بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

مهجوریت فاطمه زهرا(س) در بین عزاداران فاطمی
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ٤ فروردین ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: مناسبتی ، شیعه راستین ، ظاهرسازی ، عزاداری

 

 

مهجوریت فاطمه زهرا(س) در بین عزاداران فاطمی

 

امروز مصادف است با سوم جمادی‎الثانی سالروز شهادت وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا(س). طبق برنامه‎ریزی قبلی قصد داشتم بر اساس رویه جاری با بیان تسلیت، جهت تبرک چند روایت از آن حضرت تقدیم خوانندگان محترم وبلاگ نمایم لکن سیل گسترده‎ی پیامهای افراطی در محیطهای مجازی طی دو سه هفته گذشته با رویکرد و محتوای عشق و ارادت به حضرت زهرا(س) و نداشتن عید در نوروز94 و حرمت شادی نوروز مرا برآن داشت تا این موضوع را بهانه‎ای برای بیان مطلب ذیل قرار دهم.

آغاز سخن بیان این نکته که الفاظ و تعابیری چون «آتش درب خانه و فشار درب و دیوار» در اذهان ما تداعی کننده‎ی مصائب حضرت صدیقه طاهره(س) است و همواره یاد و نام ایشان برای قریب به اتفاق ما به‎ظاهر شیعیان، یادآور واقعه‎ی تلخ هجوم به خانه حضرت علی و حضرت زهرا (ص) در ماه صفر سال یازدهم هجری است. این واقعه نیز بهانه‎ای شده برای عزاداری، سیاه‎پوشی و گریه‎ و تباکی ما در طول قرن‎های متمادی و به نحو شدید آن در زمانه فعلی اما دریغ از درک چرایی و اثرپذیری از این واقعه و راه، هدف و مرام مظلومان و آسیب‎دیدگان این واقعه.


قبلا نیز در مطالب متعددی به مناسبت‎هایی چون محرم و غدیر گفتیم که اصولا ما به شکلی تربیت شدیم که اهل شعاریم نه اهل عملهمواره به دنبال بهانه‎ای برای به‎پا کردن بساط جشن یا عزاییم!؛ در یک کلام اهداف، انگیزه‎ها، چرایی و چگونگی بروز و نمود حوادث تاریخی را رها کرده و هیچ توجهی به آن نداریم لکن صرفاً متناسب با حادثه تظاهر به غم و شادی داریم. در یک کلام اصلِ مذهب و دین را که مملوّ از مبانی و چارچوب‎های زندگی و راه رسیدن به سعادت مادّی و معنوی است خلاصه‎ی در ظواهر آن نموده و نمایش دیانت برگزار می‎کنیم. که اگر اینگونه نیست پس حاصل و خروجی دیانت ما کجاست؟ خروجی داعیه‎ی پرطمطراقِ تشیّع علوی و مکتب اهل بیت عصمت با آن منبع عظیم و لایزال در حوزه اخلاق، سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ کجاست؟

در همین موضوع شهادت حضرت زهرا(س)، آیا جز این است که بروز و نمود آن واقعه تلخ و «آتش درب خانه و فشار درب و دیوار» که بهانه‎ای برای عزاداری ما شده، فقط و فقط برای عمل به وصیت نبی گرامی اسلام در واقعه‎ی غدیر و ولایت و حکومت حضرت علی(ع) بوده است؟ آری؛

  • مقاومتِ تاپای جانِ دخت گرامی پیامبر در برابر واقعه سقیفه و تحمیل خلافتِ غیرِعلی بر جامعه اسلامی و اصرار آن حضرت بر ولایت، خلافت و حکومت حضرت علی(ع) و در این راه تحمل آن مصائب عظیم ماه صفر به بعد سال 11 هجری و مابین درب و دیوار قرارگرفتن فقط و فقط برای احیای حکومت اسلامی و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) بود.
  • تحمل «آتش درب خانه و فشار درب و دیوار» برای ولایت و حکومت عدل علی(ع) بود.
  • تحمل «آتش درب خانه و فشار درب و دیوار» برای استقرار حکومتی بود که حاکم آن در اولین روز حکومتش فرموده بود: «بدانید فضل و برتری شما بین شما و خداوند است اما نسبت به احکام و تقسیم بیت‎المال مساوی هستید.»
  • برای به کرسی نشستن امیری بود که فرمود: «هر مالی که از بیت‎‏المال به افراد داده به بیت‏‎المال بر می‏‎گردد زیرا که حق قدیم را هیچ چیز باطل نمی‎‏کند. به خدا سوگند اگر بیابم که با آن مال زن‏ها را به کابین درآورده و مالک کنیزان شده‎‏اند، آن را باز خواهم گرداند.»
  • و تحمل «آتش درب خانه و فشار درب و دیوار» برای استقرار حکومتی بود که در آن حکومت «همانا پست و فرمانداری برای تو وسیلۀ آب و نان نبوده، بلکه امانتی در گردن تو است.»

آری عزاداری واقعی چنین بانویی در این نیست که ما روزها مانده به شهادتش نمایش و شعار عزاداری سرداده و محیط مجازی را مملوّ از حرمت جشن نوروز کنیم لکن از فلسفه‎ و چرایی شهادتش هیچ ندانیم یا خود را به تغافل بزنیم.

  • عزادار واقعی زهرای اطهر(س)، کسی است که عزادار و غمگین پیاده نشدن احکام و فرامین حکومت علوی شود که زهرا(س) برای استقرار آن حکومت «آتش درب خانه و فشار درب و دیوار» را تحمل کرد.
  • عزادار واقعی فاطمه زهرا(س)، عامل به مبانی راستین اعتقادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی  آن حضرت، پدر بزرگوار، همسر گرامی و اولاد طاهرش است و از ایشان و شفاعتشان به عنوان ابزاری برای بیمه‎ی گناهان خویش یاد نمی‎کند.
  • عزادار واقعی فاطمه زهرا(س)، تظاهر، توسل و تمسک به ظواهر مذهبی و نمادهای دینی را ابزار و رانتی برای رسیدن به مطامع مادی، مناصب و موقعیت‎های اجتماعی و کسب اعتبار خویش قرار نمی‎دهد؛ چراکه می‎داند که پیام‎آور رحمت و پدر بزرگوار آن حضرت به فاطمه‎ای که «بضعه منی» ایشان است فرموده:

«یا فاطمه اعملی بنفسک. انی لا أغنی عنک شیئا»

فاطمه‎جان، «دخترکم، خودت برای خودت عمل کن؛ من به درد تو نمی‌خورم، از انتساب با من کاری ساخته نیست، تعلیمات مرا بپذیر و دستورات مرا عمل کن، مگو پدرم پیغمبر است، به دردت نمی‌خورد، به دستور پدرت عمل کردن به دردت می‌خورد1

 

1. شهید مطهری، حق و باطل، ص110، حکمت‎ها و اندرزها، ج1، ص63.