بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

..حیرت و افسوس مردم از ابهام در هیاهوی بگم بگم مسئولان
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢ اسفند ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: مفاسد اقتصادی ، خیانت مسئولان ، اختلاس ، انقلابی نما

 

حیرت و افسوس مردم از ابهام در هیاهویِ بگم بگمِ مسئولان

مدتی است که اعلام حکم محکومیت قطعیِ معاون اول رییس‎جمهور سابق به محل مناقشه، گروکشی، تسویه‎حساب‎های سیاسی و حزبیِ طیف‎های مختلفی از مسئولان اسبق، سابق و لاحق با گرایش‎های مختلف سیاسی تبدیل شده است. افشاگری‎ها، مچ‎گیری‎ها و بگم‎بگم‎های فراوان این افراد بر علیه یکدیگر پرده از فساد عیان و پنهانِ گذشته و حال بسیاری از این افراد برداشته است.

ما قبلا در مطلبی با عنوان «به بهانه حکم محکومیت معاون اول رییسجمهور سابق» به تفصیل در خصوص موضوع این حکم سخن گفته بیان داشتیم که امیدواریم با تغییر رویه موجود در نهادهای حاکمیتی به نقطهای برسیم که در عمل به سیرهی حکومتی امیرالمؤمنین علی(ع) با مفاسد مسئولان و حاکمان با اشدّ مجازات برخورد گردد.


متأسفانه باید بپذیریم که افکار عمومی اعتماد و امیدی به جزم شدن عزم دستگاه قضایی به برخورد علوی و قاطعانه با مفاسد اقتصادی ندارد چراکه ظاهراً بعضی مصلحت‎اندیشی‎ها و ملاحظات نادرست، مانع بزرگی در تحقق عدالت و برخورد بدون اغماض با همه‎ی مفاسد اقتصادی است.

 امروز متن نامه سرگشاده‎ی دفتر محمدرضا رحیمی معاون اول رییس‌جمهور سابق به آقای احمد توکلی نماینده مجلس شورای اسلامی در رسانه‎های خبری منتشر شد. مصادیق تخلفات و ویژه‎خواری‎هایی که در این نامه به این شخصیت مطرح سیاسی و نماینده مجلس منتسب گردید از جهتی نوعی ناامیدی را در هر شنونده و خواننده‎ی منصفی ایجاد نمود، چراکه یکی از مدعیان و سردمداران پرطمطراق مبارزه با مفاسد اقتصادی طی سال‎های اخیر در بین سیاسیون و مسئولان جامعه، همین نماینده مجلس بوده است. بیچاره مردمی که ...

 

-----------------------------------------

متن نامه به این شرح است:

سلامعلیکم

از آغاز دولت نهم تاکنون جنابعالی و همفکرانتان با بهرهگیری از فرصت‌هایی که خداوند به واسطه ملتایران برای خدمتگزاری در اختیار شما گذاشته است لحظه‌ای از تخریب دولت خدمتگزار فرو ننشسته‌اید و نیز بیش از دو سال است که حملات شما به معاون اول رییس‌جمهور که در این مدت جز به کار و خدمت برای پیشبرد امور کشور نیاندیشیده لاینقطع ادامه دارد. طی این مدت اصرار به ایشان برای پاسخگویی به اظهارات مغرضانه شما هر بار با توصیه به صبر و حفظ آرامش کشور مواجه‌ می‌شد، اما اینک که کار از شبهه‌افکنی به دروغ‌پردازی رسیده و بیش از پیش موجبات تشویش اذهان عمومی را فراهم آورده‌اید ناچار باید به بخشی از دروغسازی‌ها پاسخ داده شود، شاید این پاسخ مانع از گسترش این رویه ناپسند و غیراخلاقی شود.

