بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

درسهایی که از مدیرعاملم آموختم....
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٥ آذر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مترو ، قالیباف

درسهایی که از مدیرعاملم  آموختم....

من بر امّتم از فقر نمى ترسم ؛ بلکه از بى تدبیرى (سوء مدیریت) مى‏ترسم.

پیامبراکرم(ص)

سازمان بیمار

به نام مدیر، مدّبر، هادی و ناظر کل عالم هستی! او که خود مدیر است و همه مدیران بی او هیچ‏اند، چرا که هر چه دارند همه از اوست و به سوی او باز می‏گردند.


درود بی‏پایان به‏واسطه فیض الهی، پیامبر اعظم(ص)، او که ما را به نور الهی آشنا ساخت و بستر کمال انسانی‏ در قلمرو علم و زندگی، دنیا و آخرت را برایمان گسترانید و آرزوی توفیق و سلامتی برای مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... خامنه‏ای و خادمان نظام اسلامی....

کمی بیش از دو سال قبل با انتصاب آقای مهندس محمدقلی‏ها به سمت مدیرعاملی شرکت بهره‏برداری مترو، بارقه‏های بسیار و امیدهای فراوانی مبنی بر تحول سازمانی و بهبود اوضاع، در ذهن بنده و همکاران  نقش بست و آرزوهای بی‏شماری که اینک.....

شاید مسیر توسعه و موفقیت یک سازمان برای طی طریق به سوی تعالی و شکوفایی به تجارب آن سازمان و یادگیری از اشتباهات مربوط باشد، لذا در یک سازمان، مهم‏تر از اشتباه نکردن، عدم تکرار آن اشتباهات است.
توسعه و تعالی یک سازمان مستلزم برنامه‏ریزی، اجرای هدفمند آن برنامه و کنترل مستمر اثربخشی و کارایی اجرای برنامه‏ها و از همه مهم‏تر «اصلاح ساختاریافته» در سازمان است که در نهایت به بهبود سازمانی منجر می‏شود. البته در نظر دارید که «آموخته‏های» حاصل از "تحلیل نقّادانه" از عملکرد گذشته سازمان و مدیریت، به منظور اصلاح رویکردهای آتی، مقدمه دستاوردهای حاصل از تغییرات مدیریتی است. در ادبیات مدیریت؛ "آموختن به معنای تغییر رفتار است، نه صرفا کسب آگاهی"  گزاف نیست که بگوییم؛ مدیران سازمان‏ها با هر کارنامه‏ای، اگر صرفا کتابچه‏ای متشکل از اشتباهات خود و آنچه نباید انجام می‏دانند برای آیندگان که سازمان را تحویل می‏گیرند به یادگار می‏گذاشتند بر آنها دِینی باقی نمی‏ماند(و البته این همان معنای مدیریت دانش است که بحمدا... در سازمان ما نیز فعال شده است!). به هر حال  نخبگان سازمان به مثابه پردازشگر جوامع سازمانی، وظیفه تحلیل عملکرد مدیران ارشد در سازمان‏ها را بر عهده دارند، شاید که حفظ تجربیات و ثبت آنها در حافظه سازمانی، تلنگری به سازمان باشد و ابزاری برای ممانعت از تکرار اشتباهات گذشته.

بدیهی است که بدانید سازمان‏هایی که پیاپی اشتباهات خود را تکرار می‏کنند "بیمار" بوده و یا آنکه در یک یا ترکیبی از این اجزا نقصان جدی دارند.

دوستان گرامی

بدون تردید در آموزه‏های دینی ما سمت و پست ابزاری برای ارضای مطامع دنیوی نیست، بلکه وسیله‏ای است برای تحصیل رضای خداوند و خدمت به مردم...

مترو، برای ما و شهروندان تهرانی تنها یک وسیله لوکس، شیک یا صرفاً یک ابزار حمل و نقل همگانی نیست، بلکه ترکیبی است از حرکت، پویایی و نشاط، جُنب و جوش شهری که در شریان زندگی تهرانی‏ها جاری است. مترو برای ایشان یک کالای تجاری و یا سیاسی هم نیست، مترو یعنی نبض منظم یک کلان شهر پرجمعیت که مدیران شهری حل گره‏های ترافیکی خود را در گرو فعالیت منظم آن می‏بینند و البته مترو برای امثال من که شاید به تنبلی حقوق کارمندی عادت کرده‏ایم یعنی  همه چیز!

