بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

درد دلی با مدیرعامل جدید شرکت
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٢ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مترو ، دین

نامه وارده

بسم ربّ‏الشهداء و صدیقین

عجب است از ما واماندگان زمین‏گیر! که به جستجوی شهداء به قبر آنها می‏آییم و این خود دلیلی است بر آنکه از حقیقت عالم هیچ نمی‏دانیم! مرده آن است که نصیبی از حیات طیبه شهداء ندارد و اگر چنین است از ما مرده تر کیست...     "شهیدآوینی"

دردِ دلی با مدیرعامل جدید شرکت

راستش به عنوان یک مترویی که با تکنولوژی جدید الفت یافته‏ام و از سال‏های حماسه و رشادت جز بمباران‏ها و خاطراتی که پدرم از جبهه  تعریف می‏کند چیزی در یاد ندارم، ابتدا در نگارش این نامه شک داشتم، و البته هنوز هم در تردید، از اینکه حرف دلم را بزنم یا نزنم؟ گفتند؛ از تبار جبهه و جنگ هستید و گفتند ....


جناب آقای نایبی!

برای همه ما ایرانیان یک چیز مسلم است و آن اینکه انقلاب اسلامی ثمره رشادت‏های ستاره‏هایی است که بی‏هیچ اعتنایی به فریبای دلبستگی‏های دنیا، دلاورانه شربت ناب شهادت را در کام خود سرکشیدند و در قهقهه‏ی عند ربّهم یرزقونِ خود، در خون پاکشان مستانه غلتیدند تا ما طومار تاریکی‏های جهل و بی عدالتی را در هم بپیچیم....

جناب نایبی! فکر می کنم پیشنهاد بدی نباشد که در آغاز مدیریتتان در مترو به مزار شهدا سری بزنید، جای غریبی نیست! شاید خاطره‏ای که مرورش برای شما سودمند باشد، شاید که درد عمیق همرزمانتان را به یاد آورید! پله‏های مزار شهدای گمنام را که بالا می‏رویم؛ نام و نشان‏هاست که این نامداران گمنام به ما می‏نمایانند؛ و عجب است که بند تعلقات دنیا چنین ما را بی‏لیاقت کرده است! آری بی‏لیاقت! به نظر شما آیا ما لیاقت شهادت و حتی شایستگی ادامه راه آنان را داریم؟

دوستان عزیز مترویی  و جناب آقای نایبی!

امروز ما هستیم، حضور داریم؛ ولی آیا در مسیر و راه شهیدان نیز هستیم؟ و اگر در راه شهیدان نباشیم چطور؟ فکر نمی‏کنید در اینصورت آسمان پهناور، وسعت خشم خداوند خواهد بود؟ آیا درختان سرسبز و نشاط‏‏ آور هر یک، برایمان چون پتکی دشنام زمین را منعکس نخواهند کرد؟ آیا در آن صورت به پایان حیات طیبه خود در زمین نزدیک نگشته‏ایم؟

آری! افسوس، در روزهایی در انتظار تحول و بهبود سازمانی هستیم که غبار غفلت چنان  بر دل‏های عده‏ای از ما نشسته است که می‏بینیم طی دو سال و نیم گذشته در شرکت بهره‏برداری، بر بستر زلال خون شهیدان، کاخ ساخته‏اند و ارزش‏های اصیل انقلابی را با قانون‏شکنی و دوری از مسیر ولایت و عدالت‏محوری به هوای نفس در زیر پای نهاده‏اند...

آری در این ایام چه‏ها که ندیدیم از عده‏ای که عکس شهدا در دست داشتند ولی برعکس شهدا عمل کردند. نه تنها خود، بلکه تملق و نفاق را در سازمان نهادینه کردند و به دست دیگران نیز عکس شهدا دادند تا...

آری! مدیری را می‏شناسم که با پرداخت علی‏الحسابِ مبالغ کلان و ده‏ها میلیونی به عدالت سیلی زد!

 مدیرانی را می‏شناسم که با استفاده از موقعیتشان چندین نوبت مبادرت به خرید سنوات کردند تا کارکنان مفهوم قدرت و اقلیت ممتاز را در سازمان درک کنند!

