بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

سیر صعودی زاویه‎ی کارگزاران نظام از سیره علوی. قسمت نخست
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: شیعه راستین ، انقلابی نما ، ظاهرسازی ، سیره علوی

 سیر صعودی زاویهی کارگزاران نظام از سیره علوی. قسمت نخست

شب سیزدهم رجب و مصادف با ایام میلاد مسعود و فرخنده امام عدالت حضرت علی(ع) است. اقتضای این مناسبت آن است که با رویکردی مبارک و مسرت‎بخش، برای مخاطب فضای شادی و شعف ایجاد کرد لکن مشاهده رفتار حیرت‎آور و تأسف‎برانگیز بخش قابل توجهی از مدیران و کارگزاران نظام و تقابل و تضاد منش و رفتار آنها با سیره علوی اجازه بی‎تفاوتی به این رفتارها و نگارش مطلب با رویکرد مسرت‎بخش را از انسان سلب می‎کند. مزید بر این شرایط مصوبه‎ی عجیب هفته گذشته مجلس شورای اسلامی است که علی‎رغم اینکه ادعای اصولگرایی، امام‎مداری و ولایتمداری نمایندگان آن گوش فلک را کر نموده با تصویب قانونی با ایجاد مصونیت، خود را از بررسی صلاحیت در انتخابات آتی مجلس معاف کردند.


اقتضای شرایط فوق آن است که به آسیب‎شناسی موضوع پرداخته چرایی روند افزایشی ایجاد زاویه بین رفتار و عملکرد بسیاری از مدیران و کارگزاران نظام با مبانی نظری و سیره عملی حضرت علی(ع) و تقابل و تضاد منش و رفتار آنها با سیره علوی مورد بررسی قرار گیرد.

بررسی اسناد تاریخ شکل‎گیری انقلاب اسلامی و قیام مردم به رهبری امام خمینی(ره) مؤید و مبین این نکته است که فلسفه قیام و مبارزه و هدف امام و مردم از انقلاب، استقرار حکومت عدل اسلامی بوده است. مرحوم امام به عنوان رهبر این قیام و بنیان‎گذار این نظام همواره تأکید بر این مقصود داشته و استقرار حکومت عدل اسلامی و برقراری عدالت اجتماعی با الگوبرداری از حکومت علی(ع) در صدر اسلام را هدف خود و مردم از قیام بیان داشته است.

ما برآنیم تا به یاری خدا طی سلسله مباحثی تا فرارسیدن نیمه خرداد، سالروز آغاز قیام مردم برای رسیدن به حکومت عدل اسلامی به بررسی مبانی نظری و سیره عملی امام خمینی(ره) در این باب پرداخته و تعارض و تقابل عملکرد بسیاری از کارگزاران نظام را با این مبانی گوشزد نماییم. خصوصاً اینکه متأسفانه قریب به اتفاق این انحرافات و تعارضات در رفتار کسانی مشاهده می‎گردد که داعیه‎داران پرطمطراق دیانت، اصولگرایی و ولایت‎مداری بوده و با به انحصار درآوردن این شعارها هر مخالف و منتقدی را از میدان خارج می‎کنند.

حسن ختام قسمت نخست این سلسله مباحث گزیده‎ای از سخنان امام خمینی(ره) در دیدار کارگزاران و مسئولان قوای سه‎گانه در تبیین مفهوم تمسک به امیرالمؤمنین و تفاوت آن با شعار و ادعای دروغین ولایت‎مداری است. تطبیق این سخنان با رفتار و عملکرد بسیاری از کارگزاران، با مخاطبان محترم و بصیر. خصوصاً تطبیق مصوبه‎ی اخیر نمایندگان مدعی اصولگرایی مجلس شورای اسلامی با این مبانی:

«تمسک به مقام ولایت معنایش... این است که چنانچه حکومت تشکیل شد، تمسکش به ولایت امیرالمؤمنین این است که آن عدالتى که امیر المؤمنین اجرا مى‏‎کرد، این هم به اندازه قدرت خودش اجرا کند. به مجرد اینکه ما بگوییم ما متمسک هستیم به امیرالمؤمنین، این کافى نیست، این تمسک نیست اصلش. وقتى که حکومت الگو قرار داد امیرالمؤمنین را در اجراء حکومتش، در اجراء چیزهایى که باید اجرا بکند، اگر او را الگو قرار داد، این تمسک کرده است به ولایت امیرالمؤمنین. چنانچه او الگو نباشد، یا اینکه تخلفات حاصل بشود از آن الگوى بزرگ، هزار مرتبه هم روزى بگوید «خدا ما را از متمسکین قرار داده است»، جز یک کذبى چیزى نیست. و مجلس که از مقامات بلند یا بلندترین مقام کشورى است، چنانچه الگو قرار داد آن چیزى که امیر المؤمنین مى‎خواست، و آن عدالتى را ... به آن نحو اجرا بکنند، به آن نحو تصویب بکنند و دقت بکنند، آن وقت مى‎‏شود گفت که مجلس ما هم از متمسکین به امیر المؤمنین هستند. چنانچه مجلس نتواند این کار را بکند... آن وقت ما نمى‏توانیم بگوییم که یک مجلس متمسک به ولایت امیر المؤمنین داریم. و هکذا قوّه‎قضائیه، اگر قوّه قضائیه هم تبعیت نکند از آن قضاء امیر المؤمنین ... و اگر تبعیت نکند از قضاوت اسلام، متشبث به همان قضاوت اسلامى نباشد، آن هم هر چه بگوید ما متمسک هستیم، بر خلاف واقع است.

تمسک وقتى است که قوّه قضائیه هم کارهایى که مى‏‎کنند از روى الگوى علوى باشد که همان الگوى اسلامى است... همین‎طور گفتند که ما شیعه على هستیم، و همین که گفتند ما متمسک به ولایت امیرالمؤمنین هستیم، این کافى نیست، نمى‏‎شود این. این امور، امورى نیست که لفظى باشد و با الفاظ و با عبارات بتوانیم ما بگوییم تحقق پیدا کرده است؛ اینها یک امور عملى است...

امیرالمؤمنین در زمان حکومتش... مى‏‎گوید که- به حسب نقلى که شده است که یک خلخال را از پاى یک ذمّى در حکومت او در آوردند،- به حسب این روایت، مى‏‎فرماید که اگر انسان بمیرد براى این، این مَلوم نیست. شیعه این است که این طور باشد نه مثل ما، شیعه این است که اگر چنانچه در حکومت اسلامى، در کشور اسلامى، ظلم و لو به یک ذمّى وارد بشود، آن هم ظلم به همین کمى که یک خلخال را از پاى یک ذمیّه درآورند، بگوید که انسان اگر بمیرد ملوم نیست، ملامت نباید به او بشود، این طور اهمیت دارد.»1

 ....................

1. صحیفه امام، ج‏18، ص155.

 

مطالب مرتبط:

شعار!!! تجدید میثاق با اهداف و آرمانهای امام

فاصله ما تا غدیر

در جمع اندک یاران امیر عدالتیم یا در خیل عظیمِ مخالفان او؟!