بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

نقد حاکمان در سیره‎ی حکومتی علوی
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: شیعه راستین ، آموزش مدیریت ، نظارت و بازرسی ، سیره علوی

 

سیر صعودی زاویهی کارگزاران نظام از سیره علوی. بخش دوم

نقد حاکمان در  سیره‎ی حکومتی علوی

در بخش نخست بیان شد که به گواه اسناد تاریخی فلسفه قیام و مبارزه و هدف امام و مردم از انقلاب، استقرار حکومت عدل اسلامی و برقراری عدالت اجتماعی با الگوبرداری از حکومت علی(ع) در صدر اسلام بوده است. همچنین بیان شد که مشاهده رفتار و عملکرد -نه شعار و داعیه- بخش قابل توجهی از مدیران و کارگزاران نظام مؤید تقابل و تضاد منش و رفتار آنها و سیر سعودی زاویه‎ی ایشان با سیره علوی و اهداف و آرمان‎های امام از قیام و انقلاب است. در این قسمت بنا داریم تا به موضوع نقد حاکمان و کارگزاران حکومت در مبانی نظری و سیره‎ی عملی حضرت علی(ع) پرداخته جای خالی اجرای این سیره را در جامعه‎ی خویش بررسی نماییم.


برداشت نخست

انسان ممکن‎الخطا بوده همواره و بالقوه قابلیت به بند کشیده شدن در مقابل عوامل فساد را داراست. این قابلیت به طریق اولی و هزاران برابر در اشخاصی که در مناصب و پست‎های حکومتی حضور دارند وجود داشته امکان به فعلیت رسیدن قابلیت فسادپذیری در ایشان قابل مقایسه با اشخاص عادی جامعه نیست. به ویژه تجربه تاریخی مؤید این نکته است که این مخاطرات در مورد کارگزاران حکومت‎های دینی با توجه به وجود داعیه دین و مذهب، به مراتب بیشتر از سایر حکومت‎ها است؛ چراکه اولاً به دلایلی که در ادامه خواهد آمد نقدپذیری در کارگزاران حکومت‎های دینی بسیار کم‎رنگ‎تر از سایر حکومت‎ها است. ثانیاً چنین کارگزارانی به زعم خویش خود را آشنا و مسلط به مبانی دینی دانسته به زعم خویش، هدایت شده و راه‎یافته بوده در کمند نفسانیات و شیطان گرفتار نخواهند شد. همین اندیشه‎ی غلط در کنار بهره‎مندی از ابزار قدرت یکی از مهم‎ترین عوامل ایجاد فساد در حوزه مدیریت و زمام‎داری این قبیل کارگزاران است.

برداشت دوم

با توجه به مطالب بیان شده و عنایت به این کلام حضرت علی(ع) که «صلاح و فساد امت، به صلاح و فساد حاکمان منوط است1 ، نقش و جایگاه ابزارها و اهرم‎های نظارت بر کارگزاران حکومت بسیار تعیین‎کننده به نظر می‎آید. موضوع کنترل قدرت و مهار کارگزارانِ حکومت به منظور پیش‎گیری از فساد آنها از مباحث اساسی فلسفه سیاست و حکومت است. دنیای مدرنِ امروز پس از قرن‎ها حکومت و طی مراحل آزمون و خطا به این نتیجه‎ی معقول و منطقی رسیده که علاوه بر ایجاد ابزارها و نهادهای نظارت برای جلوگیری از فساد حاکمان؛ مهم‎ترین، مؤثرترین و کارآمدترین راه مقابله با فساد و انحراف کارگزاران حکومت؛ نظارت، مراقبت و نقش فعال و منتقدانه‎ی مردم به منظور پایش اعمال و رفتار حاکمان است که تبلور این روش در پیشرفت و توسعه بسیاری از کشورهای دنیای امروزی است.