شما به عنوان رییس مرکز پژوهش‌های مجلس در مصاحبه‌ای با مجله اقتصاد ماه تحت عنوان «بیان ناگفته‌ها از فساد یقه سفیدها» و فساد سیستمی و نظام یافته‌ سخن گفته‌اید که مورخ 5 بهمن 1390 در برخی دیگر از رسانه‌ها بازتاب داشت؛ لذا متن زیر را با توضیح این‌که جنابعالی و آگاهان از خواستگاه عبارت یقه سفیدها در اقتصاد سیاسی آگاهی دارید به عنوان دلایل اثبات یقه سفید بودن جنابعالی در ارتکاب فساد سیستماتیک در فرایند آموزش عالی و سایر ویژه‌خواری‌ها برای خود و دیگر رفقایتان که با بهره‌گیری از توهین، افتراء، نشر اکاذیب و به قصد تشویش اذهان عمومی در رسانه‌های مکتوب و مجازی علیه دولت منتشر نموده‌اید، بیان می‌گردد و چنانچه نیاز باشد همه مدارک و مستندات موجود نیز انتشار خواهد یافت.

جناب آقای توکلی!

یکم- در بخشی از مصاحبه دروغ را منشأ همه بدی‌ها و کلید در اتاقی دانسته‌اید که سیئات را در آن گرد آورده‌اند و با استناد به حدیث شریف نبوی، معاون اول رییس‌جمهور را در خصوص مدرک تحصیلی متهم به دروغ نموده‌اید، از همین آموزه دینی استفاده می‌شود، که متاسفانه اظهار نظر خصمانه شما بر پایه دروغی بنا شده است که خود و دوستانتان ساختید و پرداختید و رسانه‌های همسویتان را برای انتشار این دروغ به یاری طلبیدید. چون کار را به جایی رساندید که پاسخی در خور لازم داشت معاون اول رییس‌جمهور برای بر ملا شدن این دروغ جمعیِِِِِِ شما و همدستانتان که چیزی شبیه مثل معروف «آی دزد ...آی دزد» بود، چاره‌ای نداشت جز آنکه از مجاری قانونی طرح شکایت کند و نتیجه شکایت در دادسرا و دادگاه نیز مجرم شناخته‌شدن اتهام‌زنندگان و مشخصاٌ آقای الیاس نادران نماینده مجلس‌شورای‌اسلامی بود. متن حکم محکومیت آقای نادران به جرم «نشر اکاذیب» به شماره 67 و کلاسه 89/76/103 ابلاغ شده که بر خلاف اظهار نظر کذب شما منع تعقیبی درخصوص این پرونده صادر نشده است و موضوع در دیوانعالی کشور مراحل پایانی خود را طی می‌نماید. در این‌باره مراجعه به اسناد و مدارک خلاف‌گویی جنابعالی را اثبات می‌کند.

دوم - لازم است که چگونگی سیر کسب مدرک تحصیلی جنابعالی مرور شود، تا معلوم شود دروغ کدام است و دروغگو کیست.

الف) به موجب دست خط مورخ 25/8/71 جنابعالی خطاب به آقای دکتر معین وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی نوشته‌اید: «چون در خرداد سال آینده دوره کارشناسی را در رشته اقتصاد نظری به پایان می‌رسانم مصمم هستم اگر امکان فراهم شود ادامه تحصیل را در دوره کارشناسی ارشد در یکی از کشورهایی که از اعتبار بالا برخوردار است انجام دهم، مقتضی است در این زمینه مساعدت فرمایید...» این مدرک بیانگر آن است که یک سال قبل از فارغ ‌التحصیلی در دوره کارشناسی آن هم بدون شرکت در کنکور درخواست بورس تحصیلی در کشوری که به زعم شما اعتبار بالایی دارد نموده‌اید. آیا از خود پرسیده‌ای که چگونه ممکن است کسی بدون کنکور وارد دانشگاه شود و تقاضای بورس تحصیلی نماید و آیا فکر کرده‌اید که حق چه کسانی را ضایع کرده‌اید؟