از سویی سالهاست که تغییر و تحول در ساختار سازمانی شرکت مترو و  بدنه مدیریتی آن برای کارکنان، تبدیل به یک امر عادی رایج شده و جالب است بدانید برای بنده که شاید تجربه ای نزدیک به دو دهه حضور در این شرکت را در خود دارم، تجربه کار با مدیران، یک آموزه را در پی داشته و آن اینگونه بوده که همگی آنها اصرار دارند بگویند یک ویرانه از مدیر قبلی تحویل گرفته‏اند، که می‏بایست آن را توانمند نموده و آباد سازند!!!

بینندگان بصیر

با وجود همه بی‏مهری‏ها در آیینه کلان‏شهر تهران، مترو همانند خورشیدی فروزان همچنان روشن خواهد ماند علی‏رغم بی لطفی‏های دولتهای فعلی و قبلی!  اما چه شکوه آفرین می‏شد ، اگر مدیران ما قدری می‏اندیشیدند، قدری با دید بازتر با انتقادات برخورد می‏شد و .....

روز نخست به ما اینگونه گفتند که آقای علی محمدقلی‏ها جوانی است  از جنس هیئت و  از تبار سیاسیون مذهبی و البته آشنا با رجال سیاسی کشور که آمده تا مترو را از بحران! ناشی از مشکلات مدیریت قبلی، رها سازد، عدالت! را برقرار نموده و منابع مالی را به سمت شرکت سرازیر نماید، و سازمان مترو را به جایگاهی در خور شأن یک شرکت سرآمد و صنعتی و البته یک شهر ناب زیرزمینی ارتقاء بخشد! دو سال هم خدمت کرد و بی‏انصافی است که اگر نگوییم در این دو سال کارهایی هم انجام شد و برنامه‏های فراوانی در قالب چشم‏انداز، برنامه استراتژیک، اهداف کلان و خرد نوشته شد و ایزوهای متعدد (از مسئولیت‏های اجتماعی تا بهداشت حرفه‏ای، مدیریت کیفیت، محیط‏زیست و غیره و غیره) و جایزه‏های فراوان و البته پروژه‎های متعددی که برای رونق شرکت مترو، کلید خورده شدند- حتی برخی چندین‏بار- و پروژه‏های بسیاری که آرزویی بیش نبودند.

بله! دو سال گذشت! و حالا آقای محمدقلی‏ها به ظاهر آماده رفتن است. اما این مدیر عامل محترم و ارزشی! با گنج 15 ساله شرکت مترو و یا شاید بهتر بگویم با این ذخیره عظیم شهر تهران چه کرد؟

  • چه میزان رضایت کارکنان و مسافران افزایش یافت؟
  • صنعت  مترو در حوزه قطار، واگن، وسایل نقلیه‏ریلی، ساختار سازمانی، ایمنی، دانش و غیره تا چه حد به‏روز شد؟
  • مشاوران عزیز و نور چشمی چه کردند؟
  • و از همه مهم‏تر، توان سخت‏افزاری، نرم‏افزاری، انسان‏افزاری و فکر‏افزاری شرکت ما چقدر قوت یافت؟

اکنون، آقای مهندس قلی‏ها به ظاهرآماده رفتن است، اما مترو این یادگارِ ماندگارِ خدمتِ بزرگ‏مردان عرصه همت و جهاد چطور؟ در چه حالی است؟ هیچ احوالی از این ابزار جوان و مدرن شهر تهران پرسیده‏اید؟
حق بدیهی ماست که بدانیم چه کارهای خوب و شاید چه اشتباهاتی در دوره این مدیر محترم و ارزشی! صورت گرفته که  حداقل این اشتباهات دیگر بار بوسیله مدیران بعدی تکرار نشوند. نگارنده موارد زیر را برمی‏شمارد و خوشحال می‏شوم اگر پاسخی از مدیرعامل محترم دریافت دارم که مرا و یا شاید طیف بی‏شماری از همکاران را قانع سازد.....

۱. تضعیف ظرفیت مدیریتی شرکت بهره برداری  

پیتردراکر درباره‌ی اهمیت مدیریت در سازمان‏ها گفته است: "همان‌طور که درختان از سر فاسد می‌شوند و از بین می‌روند، یک سازمان هم زمانی دچار اضمحلال می‏شود، که مدیر آن سازمان توانایی مدیریت را نداشته باشد".

