بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

رفتار علوی به جای شعار علوی
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ مهر ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: سیره علوی ، شیعه راستین ، مدعی دین ، مفاسد اقتصادی

رفتار علوی به جای شعار علوی

در باب واقعه غدیر آنقدر گفته شده و نوشته شده که هرچه بنویسیم تکرار مکررات است. در روز غدیر سال قبل در مطلبی با عنوان فاصله ما تا غدیر، از  زاویه دیگری به موضوع پرداختیم. گفتیم که «... شیعه علی(ع) بودن از "چون علی(ع) عمل کردن" شروع می‎شود»؛ گفتیم که چرا علی‎رغم داشتن داعیه تمسک به ولایت علی(ع) وضعمان اینگونه است و به هر چیزی شبیهیم جز جامعه علوی؟

دوستی که از قضا از مدیران و مسئولان جامعه است در نقد گفتار ما گفته بود که  نمی‎توان چون علی بود و چون علی رفتار کرد و مستند ادعای خویش را بیان خود حضرت قرار داده بود که فرموده‎‎اند شما نمی‎توانید مثل ما باشید. این استدلال را بارها و بارها از زبان بسیاری از افراد، سخنرانان و مدیران در توجیه فاصله‎ی عجیب و غیرقابل احصاء رفتار کارگزاران و مسئولان نظام با سیره و رفتار علوی شنیده‎ایم.


در خصوص این تفکر و در رد این اظهار و استدلالِ همراه با مغلطه‎، باید به فرمایش خود حضرت استناد کرد که کلمه الحق یراد به الباطل. بله درست است که نمی‎توان همچون علی(ع) بود لکن وقتی ادعای علوی بودن داریم و شعار پرطمطراق حکومت علوی سر می‎دهیم و خود را احیاگر حکومت علی(ع) می‎دانیم باید عامل به فرمایش آن امام عدالت باشیم. همو که به عثمان‎بن حنیف فرمود: الا و اِنَّکم لا تَقدِرونَ علی ذالک ولکن اَعینونی بِوَرَعٍ و اِجتهادٍ و عِفَّهٍ و سَداد. نمی‎توان با جهالت یا تجاهل تنها بخش ابتدایی سخن را حجت و دلیل فاصله که چه عرض کنیم، تعارض و تناقض با سیره علوی دانست ولی بخش دوم روایت را نادیده انگاشت.

آری نمی‎توان داعیه و شعار علوی بودن داشت ولی:

  • در مقابل مفاسد کلان اقتصادی سکوت کرد.
  • چشم بر توسعه فقر و فساد در جامعه به ظاهر اسلامی بست.
  • ثروت‎اندوزی، قدرت‎طلبی و استفاده ابزاری از نمادها و شعائر دینی را توسط بخش قابل توجهی از مسئولان و داعیه‎داران نظام و ارزش‎ها نادیده انگاشت و سکوت کرد.
  • آری نمی‎توان باور کرد ادعای مسئولانی که با بی‎نزاکتی و بی‎اخلاقی فریادشان گوش فلک را کر کرده باشد که چرا فلان و بهمان مسئول با فلان و بهمان مقام آمریکایی دست داده ولی سر در زیر برف فرو بردن همین مسئولان را در برابر حجم گسترده مفاسد اقتصادی، اختلاس‎ها، بی‎کاری جوان‎‎ها، طلاق‎ها، تورم، فقر و فساد و ... نادیده انگاشت

عید غدیر است و آرزوی ما اینکه در هزار و چهارصد و بیست و ششمین سالروز انتصاب امیر عدالت به عنوان وصی و خلف پیام‎آور رحمت(ص)، انقلابی در رفتار و عملکرد مسئولان و کارگزاران فوق‎الذکر ایجاد شود و ذره‎ای تطابق و شباهت در سیره و رفتارشان با سیره و رفتار علوی مشاهده گردد.

حسن ختام این مطلب بخشی از بیانات امام خمینی(ره) در خصوص تمسک واقعی به ولایت امیرالمؤمنین علی(ع):

«تمسک به مقام ولایت معنایش... این است که چنانچه حکومت تشکیل شد، تمسکش به ولایت امیرالمؤمنین این است که آن عدالتى که امیر المؤمنین اجرا مى‏کرد، این هم به اندازه قدرت خودش اجرا کند. به مجرد اینکه ما بگوییم ما متمسک هستیم به امیرالمؤمنین، این کافى نیست، این تمسک نیست اصلش. وقتى که حکومت الگو قرار داد امیرالمؤمنین را در اجراء حکومتش، در اجراء چیزهایى که باید اجرا بکند، اگر او را الگو قرار داد، این تمسک کرده است به ولایت امیرالمؤمنین. چنانچه او الگو نباشد، یا اینکه تخلفات حاصل بشود از آن الگوى بزرگ، هزار مرتبه هم روزى بگوید «خدا ما را از متمسکین قرار داده است»، جز یک کذبى چیزى نیست. و مجلس که از مقامات بلند یا بلندترین مقام کشورى است، چنانچه الگو قرار داد آن چیزى که امیر المؤمنین مى‎خواست، و آن عدالتى را ... به آن نحو اجرا بکنند، به آن نحو تصویب بکنند و دقت بکنند، آن وقت مى‎‏شود گفت که مجلس ما هم از متمسکین به امیر المؤمنین هستند. چنانچه مجلس نتواند این کار را بکند... آن وقت ما نمى‏توانیم بگوییم که یک مجلس متمسک به ولایت امیر المؤمنین داریم. و هکذا قوّهقضائیه، اگر قوّه قضائیه هم تبعیت نکند از آن قضاء امیر المؤمنین ... و اگر تبعیت نکند از قضاوت اسلام، متشبث به همان قضاوت اسلامى نباشد، آن هم هر چه بگوید ما متمسک هستیم، بر خلاف واقع است.

تمسک وقتى است که قوّه قضائیه هم کارهایى که مى‏‎کنند از روى الگوى علوى باشد که همان الگوى اسلامى است... همینطور گفتند که ما شیعه على هستیم، و همین که گفتند ما متمسک به ولایت امیرالمؤمنین هستیم، این کافى نیست، نمى‏‎شود این. این امور، امورى نیست که لفظى باشد و با الفاظ و با عبارات بتوانیم ما بگوییم تحقق پیدا کرده است؛ اینها یک امور عملى است...

امیرالمؤمنین در زمان حکومتش... مى‏‎گوید که- به حسب نقلى که شده است که یک خلخال را از پاى یک ذمّى در حکومت او در آوردند،- به حسب این روایت، مى‏‎فرماید که اگر انسان بمیرد براى این، این مَلوم نیست. شیعه این است که این طور باشد نه مثل ما، شیعه این است که اگر چنانچه در حکومت اسلامى، در کشور اسلامى، ظلم و لو به یک ذمّى وارد بشود، آن هم ظلم به همین کمى که یک خلخال را از پاى یک ذمیّه درآورند، بگوید که انسان اگر بمیرد ملوم نیست، ملامت نباید به او بشود، این طور اهمیت دارد.»        صحیفه امام، ج‏18، ص155.

 

مطالب مرتبط:

فاصله ما تا غدیر

سیر صعودی زاویهی کارگزاران نظام از سیره علوی