ب) یادداشتی به تاریخ 11/7/72 به قلم شما موجود است که به وسیله آقای‌ دکتر گلپایگانی وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی با قید دستور «اقدام فوری» در هامش تقاضای شما به عنوان معاونت دانشجویی آن وزارتخانه ارجاع شده است. شما در آن یادداشت آورده‌اید: «سال گذشته به دستور مقام معظم رهبری جناب آقای دکتر معین وزیر محترم وقت دستور تشکیل پرونده اعزام اینجانب به خارج از کشور را برای اتمام تحصیل صادر کرد...به همین دلیل درخواست می‌کنم در انجام اقدامات لازم تسریع به عمل آید»

ملاحظه می‌نمائید که جنابعالی برای رسیدن به مقصود چگونه از اعتبار و جایگاه مقام‌معظم‌رهبری سوءاستفاده نموده‌اید. با این وصف معاونت وقت دانشجویی ذیل دستور «اقدام فوری» وزیر فرهنگ و آموزش عالی وقت می‌نویسد «که اعزام بدون کنکور ممنوع است، لطفاً صریح اظهار نظر گردد» و متعاقب آن وزیر وقت در تاریخ 12/7/72 در پی‌نوشتی به معاونت دانشجویی دستور می‌دهد: «معاونت محترم دانشجویی لطفاً با توجه به سابقه امر و تاکید جناب آقای دکتر معین ترتیبی اتخاذ فرمایید به موقع انجام گیرد» و پس از این است که معاونت دانشجویی به تاریخ 13/7/72 در ذیل همان نامه می‌نویسند: «اداره امور بورس‌ها با توجه به موافقت و دستور وزیر محترم اقدام گردد». و متعاقب آن طی نامه 30000/42 مورخ 17/7/72 مدیر کل بورس‌ها و دانشجویان خارج از کشور به اداره کل گذرنامه و وزارت خارجه برای اعزام به خارج از کشور معرفی می‌شوید. البته برای تحصیل در رشته‌اقتصاد در دانشگاه ناتینگهام انگلیس در مقطع کارشناسی ارشد. اسناد بالا مبین این واقعیت تلخ است که جنابعالی با اعمال فشار در مدت 5 روز موجبات بورس و اعزام به خارج از کشور را با نقض همه قوانین موجود کشور بدون شرکت در کنکور و با استناد نادرست به دستور مقام معظم رهبری برای خود فراهم می‌کند.

ج) جنابعالی در همان روز یعنی 17/7/72 طی نامه‌ای به اداره کل بورس‌ها و دانشجویان خارج از کشور تعهد نموده‌اید در مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد و یا دکترا در هیچ یک از دانشگاه‌های کشور پذیرفته نشده و «شاغل به تحصیل» نمی‌باشید، لکن در فرم مربوط به اطلاعات تعیین محل خدمت بورسیه ارز بگیران وزارت فرهنگ و آموزش عالی در مورد وضعیت تحصیلی شما نوشته شده کارشناسی و کارشناسی ارشد را از دانشگاه شهید بهشتی اخذ نموده‌اید در حالی که مطابق مدارک موجود شما برای مقطع کارشناسی ارشد بورسیه شده‌اید. این دوگانگی و خلاف‌گویی مستند را در اعلام وضعیت تحصیلی مقطع کارشناسی ارشد چگونه توجیه می‌کنید؟

د) طبق مدارک موجود درخواست موافقت و اعزام شما به مدت 15 ماه برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بوده است. سوال این است؛ چگونه از پشت میز دکتری اقتصاد کشوری «با اعتبار بالا» یعنی انگلیس! سر در آوردید. مساله‌ای که قدری از زوایای پنهان آن بر اساس محتویات پرونده تحصیلی شما قابل دریافت است، اما برخی زوایای دیگر هنوز نامکشوف و نیاز به جستجو در اسناد محرمانه دارد.