بیش از هزار سال، پیش از رسیدنِ دنیای امروز به روش معقول و منطقی فوق‎الذکر، امیرالمؤمنین علی(ع) در ایام کوتاه حکومت خویش، صدها برابر مؤثرتر و نظام‎مندتر از روش جاری در دنیای امروز اقدام نمود و راه را به ما نشان داد. اما افسوس؛ افسوس که ما و بیشتر کارگزاران ما فقط استاد سردادن شعار دین و تشیع و اصول‎گرایی و ولایت‎مداری هستیم و تهی از عمل که اگر اینگونه نیستیم پس چرا در عمل، آن انذار حضرت علی(ع) در وصیت خویش در نامه 47 نهج‎البلاغه تحقق یافت و غیرمسلمانان در عمل به اسلام و قرآن از ما پیشی گرفته‎اند!؟

برداشت سوم

یکی از حقوق مسلّمی که در ایام کوتاه حکومت حضرت علی(ع)، ایشان برای تمامی شهروندان حکومت، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، پیر و جوان، زن و مرد فراهم نمود؛ حق انتقاد، استفسار، پرسش و بازخواست از کارگزاران حکومت بود. چراکه ایشان می‎دانست که مصونیت والیان و حاکمان در برابر قدرت‎طلبی و فساد فقط و فقط با نظارت، پایش و بازخواست مردم تحقق خواهد یافت.

ایشان صرفاً به انتقادپذیری خویش اکتفا ننمود و همواره این موضوع را در احکام، نامه‎ها و دستورات خویش به کارگزاران گوش‎زد نموده آن را در مجموعه حکومت کوتاه خود نهادینه کرد.

نکته حائز اهمیت در این بحث آن است که حضرت علی(ع) برای ترویج فرهنگ خطاپذیری، مسئولیت‎پذیری و انتقادپذیری در کارگزاران و حاکمان حکومت اسلامی تا آنجا پیش رفته که در سیره‎ی عملی خویش علی‎رغم مصونیت از هر خطا و لغزشی به دلیل عصمت به حکم آیه‎ی تطهیر، جملات تأمل‎برانگیزی بیان داشته‎اند:

«از برخورد همراه با ظاهرسازی و مدارا بپرهیزید و خیال نکنید اگر سخن حقی به من گفته شود، قبول آن، بر من سنگینی خواهد کرد و یا اینکه خودبزرگ‎بین باشم؛ یقیناً، کسی که شنیدن حق و یا عرضه عدالت، بر او دشوار باشد، عمل به آن دو، بر او سنگین‎تر خواهد بود. پس، از گفتن سخن حق یا ارائه مشورتی بر پایه عدل، خودداری نکنید. من، در خودم، اینگونه نیستم که خطا نکنم و کار خود را از آن ایمن نمی‎دانم، مگر خداوند، مرا کفایت کند.»2

مشابه چنین روایتی از امام صادق(ع) نیز نقل شده که فرموده‎اند:

«محبوب‎ترین برادرانم، نزد من، کسی است که عیب مرا [با بازگو کردن آن] به من هدیه می‎کند.»3

امام در موضوع لزوم نقدپذیری حاکم تا آنجا پیش می‎رود که در نامه خویش به مالک اشتر می‎فرماید:

«باید برگزیده‎ترین آنان نزد تو، آن کسی از وزیران باشد که سخن تلخ حق را بیشتر به تو بازگو کند و کمتر تو را در آنچه خدا از اولیائش نمی‎پسندد و مطابق هوای توست، یاری و مساعدت کند. و خود را با صاحبان تقوا و صداقت محشور کن و عادتشان بده که ثناگویی و ستایشت نکنند و از اینکه باطلی را ترک کرده‎ای [که وظیفه توست، با مدح خود] تو را شادمان نسازند؛ زیرا ستایش زیاد، خودپسندی می‎آورد و شخص را به تکبّر نزدیک می‎کند.4

برداشت آخر

حال بازگردیم و بیاندیشیم؛ البته با تفکر و عقل و بدور از جمود و تعصب بیاندیشیم که چرا انذار حضرت علی(ع) در وصیت خویش در نامه 47 نهج‎البلاغه تحقق یافت و غیرمسلمانان در عمل به اسلام و قرآن از ما پیشی گرفته‎اند!؟ آیا افسوس بیان شده از اینکه ما و بیشتر کارگزاران ما فقط استاد سردادن شعار دین و تشیع و اصول‎گرایی و ولایت‎مداری هستیم و تهی از عمل، بجاست یا خیر!؟

امام معصوم با ایجاد آزادی واقعی فرهنگ نقدپذیری و خطاپذیری را نهادینه کرده و مجدّانه مطالبه نقد و انتقاد می‎کند ولی در جامعه و حکومت به ظاهر علوی ما نقد و انتقاد از کارگزاران و مقامات دون‎پایه‎ی اجرایی نیز برای منتقد عواقب سختی به دنبال خواهد داشت.

