بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

حق را بشناس تا پیروان آن را بشناسی
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٥ آذر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: بصیر ، دین ، مترو ، قانون

حق را بشناس تا پیروان آن را بشناسی

بازخورد مطالب وبلاگ بصیر در مدت کوتاه از آغاز فعالیت آن درخور توجه به نظر می‏رسد. بخش قابل توجهی از این بازخورد به اظهارنظر تعدادی از بینندگان بصیر در قالب کامنت و مذاکرات حضوری مربوط می‏شود که به صراحت مطالب، تحلیل‏ها و نقدهای مندرج در بصیر را توهین به اصول و ارزش‏های دینی و انقلابی، مقابله با حضور تفکر ولایی و انقلابی در شرکت و از همه جالب‏تر آب به آسیاب دشمنان انقلاب ریختن دانسته و از عملکرد دو سال و نیم گذشته تیم مدیریتی حاکم در شرکت دفاع نموده‏اند.

بصیر ضمن احترام به اظهار نظر این دوستان، با توجه به اینکه بر اساس اصول و مبانی


شفاف دینی که مستند است به آیات و روایات و سیره بزرگان و پیشوایان دینی، از معصومین(ع) تا علما و بزرگان متقدم و معاصر گرفته تا سیره امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، این تفکر را آسیب و انحرافی بزرگ برای اصول و ارزش‏های دینی و نظام اسلامی می‏داند، بار دیگر با مراجعه اجمالی به منابع و مستندات ذیل‏الذکر ضمن اثبات بطلان و انحراف تفکر مذکور، مدافعان آن را دعوت به ارائه پاسخ مستدل در رد ادعای بصیر نموده و اعلام می‏دارد بصیر آماده است تا نظرات شما را عیناً در وبلاگ درج نماید.

اشکال و انحراف مهم در دیدگاه این آقایان آن است که خود را ملاک و مبنای حق دانسته و مخالفان خود را مخالفان نظام و ارزش‏های اسلامی می‏دانند. حال آنکه در مبانی دینی ما اشخاص ملاک و شاخص شناخت حق نیستند بلکه حق مستقل از افراد شناخته شده و این افراد هستند که با آن سنجیده می‏شوند. بر تارک این معیار، کلام حضرت علی(ع) می‏درخشد که فرمودند:

"انّ الحق لا یعرف بالرجال اعرف الحق تعرف اهله."

"هماناحق به شخصیت‏ها شناخته نمی‏شود، خود حق را بشناس تا پیروان آن را بشناسی"

بصیر در این مدت کوتاه بارها اعلام نمود که قصد دارد تا با روش نقلی (با بیان نصوص دینی و انقلابی)  حق و حقیقت را در حوزه هدف خود بنمایاند، بعد با روش تطبیقی رفتار و عملکرد داعیه‏داران پر مدّعای نمادهای دینی و انقلابی در شرکت را با آن نصوص سنجیده و با شاخص تعیین شده توسط حضرت علی(ع) سره را از ناسره هویدا و پیروان واقعی حق را از مدعیان غیر عامل به حق و حقیقت بنمایاند.

به نظر بصیر شاخص‏ها آنچنان شفاف و صریح است که از منظر عقل و منطق اجازه هیچ برداشت و تحلیل مغایر را نخواهد داد چرا که در غیر اینصورت مصداق اجتهاد در برابر نص خواهد بود.

بصیر در عناوین مختلف مندرج در وبلاگ به بیان اهمیت اموال عمومی و بیت‏المال در اسلام پرداخته و مصادیق فراوانی از نصوص روایی معتبر در باب حفظ و صیانت از آن را به صورت نقلی بیان نموده است. پس از آن با ذکر مصادیقی تناقض و تعارض عملکرد تیم مدیریتی شرکت را با آن مبانی دینی آشکار نموده است. کجای این اقدام توهین به اصول و ارزش‏های دینی و انقلابی، مقابله با حضور تفکر ولایی و انقلابی است. چرا ما به خود اجازه می‏دهیم که خود را نماد انقلاب و ارزش‏ها بدانیم و از آن مصیبت‏بارتر اینکه با این شعار عملکردی کاملا مغایر اهداف و آرمان‏های دینی و انقلابی داشته باشیم. برای این تناقض آشکار چه توجیهی می‏توانیم داشته باشیم.

بگذارید اندکی به عقب برگردیم...

تیرماه سال 1390 با تصمیم شهردار تهران مدیریت شرکت بهره‏برداری تهران تغییر و جوانی 31 ساله به عنوان مدیرعامل شرکت بهره‏برداری مترو (فنی‏ترین و تخصصی‏ترین حوزه شهرداری تهران) منصوب می‏گردد. فارغ از تحلیل‏های سیاسی مرتبط (که در موضوع "آقای قالیباف، شما را به روح برادر شهیدتان از این پس هدف وسیله را توجیه نکند" به آن اشاره شد) با نگاه عادی و عامیانه این تغییر همانند سایر تغییراتِ عادیِ جاری بود. اما با گذشت اندک روزهایی از روز انتصاب تمایزها و تفاوت‏ها اندک اندک نمایان شد. نگاهی به ادبیات متفاوت در مکاتبات مدیریت شرکت اولین این موارد بود. به کارگیری الفاظ و عناوین مذهبی در مکاتبات اداری و بعضا تخصصی مانند جمله ثابت "در ظل توجهات حضرت ولی‏عصر(عج) و سایه زعامت مقام معظم رهبری"، نصب تابلوی بسیار بزرگی با صرف هزینه کلان با عنوان "رهسپاریم با ولایت تا شهادت" بر بام شرکت.