هـ) با توجه به این‌که جنابعالی کارشناسی ارشد را طی ننموده و از مقطع کارشناسی به مقطع دکتری جهش نموده‌اید پس از تذکر وزارت فرهنگ و آموزش عالی درخصوص این روند غیرقانونی به خط خود خطاب به آقای دکتر سالار آملی مسوول امور دانشجویان ایران در انگلیس می‌نویسید: «... شما بنده را نسبت به مقررات ارزشیابی دکترای بدون داشتن فوق‌لیسانس مطلع فرموده بودید حالا تسجیل شد، طبیعی است با علم به این مساله دارم تحصیلم را ادامه می‌دهم، هرچند جهل بنده هم مانع اعمال مقررات قانونی یا مشروع نمی‌شود ، مساله ارزشیابی معادل هم چندان مساله نیست» این اعتراف بیانگر آن است که شما بدون موافقت اولیه وزارت علوم و علی‌رغم نداشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد خود را به عنوان دانشجوی دکتری رشته اقتصاد به وزارت علوم تحمیل نموده‌اید و تا این‌جا یعنی اعزام خلاف قانون و بدون ضوابط و تحصیل خلاف قانون و البته دغدغه‌ای هم برای عضویت هیات علمی در آینده نداشته‌اید، چه آن‌که بیش از هر کس به قدرت لابیگری خود که مختص یقه سفیدان است واقف بوده‌اید. جالب آنکه به خط و تعهد خود نیز پایبند نماندید و بر اساس همان پیش فرض‌های ذهنی از طریق خلاف قانون و با بهره‌گیری از رانت‌هایی که بیش از همه کس از آن برخوردار بوده‌اید به رغم داشتن مدرک معادل دکترا به عضویت هیات علمی یکی از دانشگاه‌های معتبر کشور درآمده‌اید . جل‌الخالق اگر این رانت و مفسده سیستماتیک یقه سفیدان آنگونه‌که گفته‌اید نیست در کدام قاموس باید به دنبال نامی برای فرآیند اخد مدرک شما بود که دیگران را به آن متهم می‌کنید ؟

و) مطابق نامه شماره 21921/12/42 مورخ مهر ماه سال 75 معاون دانشجویی وقت وزارت فرهنگ و آموزش عالی به عنوان مقام عالی وزارت اعلام می دارد «... چون همسر و فرزندان احمد توکلی در ایران به سر میبرند طبق ضوابط و آیین‌نامه بورس مقرری به شکل مجردی به ایشان تعلق می‌گیرد» و بازهم به موجب تقاضای کتبی 1/7/75 اذعان می‌دارید که تا پایان اسفند 74 ارز متأهلی به من پرداخت شده است و بر همین مبنی درخواست تداوم آن رویه غلط را می‌نمایید. و این احتمالاً بیانگر وسواس و دقت نظر شما نسبت به حفظ بیت‌المال و جلوگیری از اتلاف آن است!

به راستی چگونه می‌شود به صورت نامشروع و بدون استحقاق برای خود، همسر و فرزندان ارز دانشجویی بابت 38 ماه دریافت کنید درحالی که بنا به استنادات موجود شما فقط 11 ماه درخارج از کشور حضور داشته‌اید؟ اگرچه کسی منکر این نیست که یکی دوبار خانواده محترم در سفر به این کشور «اعتبار بالا» همراه جنابعالی بوده‌اند. آقای توکلی! درخصوص حرمت دریافت وجوه من غیرحق چگونه باید قضاوت کرد؟

ز) جنابعالی به عنوان متعهد به خدمت و بورسیه تحصیلی وزارت علوم در خارج از کشور تحصیل نموده‌اید و برخلاف مقررات از تسهیلات شامل تحصیل رایگان و ارز موردنیاز بهره برده‌اید و برای این مقصود هرگاه لازم بوده دروغی به کار بسته‌اید. از جمله مطابق تعهدنامه مورخ 17/7/72 به اداره کل بورس‌ها و دانشجویان خارج از کشور اعلام داشته‌اید که کارمند رسمی وزارتخانه یا موسسات دولتی نمی‌باشید و متعهد شده‌اید در صورت خلاف صحت مطالب تعهدنامه کلیه خسارات وارده را پرداخت نمائید؛ در حالی که مطابق نامه 2807/ک/م مورخ 25/12/75 شروع به کار شمارا در نهاد ریاست جمهوری به امضاء مدیرکل وقت امور اداری اعلام نموده‌اند و با استناد سند شماره 4036 مورخ 7/4/76 به خط خودتان نوشته‌اید از دی‌ماه 1368 تاکنون یعنی 4/4/76 کارمند مشاورت اقتصادی نهاد ریاست جمهوری بوده‌اید و این مدارک مبین مستخدم بودن جنابعالی در نهاد ریاست جمهوری است که پس از بازگشت از انگلستان مجبور به اعلام شروع به کار شده‌اید. این دو مدرک، کذب دیگری از فرایند اخذ مدارک تحصیلی شما را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد براین اساس و به موجب آموخته از حدیث شریف نبوی تا اینجا باید نه یک کلید که دسته کلیدی از ساختمان بدی‌ها نزد شما وجود داشته باشد.

