام مرا قطع نموده به من که در سخنم گفته بودم که رهبری فرمودند... معترض شد که چرا از واژه "رهبری فرمودند" استفاده نمودی. بگو "حضرتِ آقا" فرمودند. بنده به این فرد شعارزده عرض کردم، دوست عزیز مهم نیست که با چه لفظی و با چه ادبیاتی سخن می‏‎گویی؛ مهم آن است که با جان و دل عاملِ به فرمایشات رهبری باشی و از آن تخطّی نکنی.

به راستی بسیاری از ما را چه شده است که به جای عمل به اصول و چارچوب‏‎های دینی تنها و تنها به شعار و ظواهرِ امر بسنده می‏‎کنیم؟

ما را چه شده است که رفتاری کاملاً مغایر با اصول و ارزش‏‎های دینی و انقلابی داریم اما در کلام و شعار خود را متدیّن و انقلابی می‏‎نامیم؟

به راستی اشکال کار کجاست؟

همین همکاری که به بنده متعرض شده بود که چرا از لفظ رهبری استفاده می‏‎کنید و به نوعی تحقیرآمیز که خود را مریدتر، شیفته‎‏تر و عاشق‏‎تر به رهبری می‏‎دانست و به من توصیه نمود که از "لفظ حضرت آقا" استفاده کنم، چگونه خود را محب‏‎تر و نزدیک‎‏تر از دیگران به رهبری می‏‎داند در حالی که در رفتار و کردار خود به ابتدایی‏‎ترین توصیه‏‎های ایشان عمل نمی‎‏کند؟ همین تازه‏‎جوان متولد 1367 دقیقاً یک سال و نه روز قبل به استخدام شرکت بهره‎‏برداری درآمده است. حال بماند که بر خلاف قوانین و مقررات، بدون آزمون و با رابطه به استخدام شرکت درآمده است. نکته جالب اینکه کمیته طبقه‎‏بندی 3 نوبت با انتصاب وی به علت فقدان شرایط‎‏احراز، به عنوان کارشناس مخالفت نموده در نهایت با تعیین گروه 7 با اعمال مدرک دیپلم منصوب گردید. اما همین فرد از همان ابتدا، بدون مصوبه کمیته و بر خلاف قوانین و مقررات از مزایای گروه 12 (5 گروه بالاتر از مصوبه‎‏ی کمیته) بهره‎‏مند گشته و النهایه نیز با پیگیری‏‎های فراوان چند ماه بعد با مصوبه‏‎ی جعلیِ کمیته، به گروه 12 وی به ظاهر وجاهت قانونی بخشیده شد.

حال چگونه افرادی از این دست که در اطرافمان کم هم نیستند این‏گونه وقیحانه به خود اجازه می‏‎دهند که علی‎‏رغم آلوده بودن به انواع و اقسام جرایم، تخلفات، تعدی به بیت‏‎المال و ...خود را برتر، مسلمان‏‎تر، ارزشی‏‎تر، انقلابی‎‏تر و ولایتی‏‎تر از دیگران بدانند؟

ما را چه شده است که اجازه می‏‎دهیم این قبیل افراد با این حجم وسیع تخلفات با وقاحت تمام به ما درس ولایت‎مداری بیاموزند؟ و از همه عجیب‎‏تر و خوف‎‏ناک‏تر در واحدهای نظارتی حضور داشته و به رصد رفتار دیگران بپردازند!؟

مصداق بیان شده‏‎ی فوق یکی از صدها مصادیقی است که با اوضاع و احوالی بدتر از این مصداق در اطرافمان می‎‏بینیم که با استفاده ابزاری از نام دین، نظام و ارزش‎‏های اسلامی تیشه به ریشه این اصول و ارزش‏ها می‎‏زنند. خود را نماد و عینِ دین و ارزش‏‏‎ها می‏‎دانند و مخالفت با خود را مخالفت با نظام و ارزش‎‏ها جلوه می‏‎دهند.

آیا ما خود مقصر نیستیم که عرصه را اینگونه بر این قبیل افراد باز گذاشتیم؟ آیا ما دِینی نسبت به این نظام، امام، شهدا و رهبری نداریم؟ وظیفه‎‏ی دینی، انقلابی و ملی ما بیان واقع است و عرصه را بر این مزوّران تنگ نمودن؛ دفاع از اصول و ارزش‏‎های اسلامی و انقلابی و رسوا نمودن مدعیان دروغین؛ نهراسیدن از هجمه‏‎ها، تهمت‏‎ها و حمله‏‎ها، و در یک کلام اینکه:

 فریاد بزنیم که عشقِ به دین، نظام و ولایت در التزام عملی به اصول و ارزش‎‏های تعریف شده‏ توسط دین و مکتب و رهبری است نه در شعارِ تهی از عمل و رفتار و کردارِ متضاد با این ارزش‏‎ها.