بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

اصول انتصابات سازمانی از منظر دین مبین اسلام
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ٤ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: شیعه راستین ، مدعی دین ، آموزش مدیریت ، رابطه سالاری

مطلب ارسالی از سوی یکی از خوانندگان وبلاگ 

اصول انتصابات سازمانی از منظر دین مبین اسلام

اسلام به عنوان نظام دینى جامع که ریشه در فطرت دارد و از سرچشمه وحى سیراب می‏شود، با دیدى عمیق و بینشى گسترده به انسان و انسانیت در ابعاد مختلف مى‏نگرد و داراى نظام ارزشى ویژه‏اى است که در پناه آن سعادت و کمال انسان را تضمین مى‏نماید. مدیریت و اداره امور جامعه نیز از شئون مهم زندگى انسان است که در منابع اسلامى به آن پرداخته شده است.


از دیدگاه قرآن و روایات، مدیریت نقش اول را در تغییر و تحولات اجتماعى بر عهده دارد. پیامبر اکرم(ص) در این‏باره مى‏فرماید:

"دو صنف هستند که هرگاه صالح باشند، امت صالح خواهند بود، و هرگاه فاسد شوند، امت فاسد خواهد شد. سؤال شد یا رسول اللّه، اینها چه کسانى هستند؟ فرمود: دانشمندان و رئیسان(مدیران جامعه)."

بر این اساس کسانى که رهبرى فکرى و معنوى مردم را بر عهده دارند و آنان که مسئولیت اوضاع اجتماعى و امور اجرایى را پذیرفته‏اند، در فساد و یا اصلاح جامعه نقش اول را ایفا مى کنند.

انتصابات به‏جا و متکى بر اصول و ضوابط عقلى، دینى و پذیرفته‏شده، تطبیق شرایط احراز شغل با فرد داوطلب، ارتقاء و پیشرفت شغلى و افزایش اثربخشى عملکرد کارکنان و نیز شکوفایى استعدادهاى درونى افراد؛ عوامل اصلى در نیل به اهداف سازمان به شمار مى‏آیند.

در این مطلب با استفاده از منابع قرآنى و روایى، چهار اصل مهم از اصول انتصابات سازمانى به اختصار بررسی می‏شود:

1. شایستگى و کفایت:

در مدیریت اسلامى اصل شایستگى و کفایت به عنوان یک اصل مترقى براى اداره امور جامعه مطرح و در ابعاد مختلف مورد تأکید قرار مى‏گیرد. در متون و منابع قرآنى و روایى و در قول و سیره پیامبر اکرم(ص) و امام على(ع) موارد متعددى در این باره ذکر و ثبت شده است که به بیان برخى از آنها مى پردازیم:

"ان اللّه یأمرکم اَن تودوا الامانات الى اهلها؛ به تحقیق خدا شما را امر مى کند که امانت‏ها را به اهلش سپارید." سوره نساء آیه 58

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید:

"کسى که چیزى از امور مسلمین را بر عهده گیرد، سپس فردى را عهده‏دار کارى کند در حالى که فرد اصلح از او را مى‏یابد، به خدا و رسول او خیانت کرده است."

امام على(ع) در طول مدت حکومت خویش ملاک عزل و نصب‏هایش را شایسته‏سالارىِ مبتنى بر تعهد در مقابل خداوند و دیگران قرار داد و در این باره مى‏فرمود:

"چهار چیز دلیل سقوط دولت‏ها شمرده مى‏شود: از بین بردن کارهاى اصلى، توجه به امور جزیى، مقدم داشتن افراد پَست و محروم ساختن انسان‏هاى با فضیلت."

و به همین دلیل در فرمان به مالک اشتر سفارش مى‏کند که در مدیریت کشورى، کفایت را که مترادف با لیاقت و شایستگى است لحاظ کند:

"اى مالک، در به کارگیرى کارمندان و مدیران که باید زیر نظر تو کار کنند، هیچ‏گونه واسطه و شفاعتى را نپذیر، مگر شفاعت کفایت و امانت را."

و نیز مى فرماید:

"در رأس هر قسمت از مناصب و مسئولیت هاى کلیدى، مسئولى را قرار ده که از نظر لیاقت و شایستگى به حدى باشد که کارها و پیش‏آمدهاى مهم و بزرگ، وى را به زانو ننشاند و از پا در نیاورد و کارهاى متنوع و مختلف، او را گیج نکند و زمام کار را از دست او خارج ننماید."