سوم) یکی از موضوعاتی که همواره مطرح کرده‌اید و وسیله حضور رسانه‌ای خود ساخته‌اید بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی و ویژه خواری‌ها است، بر این اساس و با توجه به حساسیت شما به این موضوع ذکر نکاتی خالی از فایده نیست؛

جنابعالی با رایزنی و ویژه‌خواری در سال 1370 برای خود و شرکایتان زمینی به مساحت 3000متر مربع در شهرک غرب تهران به ارزش 180 میلیون تومان در زمان ریاست آقای محسن رفیق‌دوست بر بنیاد مستضعفان و جانبازان با تخفیف به قیمت 23 میلیون تومان به اصطلاح خریداری! نموده‌اید و متقاضی شده‌اید که این مبلغ را ظرف ده سال پرداخت نمایید و هر ساله 10? ظرفیت پذیرش دانش‌آموز در مدارس غیرانتفاعی را به بنیاد مستضعفان اختصاص دهید. صرف نظر از آن‌که از آن سال تاکنون یک ریال پس نداده‌اید، حتی یک درصد سهمیه تحصیلی مدرسه غیرانتفاعی‌تان را هم به فرزندان جانبازان و مستضعفان اختصاص نداده‌اید حال آنکه ارزش امروز زمین 12 میلیارد تومان است و جالب آنکه مدیر مجتمع آموزشی شما یکبار دیگر به نقل از شما موافقت مقام‌معظم رهبری(مدظله‌العالی) را برای استمهال بازپرداخت ارزش زمین مذکور خواستار می‌شود که از سوی مراجع رسمی طی نامه شماره 14894 مورخ 8 /10 /88 اظهارات شما تکذیب می‌شود

از ماجرای روزنامه شما و اخذ مجوز چاپخانه و ارز دولتی و فروش آن که بنا به نظر آقای سعید حجاریان «هم کاغذ مفت گرفته‌اید هم چاپخانه» می‌گذریم و شرح آن را به مجالی دیگر می‌سپاریم.  

جناب آقای توکلی ملاحظه این‌همه پاکدستی و پاکزیستی شما برای رسیدن به دولت پاک! و مبارزه با یقه سفیدان مفسد هیچ جای تعجب ندارد؛ گرچه در جایی مدعی و طلبکارانه اظهار داشته‌اید: اعزام شما برای تحصیل، حداقل خدمت نظام به امثال شماست. آقای توکلی متأسفانه شما با بهره‌گیری از امکانات رسانه‌ای که در اختیار دارید علاوه بر ویژه‌خواری و اخذ مدرک تحصیلی بدون استحقاق و اکتساب دارایی‌های شبهه ناک این امکانات را وسیله دروغ پراکنی و ایجاد جو بدبینی و بی‌اعتمادی در بین مردم قرار داده‌اید و این نتیجة همان ابهامی است که در موضوع تحصیل جنابعالی از "انگلیس" شروع شده و هنوز هم ادامه دارد و روزی باید آشکار گردد.

 

منبع: ایسنا

 

مطالب مرتبط:

به بهانه حکم محکومیت معاون اول رییس‎جمهور سابق

متن نامه محمدرضا رحیمی به محمود احمدی‎نژاد

انقلابی‎نماها مانعِ بزرگِ مبارزه با فساد