بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

آزادی اندیشه در حکومت اسلامی
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۳۱ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: آزادی ، مطهری ، انقلابی نما

 

بازپخش اندیشه‎های مغفول ماندهیِ بزرگان؛ قسمت نخست

آزادیِ اندیشه در حکومت اسلامی

چندی پیش برای انجام تحقیق و پژوهش در یکی از حوزه‎های تاریخ سیاسی معاصر به مطالعه و تدقیق در آراء، اندیشه‎ها و مبانی نظری بعضی از بزرگان چون مرحوم امام خمینی و علامه‎ی شهیدمطهری پرداختم. نکته جالب توجه اینکه در حین بررسی و مداقّه‎ی در این آثار، با سخنرانی‎ها، آثار و متونی از این بزرگان مواجه شدم که تقریباً برای بنده تازگی داشته برای نخستین نوبت با آن مواجهه داشته‎ام. و انگشت حیرت بر دهان که چرا رسانه‎های ما خصوصاً صدا و سیما به نشر و بازپخش آنها نمی‎پردازد. البته به زعم بنده صدا و سیما اگر قصد بازپخش آنها را داشته باشد شاید بخش‎های زیادی از آن را سانسور نماید.

و جالب‎تر اینکه این آراء و نظرات در شرایط موجود راه‎کار برون‎رفت از بسیاری از معضلات و مشکلات موجود در حوزه‎ها و موضوعاتی چون فرهنگ، سیاست، آزادی، مفاسد اقتصادیِ بعضی مسئولان و مدیریت صحیح جامعه است. و عجیب‎تر اینکه بسیاری از این مبانی با رفتار و عملکرد بسیاری از مسئولان و حاکمان جامعه دارای تضادی فاحش است؛ خصوصاً رفتار و گفتار بسیاری از داعیه‎داران پرطمطراق نظام و انقلاب و اصولگرایی که بعضاً خود را دلواپس نظام و انقلاب جلوه می‎دهند.


به نظرم آمد تا متناسب با اقتضای فرصت به بازپخش و انعکاس این مبانی در وبلاگ پرداخته تا مورد بهره‎مندی خوانندگان بصیر قرار گیرد.

در این قسمت فرازهایی از آرا و اندیشه‎های علامه‎ی شهید مرتضی مطهری در باب آزادی اندیشه در حکومت اسلامی تقدیم می‎گردد. فرازهایی که اگر بدون ذکر نام گوینده و نویسنده‎یِ آن در فضای امروز جامعه ما مطرح گردد قطعا از سوی بسیاری از مدعیانِ نظام و انقلاب، نویسنده‎ی آن با عناوین، برچسب‎ها و انگ‎های مختلفی تکفیر خواهد شد.