امام على (ع) یکى از دلایل بى‏توجهى به شایسته‏سالارى را نیز به نوعى متذکر مى‏گردند:

"من استعان بالضعیف ابان عن ضعفه؛ کسى که از افراد ضعیف کمک بخواهد، ضعف خود را آشکار کرده است."

معمولاً قدرت و شخصیت افرادى که در کارهاى سازمان به کار گمارده مى‏شوند نمایان‏گر شخصیت و ویژگى‏هاى مسئول مافوق آنان است.

2. ضابطه مدارى:

در اسلام یکى از ملاک‏هاى فضیلت و برترى تقوى است و همه در برابر قانون یکسان هستند. مدیر نباید افرادى را که استحقاق ندارند برخلاف ضابطه براى تصدى شغلى منصوب کند. و از این طریق هم به سازمان و اهداف آن و هم به کارکنان خسارت وارد نماید. مدیر در موقعیت مدیریتى و جایگاه مسئولیتى خود باید مراقب درخواست‏هاى نابجاى دوستان و اطرافیان خود باشد و از دخالت‏هاى بى‏جاى آنان در امور مختلف جلوگیرى کند.

حضرت على (ع) مى‏فرماید:

"اگر چنین مردمى را گرداگرد خود یافتى مهم نیست که تا چه حد به تو نزدیک باشند، زود خود را از دست آنها خلاص کن و به رسوایى پایان ده."

آن حضرت همواره یکى از آسیب‏هاى جدى انتصابات را اولویت دادن روابط بر ضوابط دانسته و با این پدیده برخورد جدى نموده با قاطعیت والیان را از عواقب آن بر حذر داشته و تأکید مى‏کند که به ویژگى‏هاى اشخاص توجه شود نه به مسائل خویشاوندى.

3. عدالت محورى:

حکما و متکلمان اسلامى معناى عدالت را «دادن حقِّ هر صاحب‏حقّى به وى» و «قرار دادن هر چیز با توجه به ویژگى هاى آن در مناسب‏ترین موقعیت» دانسته‏اند.

در انتصاب مدیران و کارکنان این حدیث نبى اکرم(ص) را باید نصب‏العین قرار داد که مى‏فرماید:

"کسى که سرپرستى امور ده نفر را بر عهده گیرد و در میان آنان به عدالت رفتار نکند، روز قیامت در حالى به عرصه محشر مى‏آید که دست ها و پاها و سرش در بند حلقه برنده و خاردارى از آهن قرار دارد."

حضرت على(ع) خطاب به مالک اشتر مى‏فرماید:

"باید محبوب‏ترین کارها نزد تو امورى باشد که با حق و عدالت موافق‏تر و با رضایت توده مردم هماهنگ‏تر است."

و یا: "هیچ چیز مانند عدالت، موجب دولت نیست." همچنین مى‏فرماید: "هر کس عدالت ورزد فرمانش نافذ است."

4. حق مدارى:

"و انزلنا الیک الکتاب بالحق... فاحکم بینهم بما انزل اللّه؛ و ما این کتاب را به حق بر تو فرستادیم... پس میان آنان به آنچه خدا فرستاده است، حکم کن." سوره مائده آیه 48

بر اساس نظر برخى که واژه حکم را به معناى مدیریت گرفته‏اند و مدیریت را به عنوان شأن «خلیفة اللهى» انسان مى‏دانند، از آیه فوق مى‏توان چنین استنباط کرد که در فرآیند انتصابات به دلیل لزوم جدا کردن افراد شایسته و کاردان براى تصدى مشاغل و پست‏هاى گوناگون سازمان، حق‏محورى یک اصل انکارناپذیر بوده، نادیده گرفتن آن علاوه بر ایجاد چالش‏هاى فراوان مدیریتى خلاف شأن خلیفة اللّهى انسان است.

بنابراین حق محورى در انتصابات کارکنان و مدیران اصلى پذیرفته شده در متون و منابع اسلامى است که هر آینه انحراف از آن موجب ورود خسارات جبران‏ناپذیرى به جامعه اسلامى و سازمان خواهد شد.

نام محفوظ