بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

نقدی بر فعالیت‏های فرهنگی شرکت بهره‏برداری متروی تهران
ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ٢۳ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مترو

مطلب ارسالی از سوی یکی از خوانندگان وبلاگ

"امر به معروف و نهی از منکر نه اجلی را نزدیک می‏کند و نه از روزی کم می‏نماید، بلکه ثواب را دو چندان و پاداش را بزرگ می‏سازد"  امام علی(ع)

نقدی بر فعالیت‏های فرهنگی شرکت بهره‏برداری متروی تهران

آموزه‏های دینی به ما می‏آموزد که سرنوشت هر فرد با جامعه پیوندی عمیق دارد و از این رو است که در پذیرش مسئولیت‏های اجتماعی تعهدی داریم که ایجاب می‏کند در مورد تمامی امور پیرامون خود در جامعه ناظر و مراقب باشیم، مسئله مهمی که در فقه اسلامی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده از مبانی اصلی تفکر یک فرد مسلمان واقعی محسوب می‏شود. همیشه به خاطر داشته باشیم وظیفه ما در قبال جامعه‏مان همانند وظیفه همان مردمی است که سوار بر کشتی در وسط دریا هستند و فرد ناآگاهی کشتی را سوراخ می‏کند چنانچه دیگران به او تذکر ندهند همگی غرق خواهند شد....


تردیدی نیست که هویت فرهنگی یک سازمان آیینه اصالت و درایت مدیریت و کارکنان آن سازمان است. در مورد مترو با توجه به اینکه صنعت و تکنولوژی غیربومی و جدیدی است که به عنوان یک ضرورت در عرصه زندگی شهری وارد جامعه ما شده است، جدای از مباحث فنی و علمی، در حوزه فرهنگی و اجتماعی بر اساس یک منطق اجتماعی فرهنگی این صنعت ضرورتاً می‏بایست متناسب با فرهنگ جامعه ما بومی‏سازی گردد. از این رو از ابتدای تاسیس و افتتاح، موضوع فرهنگ یکی از دغدغه‏های اصلی برای شهروندان و مدیران متروبوده است. از سویی جابجایی روزانه سه میلیون مسافر در شهر تهران بوسیله مترو بهترین فضا و بستر را برای انجام کار فرهنگی مهیا نموده فضای مترو را به عنوان یکی از پتانسیل‏های اصلی کار فرهنگی تبدیل نموده است.

اما سوال اصلی آن است که تعهد و تکلیف مجموعه مترو در حوزه فرهنگ چیست؟ اولویت‏ها، الزامات، ضرورت‏ها و برنامه‏های فرهنگی که می‏بایست در مترو مورد توجه مدیران شرکت قرار گیرد چیست؟

شکی وجود ندارد که در هر نهاد و سازمانی سیاست‏گذاری و اجرای برنامه‏ها لزوماً باید متناسب با حوزه تخصصی و منطبق بر اهداف و چشم‏اندازهایی که موجبات تاسیس آن سازمان را فراهم آورده است باشد. سایر حوزه‏های غیر مرتبط با اهداف که به ناچار و متاثر از الزامات زندگی اجتماعی امروزی، هر سازمانی با آن مواجهه خواهد داشت باید به متولیان آن حوزه‏ها در جامعه سپرده شود.

از بدو ورود آقای قلی‏ها، به ظاهر به حوزه فرهنگ توجه خاصی شد. به منظور بهره‏مندی از این پتانسیل رسماً نهادی به عنوان یک معاونت مستقل در ساختار سازمانی شرکت بهره‏برداری ایجاد و برای آن نمودار سازمانی گسترده‏ای لحاظ شد که انصافاً هم کارهای زیادی در این حوزه انجام شد که آثار آن در ایستگاه‏ها و واگن‏های مترو به وفور دیده می‏شود.

اما با این حال با گذشت دو سال و نیم از ایجاد این واحد در ساختار سازمانی شرکت بهره‏برداری توسط آقای قلی‏ها، این سوال مطرح است که واقعاً پس از این مدت با این تشکیلات عظیم و صرف بودجه ده‏ها میلیارد تومانی که منطقاً می‏بایست با تفویض آن به نهادهای متولی امور فرهنگی کشور یا شهر تهران نظیر سازمان تبلیغات اسلامی، صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که پیشینه موفق و امکانات مطلوبی در انجام کار فرهنگی دارند، از طریق تخصیص فضاهای شبکه مترو به شکل منطقی و معقولی انجام گیرد؛ چه بازخورد و اثر مثبتی در جامعه داشته است؟

آیا آثار اقدامات انجام شده متناسب با ده‏ها میلیارد تومان هزینه، آن هم در شرایط وخیم اقتصادی شرکت! می‏باشد؟

با این حال طی دو سال و نیم گذشته چقدر فرهنگ استفاده از مترو بین مسافران بهینه شده است؟ سهم کار فرهنگی مرتبط با مترو که می‏توانست موجبات کاهش فراوان هزینه‏های مستقیم و غیرمستقیم را در استفاده از مترو برای مردم و شرکت فراهم آورد چقدر بوده است؟

متولیان امر فرهنگ در مترو در خصوص فرهنگ استفاده از TVM و سایر ابزارهای هوشمند ریلی نظیر PID و غیره به عنوان یکی از زیرساخت های مهم راحتی مسافر در مترو چه اقدامی انجام داده‏اند؟