  • «از آنجا که ماهیت این انقلاب، ماهیتی عدالت‎خواهانه بوده است، وظیفه ی‏ حتمی همگی ما این است که به آزادی‎ها به معنای واقعی کلمه احترام بگذاریم، زیرا اگر بنا بشود حکومت جمهوری اسلامی، زمینه‎ی اختناق را به وجود بیاورد، قطعاً شکست خواهد خورد؛ البته آزادی غیر از هرج و مرج است و منظور ما، آزادی به معنای معقول آن است.»
  • «هر کس می‎باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد. اتفاقاً تجربه‎های گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه از یک نوع آزادی فکری ـ ولو از روی سوء نیت ـ برخوردار بوده است، این امر به  ضرر اسلام تمام نشده، بلکه در نهایت به سود اسلام بوده است.»
  • «اگر در جامعه‎ی ما، محیط آزاد برخورد آراء و عقاید به وجود بیاید، به طوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرف‎های‎شان را مطرح کنند و ما هم در مقابل، آراء و نظریات خودمان را مطرح‏ کنیم؛ تنها در چنین زمینه‎ی سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتر رشد می‎کند. ...و به اعتقاد من تنها طریق درست برخورد با افکار مخالف همین است و الا اگر جلوی فکر را بخواهیم بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده‎ایم.‏ اما البته همان طور که توضیح دادم برخورد عقاید غیر از اغوا و اغفال است.‏ اغوا و اغفال یعنی کاری توأم با دروغ، توأم با تبلیغات نادرست انجام‏ دادن.»
  • «هر مکتبی که به‏ ایدئولوژی خود ایمان و اعتقاد و اعتماد داشته باشد، ناچار باید طرفدار آزادی اندیشه و آزادی تفکر باشد، و به عکس هر مکتبی که ایمان و اعتمادی‏ به خود ندارد، جلو آزادی اندیشه و آزادی تفکر را می‎گیرد. این گونه مکاتب‏ ناچارند مردم را در یک محدوده‎ی خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان‏ جلوگیری کنند...»
  • «من اعلام می‎کنم که در رژیم جمهوری اسلامی‏ هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشه‎ها، خبر و اثر نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه‎ها و تفکرات‏ اصیل‎شان را عرضه کنند. البته تذکر می‎دهم که این امر سوای توطئه و ریاکاری‏ است. توطئه ممنوع است اما عرضه‎ی اندیشه‎های اصیل، آزاد... من به همه ی این دوستان غیرمسلمان اعلام می‎کنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است. شما هر جور که می‎خواهید بیندیشید، بیندیشید. هر جور می‎خواهید عقیده‎ی خودتان را ابراز کنید ـ به شرطی که فکر واقعی خودتان باشدـ ابراز کنید، هر طور که می‎خواهید بنویسید، بنویسید؛ هیچ کس ممانعتی نخواهد کرد. من در همین دانشکده، چند سال پیش نامه‎ای نوشتم به شورای دانشکده و درآن تذکر دادم، یگانه دانشکده‎ای که صلاحیت دارد یک کرسی را اختصاص‏ بدهد به مارکسیسم، همین دانشکده‎ی الهیات است؛ ولی نه اینکه مارکسیسم را یک استاد مسلمان تدریس کند؛ بلکه استادی که واقعاً مارکسیسم را شناخته‏ باشد و به آن مومن باشد، و مخصوصاً به خدا اعتقاد نداشته باشد. ...بعد ما هم می‎آییم و حرف هایمان را می‎زنیم، منطق خودمان را می‎گوییم. هیچ‎کس هم مجبور نیست منطق ما را بپذیرد. نباید این گونه   فکر کرد که چون اینجا دانشکده‎ی الهیات است، نباید در آن‏ مارکسیسم تدریس بشود. خیر، مارکسیسم باید تدریس شود، آن هم توسط استادی‏ که معتقد به مارکسیسم است.»
  • «در آینده هم اسلام، فقط و فقط با مواجهه‎ی صریح و شجاعانه با عقاید و افکار مختلف است که می‎تواند به حیات خود ادامه دهد. من به جوانان و طرفداران‏ اسلام هشدار می‎دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی، جلوگیری از ابراز عقیده‎ی دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می‎شود پاسداری کرد و آن‏ علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه‎ی صریح و روشن با آنها.»
  • «از نظر رشد فکری باید مردم را آزاد گذاشت. اگر به مردم در مسائلی که باید در آنها فکر کنند، از ترس اینکه مبادا اشتباه بکنند، به هر طریقی آزادی فکری ندهیم،‏ یا روحشان را بترسانیم که در فلان موضوع دینی و مذهبی مبادا فکر بکنی، که‏ اگر فکر بکنی و یک وسوسه‎ی کوچک به ذهن تو بیاید، به سر در آتش جهنم‏ فرو می‏روی؛ این مردم هرگز فکرشان در مسائل دینی رشد نمی کند و پیش نمی‏رود.»
  • «این که اسلام نه تنها به مردم اجازه‏ می‏دهد، بلکه فرمان می‏دهد که در این گونه   مسائل فکر کنند، درباره‎ی معاد فکر کنند، ...درباره‎ی نبوت فکر کنند، و درباره‎ی سایر مسائل. چرا؟ روی اطمینانی است که اسلام به منطق خودش دارد. روی این حساب است که پایه‎ی این دین روی منطق و فکر و تفکر است. من مکرّر در نوشته های خودم نوشته‎ام: من هرگز از پیدایش افراد شکّاک‏ در اجتماع، که علیهِ اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند، متأثر که نمی‎شوم‏ هیچ؛ از یک نظر خوشحال هم می‏شوم. چون می‏دانم پیدایش اینها سبب می‏شود که چهره‎ی اسلام بیشتر نمایان بشود. وجود افراد شکاک و افرادی که علیه دین‏ سخنرانی می‏کنند، وقتی خطرناک است که حامیان دین آنقدر مرده و بی‎روح‏ باشند که در مقام جواب بر نیایند. یعنی عکس‎العمل نشان ندهند. اما اگر همین مقدار حیات و زندگی در ملت اسلام وجود داشته باشد، که در مقابل‏ ضربت دشمن عکس‎العمل نشان بدهد، مطمئن باشید که در نهایت امر به نفع‏ اسلام است.»

# منبع کتاب پیرامون انقلاب اسلامی شهید مطهری.

 

مطالب مرتبط:

نقد حاکمان در  سیره‎ی حکومتی علوی

انحراف از اهداف امام و مردم در انقلاب

سیر صعودی زاویهی کارگزاران نظام از سیره علوی

شعار!!! تجدید میثاق با اهداف و آرمانهای امام

تفاوت اسلام سیدجمال با اسلام مدعیان ندید بدید