این موارد همانقدر که می‏توانست امیدبخش نگاه متفاوت و اصولی تیم مدیریتی جدید شرکت و حرکت در مسیر صحیح و منطبق بر اصول مدیریت اسلامی باشد، به همان اندازه می‏توانست مایه نگرانی از آسیب‏های احتمالی به اصول و ارزش‏های مورد بهره‏برداری ایشان به علت استفاده ابزاری از آنها جهت نیل به اهداف خاصی باشد.

اندک‏ زمانی نگذشت که امیدها به یأس تبدیل و مصادیق فراوان رفتار و عملکرد مغایر مبانی دینی و انقلابی تیم مدیریتی شرکت آسیب‏های فراوانی به اعتقادات و باورهای تعدادی از شاهدان و ناظران وارد نمود.

برای شاهدان و ناظران جمع نقیضین به نظر می‏رسید و قابل هضم نبود:

جمع بین شعار رهروی اهل بیت و زیر پا نهادن علنی بسیاری از احکام حکومتی و اجتماعی اسلام خصوصاً در بحث عدالت و بیت‏المال.

جمع بین شعار رهروی ولایت و زیر پا نهادن علنی بسیاری از قوانین و مقررات حکومت اسلامی. حیف و میل بیت‏المال و بذل و بخشش اموال عمومی و ...

جمع بین شعار رهسپاری با ولایت و هزینه ده‏ها میلیون تومانی از بودجه بیت‏المال و پول بلیط شهروندان تهرانی برای چاپ عکس‏های گران‏قیمت از مقام معظم رهبری و توزیع آن در بین مسافران مترو در روز عید فطر. مگر نه اینکه معظم‏له بارها در بیانات خود از چاپ و توزیع تمثال خویش از محل بیت‏المال برحذر داشتند.

چگونه قابل جمع‏اند تناقضات و تعارضات فراوان فوق‏الذکر که برای هر کدام از آنها مصادیق متعددی وجود دارد که مواردی از آن در موضوعات مندرج در بصیر بیان شده است و موارد متعدد دیگری که انشاالله در فرصت‏های آتی بیان خواهد شد.

حال دوستانی که اقدام بصیر را توهین به اصول و ارزش‏های دینی و انقلابی، مقابله با حضور تفکر ولایی و انقلابی در شرکت و آب به آسیاب دشمنان انقلاب ریختن می‏پندارند، بفرمایند اقدامات متعدد مغایر شرع و قانون ایشان طی دو سال و نیم گذشته که متأسفانه با شعار دین و مذهب و انقلاب صورت پذیرفته چه نام دارد و چه تبعاتی دارد؟

مگر نه اینکه مقام معظم رهبری فرمودند:

"ملاک قسط و عدل چیست؟ حکومت و قوانین ما اسلامى است و طبیعتاً قسط و عدل جز با انطباق به قوانین اسلامى تحقق پیدا نمى کند. هرچه خلاف اسلام بود، عدل و قسط نیست، بلکه ظلم است. اصلا ملاک عدل و اقامه آن، قانون است. اگر چیزى بر طبق قانون تحقق پیدا کرد، عدالت است و خلاف عدالت، آن است که برخلاف قانون انجام بشود... مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت خواهى است. این پایه مشروعیت ماست. الآن درباره مشروعیت، حرف هاى زیادى زده مى شود، اما حقیقت قضیه این است که اگر ما دنبال عدالت نباشیم، حقیقتاً من که اینجا نشسته ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛ یعنى هرچه اختیار دارم و هرچه تصرّف کنم، تصرّف نامشروع خواهد بود؛ دیگران هم همین طور. ما براى عدالت و رفع تبعیض آمده‏ایم. تکلیف ما این است که عدالت را در جامعه مستقر کنیم و این هم جز با مبارزه علیه فساد و افزون‏طلبى انسان‏هاى مفتخوار و سوءاستفاده‏کن، امکان‏پذیر نیست."

ختم کلام اینکه به یاری خداوند بصیر مصمم‏تر و استوارتر از گذشته به راه خود تا حصول نتیجه مقتضی ادامه خواهد داد و این فراز از کلام رهبری عزیز را فصل‏الخطاب خود قرار خواهد داد که:

"اگر عدالت ـ عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت ـ آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ریزى‏هاست، پس باید هر پدیده ضد عدالت در واقعیات کشور مورد سؤال قرار گیرد. ثروت‏هاى سر برآورده در دستانى که تا چندى پیش تهى بودند، هزینه کردن اموال عمومى در اقدام‏هاى بدون اولویت ـ و به طریق اولى در کارهاى صرفاً تشریفاتى ـ میدان دادن به عناصرى که زرنگى و پررویى آنان همه گلوگاه هاى اقتصادى را به روى آنان مى‏گشاید و خلاصه، پدیده بسیار خطرناک "انبوه شدن ثروت" در دست کسانى که آمادگى دارند آن را هزینه کسب قدرت سیاسى کنند اینها و امثال آن نقطه هاى استفهام برانگیزى است که هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مى یابد و از کسانى که مظنون به چنین تخلّفاتى شناخته مى شوند، پاسخ مى طلبد و همچنین در کنار آن، از دولت و مجلس و دستگاه قضایى عملکرد قاطعانه براى ریشه کن کردن این فسادها را مطالبه مى کند."