 

حال بماند تفکرات التقاطی و انحرافی‎ای که عده‎ای قدرت‎طلب و فرصت‎طلب یا جاهل و گمراه، برخلاف مبانی اصیل دینی و علوی، با بهره‎مندی از تریبون‎ها و رسانه‎های فراوان در جامعه پمپاژ می‎کنند.

با قدرت‎طلبان و فرصت‎طلبان که حرفی نیست ولی خطاب به جاهلان و گمراهان، روایات فوق‎الذکر و روایت ذیل کافی به نظر می‎رسد:

«دو کس، در رابطه من گمراه شدند: یکی علاقه‎مندی که نسبت به من به غلوّ افتاد و دیگری، دشمنی که کینه مرا به دل گرفت.»5

حسن ختام این نوشتار چند فراز از سخنان بنیان‎گذار انقلاب اسلامی که به تأسی از سیره علوی در خصوص نقدپذیری حاکمان فرمودند:

«ما همه امروز وظیفه داریم. امر به معروف و نهى از منکر بر همه مسلمین واجب است. جلوگیرى از منکرات بر همه مسلمین واجب است. سفارش به حق که امر به معروف است و نهى از منکر است بر همه مسلمین واجب است. شما و ما موظفیم که هم در تمام امورى که مربوط به دستگاه‎هاى اجرایى است امر به معروف کنیم‏»6

«الآن مکلّفیم ما، همه‏مان مسئولیم، نه مسئول براى کار خودمان؛ مسئول کارهاى دیگران هم هستیم «کُلُّکم راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسئولٌ عَن رَعِیَّتِه» همه باید نسبت به همه رعایت بکنند. همه باید نسبت به دیگران. مسئولیت من هم گردن شماست؛ شما هم گردن من است. اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتى؟ باید هجوم کنید، نهى کنید که چرا؟»7

«باید اصلاح کنید، مسئولیت زیاد است آقا! خیال نکنید که مسئول نیستیم، من مسئول هستم؛ آن مسئول است، من عمّامه‏اى مسئولم، شماى غیر عمّامه‏اى هم همه مسئول‏اند، بازارى مسئول است، دانشگاهى مسئول است، همه مسئول هستیم. همه باید مراقب این‏ باشیم که این مکتب محفوظ باشد»8

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم. حضور محترم پدر عزیز و مهربانمان حضرت امام خمینى‏

امیدواریم که سلام گرم ما را بپذیرید و وجودتان از هر گونه بیمارى و ناراحتى دور باشد. ما مى‏خواستیم همان طور که در کتاب تعلیمات دینى و اخلاق کلاس پنجم بود، نامه‏اى به شما بنویسیم و مانند امام محمد تقى (ع) که فرماندار سیستان را نصیحت کرده بود، شما را نصیحت کنیم. اما متوجه شدیم که این کار، اشتباه بزرگى است و گناه دارد؛ چون شما خود شخصى بزرگ و با تقوا و پرهیزکارید و در برابر قدرتهاى شرق و غرب ایستادگى نموده‏اید و با قدرتهاى شیطانى در حال مبارزه هستید، در حالى که ما کودکانى هستیم که شاید حتى دست چپ و راستمان را از یکدیگر تشخیص ندهیم، پس چگونه خود را راضى کنیم که شما را نصیحت نماییم...

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

فرزندان عزیز خوبم‏

چه خوب بود که نصیحتى را که در نظر داشتید، مى‏نوشتید. ما همه محتاج به نصیحت هستیم و نصیحت شما عزیزان، بى‏غرضانه و از روى صفاى قلب است.»9

 ............................................................ 

1. نهج‎البلاغه، خطبه 216.

2. نهج البلاغه، ترجمه فیض‎الاسلام، خ207.

3. سفینة البحار، ج2، ص295؛ وسائل الشیعه، ج8، ص413، ح2.

4. نهج البلاغه، نامه 53.

5. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، حکمت 113.

6. صحیفه امام، ج‏13،ص470.

7. صحیفه امام، ج‏8، ص 488.

8. صحیفه امام، ج‏8، ص490.

9. صحیفه امام، ج‏16، ص70، نامه جمعی از دانش‎آموزان نیشابور.

 

مطلب مرتبط:

سیر صعودی زاویهی کارگزاران نظام از سیره علوی. قسمت نخست

فاصله ما تا غدیر

شعار!!! تجدید میثاق با اهداف و آرمانهای امام

در جمع اندک یاران امیر عدالتیم یا در خیل عظیمِ مخالفان او؟!