بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

تفاوت اسلام سیدجمال با اسلام مدعیان ندید بدید
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ اسفند ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: مناسبتی ، مدعی دین ، ظاهرسازی ، شیعه راستین

 

تفاوت اسلام سیدجمال با اسلام مدعیان ندید بدید

19 اسفند مصادف است با سالروز وفات عالم مجاهد، آگاه و دردمند اسلامی مرحوم سید جمال‎الدین اسدآبادی. ماه‎ها بود که مترصد فرا رسیدن این روز بودم تا رنج و بغضی را که از حدود یکسال قبل پس از مشاهده تصادفی بخشی از سخنان توهین‎آمیز و متکبرانه یکی از وعاظ و سخنرانان جوان، در بنده ایجاد شد با نگارش این دلنوشته تسکین بخشم. خطابه‎ی یکی از منبری‎های معروف که بخش قابل توجهی از تریبون‎های سخنرانی مذهبی، سیاسی و رسانه‎ای، خصوصاً صداوسیما در انحصار وی قرار دارد و در بسیاری از موارد همانند همین مصداق، بی‎مبنا تحلیلهای خود را به خورد جوانان این مرز و بوم می‎دهد.


و آن اینکه این روحانی معروف در مناسبتهای مختلف در خلال منبر یا سخنان خویش تعابیر ناجوان‎مردانه و زشتی در خصوص مرحوم سیدجمال‎الدین اسدآبادی بکار برده‎ است؛ از جمله این بخش از سخنان او در مذمت سیدجمال که:

«.....یه آدم ندید بدید هم مثل سیدجمالالدین اسدآبادی پیدا میشه میگه من تو غرب اسلام دیدم مسلمون ندیدم، تو شرق مسلمون دیدم اسلام ندیدم....»

قضاوت در خصوص منطبق بر واقع بودن یا نبودن این فراز از سخنان معروف مرحوم سیدجمال به عهده مخاطبان -هرچند اگر مبنای مقایسه را در حوزه‎هایی چون نظم به عنوان آخرین وصیت حضرت علی(ع)، صداقت و راستگویی، وجدان کاری، اخلاق فردی و اجتماعی، عدالت و رفاه، امانت‎داری و درست‎کاری و ... قرار دهیم قضاوت حتی برای یک کودک غیر ممیّز نیز آسان خواهد بود چه رسد به ...- لکن رنج و بغض ما از این جهت است که این روحانی که از قضا از منظر علمی و فقهی از سابقه درخور توجهی برخوردار نیست در خصوص شخصیتی چون سیدجمال اینگونه قضاوت نموده ضمن استفاده از تعبیر زشت «ندید بدید» در اسلام‎شناسی وی نیز خدشه ایجاد می‎کند.

البته این منبری معروف و امثال وی خود بهتر می‎دانند که مرحوم سیدجمال از چنان عظمت علمی، فقهی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی برخوردار است که اگر واقع امر را برای مخاطبان منابر خود تبیین کنند قطعا و یقینا تناقض و تعارض رفتار خودشان با مبانی دینی برای مردم آشکار خواهد شد، بنابراین برای حفظ موقعیت لذیذ و شیرین خود چاره‎ای جز چنگ انداختن به سیمای نورانی بزرگانی چون سیدجمال ندارند.

  • سیدجمالی که سالیان متمادی از محضر استادالفقها شیخ مرتضی انصاری بهره برد و جزو خواص شاگردان شیخ بود و به دستور ایشان به هند مهاجرت کرد.
  • سید جمالی که سالیان متمادی از محضر استاد بزرگ اخلاق، فلسفه و عرفانی چون ملاحسینقلی همدانی بهره برد.
  • سیدجمالی که از تبحر و مهارتی مثال‎زدنی در علوم جدید برخوردار بود و در این راه برای کسب مهارت بیشتر و تسلط بر اوضاع و واقعیات جهان مسلط به زبان‎های عربی، انگلیسی، روسی و فرانسوی گردید.

 

  • سید جمالی که به درستی دردهای جوامع اسلامی و علت عقب‎ماندگی مسلمین را  در استبداد حکام اسلامی، جهالت و بیخبری مسلمانان و عقب ماندن از کاروان علم و تمدن، نفوذ عقاید خرافی در اندیشهی مسلمانان و دور افتادن آنها از اسلام راستین، جدایی و تفرقه میان مسلمانان و نفوذ استعمار غربی تشخیص داد و آرمان وی اصلاح جوامع اسلامی و رشد و ترقی مسلمین در سایه دین اسلام بود.

حال قضاوت با افکار عمومی که آیا سیدجمال ندید بدید و اسلام ناشناس بود یا آقای پناهیان!!!

سیدجمالی که شهید مطهری در سخنرانی‎ها و آثار متعدد خویش در خصوص وی تعابیر سنگینی به کار برده است؛ از جمله اینکه:

«این بنده، از وقتی که به این نکته در زندگی سید پی بردم [شاگردی در محضر آخوند ملاحسینقلی همدانی و همدرسی؛ سید احمد کربلایی و سید سعید]، شخصیت سیدجمالالدین اسدآبادی، در نظرم بُعد دیگری و اهمیت دیگری پیدا کرده است.»1

«بدون تردید سلسلهجنبان نهضتهای اصلاحی صدساله اخیر، سیدجمال‌الدین اسدآبادی است. او بود که بیدارسازی را در کشورهای اسلامی آغاز کرد، دردهای اجتماعی مسلمین را با واقعبینی خاصی بازگو نمود، راه اصلاح و چاره‌جویی را نشان داد... نهضت سیدجمال، هم فکری بود و هم اجتماعی... سیدجمال در نتیجه تحرک و پویایی، هم زمان و جهان خود را شناخت و هم به دردهای کشورهای اسلامی که داعیه علاج آنها را داشت، دقیقاً آشنا شد. سیدجمال مهم‌ترین و مزمن‌ترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با این دو به‌شدت مبارزه کرد. آخرکار هم جان خود را در همین راه از دست داد.»2

یا این فراز از سخنان رهبری که امثال آقای پناهیان خود را سینه‎چاک و فدائیان رهبری دانسته و هیچ‎کسی را از خود به رهبری نزدیک‎تر نمی‎دانند:

«سیدجمال کسی بود که برای اولینبار بازگشت به اسلام را مطرح کرد. کسی بود که مسئله حاکمیت را و خیزش و بعثت جدید اسلام را اولینبار در فضای عالم به وجود آورد... او مطرحکننده، به‌وجودآورنده و آغازگر بازگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام است. این را نمیشود دستکم گرفت و سیدجمال را نمیشود با کس دیگری مقایسه کرد. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد... مبارزات سیاسی سیدجمال چیزی است که قابل مقایسه با هیچیک از مبارزات سیاسی افرادی که حول ‌وحوش کار سیدجمال حرکت کردند، نیست3


 ---------------------------------------------------------------

1. مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، چاپ دوم، 1383،ج 24، ص 45.

2. مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضتهای صدساله اخیر، چاپ بیست‌وسوم، تهران، نشر صدرا، 1384، ص 14-15.

3. مصاحبه آیتالله خامنه‌ای با روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 30 خرداد 1360.