چقدر فرهنگ استفاده از مترو بین کودکان، نوجوانان و جوانان به عنوان وارثین نسل فعلی نهادینه شده است؟

تا چه حد از طریق کشف استعدادهای فرهنگی و هنری کارکنان جهت استفاده بهینه از تکنولوژی مترو پرداخته شده است؟

آفرینش‏ها و ابداعات هنری در حوزه حمل و نقل چه اندازه از رشد و توسعه برخوردار بوده است؟

تا چه اندازه بر مشارکت‏های درون سازمانی در حوزه فرهنگ بمنظور تامین اهداف مدیریت مترو در حمل و نقل شهروندان تاکید شده است؟

برای حل ناهنجاری‏های فرهنگی در مترو چه اقداماتی صورت گرفته است؟ آیا بهتر نبود بجای هزینه‏های چندده میلیارد تومانی در حوزه‏های غیرمرتبط با مترو مشکلات آمد و شد شهروندان که بسیاری ریشه در معضلات فرهنگی دارد مورد توجه قرار می‏گرفت؟ به عبارتی چه اندازه برای حل انواع ناهنجاری‏های فرهنگی و اجتماعی مترو اقدام شده است؟

به منظور کاهش اقدام به خودکشی در ایستگاه به عنوان یک معضل اجتماعی و فرهنگی چه اقداماتی صورت گرفته است؟

در خصوص مقابله با تکدی‏گری به عنوان یک پدیده شوم فرهنگی در مترو چه اقدام عملی و مؤثری انجام شده است؟

اقدامات فرهنگی در خصوص بهبود وضع توریسم از طریق مترو در چه وضعیتی است؟

آیا بهتر نبود بجای هزینه‏هایی کلان که در حوزه وظیفه سایر متولیان امور فرهنگی در کشور است، رفع خلاهای فرهنگی مترو مورد توجه قرار می‏گرفت؟ به عنوان مثال فرهنگ سوار و پیاده شدن مسافران از قطار چه اندازه بهبود یافته است؟

فرهنگ‏سازی در زمینه کمک به افراد پیر و ناتوان در مترو در چه شرایطی است؟

فرهنگ سازی و آموزش شهروندی در خصوص مواقع بحرانی و بروز شرایط اضطراری در مترو همچون تاخیر قطارها و سوانح ریلی چطور؟

در مورد فرهنگ استفاده از PIS های ایستگاه، فرهنگ استفاده از دکمه‏های توقف اضطراری قطار در ایستگاه و فرهنگ استفاده از دکمه ارتباط با راهبر چه اقدامات فرهنگی انجام شده است؟

زمینه‏های فرهنگی استفاده از پله‏برقی و آسانسور با رویکرد توجه به افراد ناتوان و پیر چه اندازه مورد توجه قرار گرفته است؟

آیا استفاده از تجهیزات ایمنی موجود در ایستگاه‏ها و واگن‏ها بین مسافران به عنوان یک زمینه اصلی مورد توجه قرار گرفته است؟

فرهنگ استفاده از مترو در ساعات شلوغ (peak hours) چطور؟ کاری انجام شده است؟

در خصوص فرهنگ‏سازی برای سامان‏دهی فروشندگان دوره گرد در مترو چطور؟

برای حفظ نظافت و پاکیزگی ایستگاه‏ها و قطارها و حفظ و نگهداری تجهیزات ریلی به عنوان یک ضرورت شهری و شاخص فرهنگی در مترو چه اقدامی شده است؟

فرهنگ‏سازی برای واگن خانم‏ها، رعایت حریم ریلی، خط زرد لبه سکو، ورود به حریم تونل و غیره چطور؟

آیا اگر مدیران شرکت در زمینه‏های فوق عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار دهند به خود چه نمره‏ای خواهند داد؟

و آیا بهتر نبود به جای انجام وظایف دیگران همانند بسیاری از کشورهای توسعه یافته و پیشرو در صنعت حمل و نقل، پتانسیل‏های فرهنگی به طور تخصصی مورد عنایت قرار می‏گرفت؟

آیا بهتر نبود با انجام بسترسازی، زمینه فعالیت سایر مجموعه‏های فرهنگی کشور بویژه سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران را در ایستگاه‏ها و شبکه مترو فراهم نموده و خود به انجام وظایف اصلی مرتبط با امور فرهنگی خود مترو می‏پرداختید؟

آیا بهتر نبود بجای دخالت مستقیم و تخصیص ردیف بودجه و تعریف این همه نیروی انسانی در قالب معاونت، قائم‏مقام، مدیریت، رئیس، مسئول و غیره به هم‏فکری، هم‏جهتی، هم‏کاری و هماهنگی با نهادهای متولی امر فرهنگ نظیر سازمان تبلیغات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بنیاد حفظ آثار و ارزش‏های انقلاب، سازمان فرهنگی هنری شهرداری و سایر نهادها پرداخته می‏شد و خود سیاست‏های فرهنگی مترو را دنبال می‏نمودید و به بومی‏سازی این تکنولوژیِ مدرن متناسب با شوؤن فردی و اجتماعی کشورمان می‏پرداختید؟ آیا عدم تفویض این امر به نهادهای متولی سبب نشده است از اهداف اصلی خود در مترو دور شده و باعث اتلاف منابع شوید؟

و آیا...

نام محفوظ