البته از باب انتقاد دلسوزانه معتقدم آقای مهندس قلی‏ها از چهار طریق موجبات تضعیف مدیریت در شرکت  را فراهم آوردند:

۱. تغییرات مکرر مدیران

۲. انتصاب مدیران کم‏تجربه و ناکارآمد

۳. تخریب لایه دوم مدیران که موجب توقف فرایند جایگزین‏پروری شد

4. انتصاب افراد فاقد صلاحیت تخصصی، علمی و فنی در جایگاه‏های تخصصی سازمان

تعویض تعداد زیادی از مدیران در یک شرکتِ نه چندان بزرگ برای این برادر بزرگوار چه معنایی جز اشتباه برای جبران اشتباه می‏توانست داشته باشد؟

اصرار آقای قلی‏ها برای انتصاب افرادی که کمترین قرابت و آشنایی را با ساختار و ابعاد تخصصی و فنی مترو داشتند برای تصدی بخش‏های صفی و ستادی شرکت حکایت از این موضوع دارد که اولویت وی «شایستگی» افراد برای احراز پست‏های سازمانی نبوده است.

معتقدم اشتباهات آقای مهندس قلی‏ها در مدیریت کلان مترو تنها به تغییرات مکرر مدیریتی و معرفی افراد ناکارآمد ختم نمی‏شود، چراکه تصمیم ایشان در تعیین مشاورانی که  حتی کمترین آشنایی را با ساختار و سازمان حمل‏و‏نقل ریلی نداشتند ثمره‏ای جز تخریب ساختار فنی و سلسله مراتب تکنیکی مترو در بر نداشت. از سویی استفاده از افرادی با پایه‏های تحصیلی بسیار پایین در سطوح مدیریتی میانی و حتی ارشد سازمان چه معنایی می‏تواند داشته باشد؟ باید پذیرفت که جناب آقای مهندس قلی‏ها نه‏تنها ژنرال‏های شرکت بهره‏برداری مترو را قلع و قمع کرد بلکه سرهنگ‏کُشی نیز کرد و مترو را بسان لشکری بدون فرماندهان لایق و نظم مطلوب برای مدیر عامل آینده بجای گذاشت....

جناب محمدقلی‏ها!

در نظر داشته باشیم به لحاظ مدیریتی شرط لازم و غیرقابل انکار موفقیت، ثبات مدیریت
است. حداقل زمان لازم برای اثربخشی یک مدیر ۴ سال است. و البته باید در نظر داشته باشید که لازمه ثبات مدیریت "انتخاب صحیح و حمایت" است. و دیگر آنکه داشتن نگرش فرایندی به بهبود در سازمان‏ها و سازمانی مانند مترو مستلزم تعهد دلسوزانه است ، "بهبود عملکرد سازمانی" محصول تغییر هم‏زمان نگرشها، فرایندها و تکنولوژی است که فرایندی زمانبر و پرهزینه است. تغییرات مقطعی، موضعی و بدون پشتوانه تحلیلی هرگز نمی‏تواند توسعه پایدار به همراه آورد.

۲. بی انضباطی مالی در شرکت بهره‏برداری مترو

البته بی‏انضباطی مالی تنها به هزینه‏های ناشی از استخدام بی‏رویه و بی‏ضابطه افراد (بیش از 5000 نفر در دو سال) ختم نمی‏شود، بلکه بی‏برنامگی در استفاده از منابع مالی موجود و هزینه‏های غیر ضرور و غیرمرتبط با صنعت مترو خسارات جبران‏ناپذیری به شرکت وارد نموده است. با توجه به شرایط مالی شرکت، شرایط اقتصادی کشور و مزید بر آن تحریم و بروز محدودیت‏های فزاینده اقتصادی در عرصه کشور، آقای مهندس قلی‏ها نه تنها به کمک خط مقدم خدمت‏رسانی به شهروندان تهرانی (از طریق ترویج فرهنگ صرفه‏جویی سازمانی و اقتصاد مقاومتی مورد نظر مقام معظم رهبری) نیامد، بلکه با تصمیمات مختلف و بعضاً نادرست مالی، ضمن بالا بردن شدید هزینه‏های شرکت و متأثر از آن افزایش قیمت تمام شده بلیط  و هزینه سفر، شرکت را به یکی از بدهکارترین سازمان‏ها تبدیل نمود و جتی امکان استفاده از پتانسیل‏های داخلی مترو نظیر استفاده از نیروهای کارآمد برای جذب سرمایه از جمله فروش محصولات و خدمات به مترو سایر شهرها و کشورها را نیز محدودتر هم نمود.