مدیرانی  را می‏شناسم که با وجود تمکن مالی و دارا بودن منزل شخصی، خارج از نوبت از شرکت خانه سازمانی گرفتند تا مفهوم عدالت رویه‏ای و توزیعی در سازمان تاویل گردد!

مدیرانی را می‏شناسم که مدیریت را وسیله برخورداری از بهترین امکانات رفاهی قلمداد می‏کنند تا عدالت مراوده‏ای معنا یابد!

مدیری را می‏شناسم که از طریق موقعیتش در کمیته طبقه‏بندی مشاغل یکی از بستگان نزدیک خود را بدون هیچ تحصیلات و تجربه ایی با گروه 14 در پست ریاست منصوب کرد تا معنای اقلیت نورچشمی روشن شود!

مدیری را می‏شناسم که با استفاده از موقعیتش و برخلاف رویه سیستم حضور و غیاب شرکت؛ برای نورچشمی‏های زیادی، بدون آنکه حضور چندانی در سازمان داشته باشند کارکرد 120 ساعت و جمعه کاری‏های آنچنانی لحاظ نمود تا مفهوم مساوات و  برابری روشن تر جلوه نماید!

مدیری را می‏شناسم برای نور چشمی‏ها بدون ضابطه و بدون تایید و تصویب کمیته طبقه‏بندی مشاغل براساس سفارش فلان آقا، بدون هیچ تجربه و تحصیلات گروه‏های 14 و 16 تعیین کرد تا نشان دهد که قانون فقط برای افراد عادی اعمال می‏شود!

و مدیرانی را می‏شناسم که بی‏هیچ سابقه، تجربه و تحصیلاتی جایگاهی را که ابداً استحقاق تصدی آن را ندارند اشغال نموده تا معنی شایسته‏سالاری و شایسته‏گزینی را برای همگان روشن و مبرهن گردانند!

مدیری را می‏شناسم که بر خلاف رویه برای بسیج پیشنهاد نمودار سازمانی و چارت آنچنانی ترتیب داد تا به همگان بیاموزد که بر خلاف توصیه‏ها و منویات امام راحل و مقام معظم رهبری، و بر خلاف اهداف و آرمان‏های تعریف شده برای بسیج، استثنائاً در شرکت بهره‏برداری بسیج می‏تواند علاوه بر لشگر مخلص خدا بودن در مسیر تحصیل مطامع دنیوی، ابزار جلب قدرت و پول برای عده‏ای شود!

مدیرانی را می شناسم که طی دو سال و نیم گذشته با سوء استفاده از نام شهدا، ارزش‏ها و ...

آیا می توان از شهیدان طلب شفاعت کرد، در حالیکه بی‏خبری و دنیاپرستی ارزش شهادت و ایثار را در روزمرگی بی‏تقوایی زیر چکمه‏های بی‏عدالتی و دروغ، بی‏اعتبار نموده است؟ آیا این است معنای امانت‏داری برای شهیدان و حفظ ارزش‏های حماسه و ایثار؟

شاید بشود و بتوان در سایه هیئت و به بهانه ذکر و مدح اهل‏بیت؛ تبعات سوء استفاده از بیت‏المال را کم‏رنگ کرد، اما یقیناً نمی‏توان و نمی‏شود در محضر شاهد حاکم، به ندای وجدان و خدای عالم دروغ گفت.....

آری دوستان عزیز و مدیر عامل محترم! واقعیت آنکه درد دل بسیار است و مجال نوشتن اندک. امیدوارم که شما مدیرعامل محترم به این اوضاع خاتمه دهید و بیش از این اجازه سوءاستفاده از نام شهدا و ارزش‏ها را به این سوءاستفاده کنندگان از بیت‏المال ندهید.

همه می‏دانیم "مهدیه" اسم مکان است و "فاطمیه" اسم زمان ؛ به امید روزی که "مهدیه" اسم زمان شود و "فاطمیه" اسم مکان...

التماس دعا

نام محفوظ