بخاطر بسپاریم که انضباط مالی مهمترین مؤلفه توفیق یک مدیر در سازمان‏های امروزی است زیرا که در صورت عدم وجود آن و یا استفاده نادرست از منابع مالی، حتی متعالی‏ترین اهداف سازمان (ماموریت و چشم‏انداز تا اهداف خرد) هم محقق نخواهد شد.

شور و اشتیاق آقای قلی‏ها  برای نان‏رسانی!! و استخدام بی‏رویه و بدون ضابطه موجب شد علاوه بر  بالارفتن هزینه‏های سازمانی ناشی از حقوق و دستمزد،  بی‏کاری پنهانی گریبان بسیاری از واحدها را بگیرد که خود جز تضعیف توان فنی، مالی و افت بهره‏وری سازمانی در شرکت نتیجه‏ای در بر نداشته باشد.....

در نظر داشته باشیم که: ایجاد شغل صرفاً باعث ایجاد انگیزش کارکنان و بهره‏وری در سازمان نیست، بلکه ایجاد یک فضای انگیزشی و اجازه خلاقیت دادن به کارکنان زمینه‏ای است برای تعالی سازمانی و کارایی پرسنل، اندک کاری که مدیرعامل محترم و تیم ایشان هرگز به آن توجهی نشان ندادند....

به اعتقاد نگارنده، مدیر عامل محترم و سایر عوامل هرم مدیریتی در سطوح میانی و ارشد، خوب است از این تجربه بیاموزند که معنای "مدیریت" و یک برنامه "بهبود" جذب نیروی انسانی و انجام اقدامات عوام‏پسند نیست بلکه اجرای دقیق برنامه‏های تعالی سازمانی تنها مسیر ارتقاء اثربخشی یک سیستم تولیدی یا خدماتی است....
استخدام، جذب و نگه‏داشت نیروی انسانی در سازمان‏ها، یکی از اهداف کلان است اما ماموریت، چشم انداز و فلسفه سازمان را نباید از نظر دور نگاه داشت؛ نباید هدف اصلی که افزایش بهره‏وری و خدمت‏رسانی مطلوب به شهروندان است، در سایه این شعار کم‏رنگ گردد. برنامه‏های تعالی سازمانی باید به نحوی اجرا شود که این هدف کلان  را مهیا نموده و میزان موفقیت آن را از طریق سنجش شاخص‏های رفاه مسافری تضمین نمایند.....

خوانندگان محترم

 در خاتمه عرایضم که البته کمی طولانی هم شد باید عرض کنم که هرفردی در شرکت ما  با توجه به حوزه تخصصی خود مسئول است و به قول مدیریت نوین می‏بایست در مسیر فرصت‏های بهبود حرکت نماید، اما زمانی می‏توان ذره‏ای به جلو حرکت کرد که بتوان در شرایط تحریم و اوضاع بد اقتصادی، از طریق برنامه‏ریزی و مدیریت منابع (اعم از مالی و انسانی) هزینه‏ها را کاهش داده و بهره‏وری را افزایش داد...

سوء مدیریت یا مدیریت احساسی چیزی جز اضمحلال تدریجی منابع، کاهش بهره‏وری و عدم توفیق در برنامه‏های بهبود در بر نخواهد داشت. به هر حال نگارنده با توجه به مشاهدات فردی؛ رشد شدید بیکاری پنهان و کاهش بهره‏وری نیروی انسانی و در نهایت کاهش شدید نرخ ماندگاری نیروهای کارآمد و بی‏تفاوتی نخبگان را از تبعات سوء مدیریت در این دوره می‏داند... نتیجه کارها، برخوردها و شعارهایی که به نام دین سر داده شد برای بسیاری از کارکنان مترو چیزی نبود جز بی اعتمادی عمیق به ارزش‏های...  

به هر حال امید است شهردار محترم (که چه بپذیرند چه نپذیرند این وضعیت در حوزه مدیریت مستقیم ایشان صورت پذیرفته است) با انتخاب  مدیری کارآمد، علاوه بر درس گرفتن از تجربیات و جبران گذشته‏ها، قدری این اوضاع نابسامان را در شرکت بهره‏برداری بهبود بخشد...

التماس دعا

نام محفوظ