بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

نقاط استفهام‎برانگیز: قسمت نخست. انقلابی‎نماها مانعِ بزرگِ مبارزه با فساد
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۱ دی ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: انقلابی نما ، مفاسد اقتصادی ، مدعی دین ، شهرداری تهران

نقاط استفهامبرانگیز: قسمت نخست

انقلابی‎نماها مانعِ بزرگِ مبارزه با فساد 

در مطالب و عناوین مختلف وبلاگ طی بیش از یک‎سال قبل به بیان مختصری از شرح اوضاع و احوال اطرافمان طی سه سال گذشته پرداختیم. از بروز و نمود افراد، گروه‎ها و عقایدی سخن گفتیم که برای رسیدن به منافع، مطامع و اهداف سیاسی و اقتصادی خود متقلّبانه و منافقانه با بلند نمودن علم دین و نظام و تظاهر و تمسّک شدید و البته غیرواقعی به نمادهای دینی، ارزشی و انقلابی این نمادها را ابزار قدرت‎طلبی، ثروت‎اندوزی و مفاسد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی خویش قرار داده‎اند.


علی‎رغم آلوده بودن به انواع تخلفات و مفاسد، با استفاده‎ی ابزاری از نمادها و شعارهای ارزشی‎ای چون اهل بیت، هیأت، بسیج، انقلاب، ولایت، شهدا و ... بزرگ‎ترین آسیب‎ها را به این مبانی و نمادها وارد نموده در یک کلام سارقانِ و راه‎زنان اعتقادات شاهدان و ناظرانِ رفتارهای خویش شده‎اند. مشاهدات همه‎ی ما از پیام‎ها و پیغام‎های ردّ و بدل شده بین قریب به اتفاق اطرافیان، گواه و مؤیّد این ادعاست که رفتار و عملکرد این داعیه‎داران پرمدّعای ارزش‎ها چگونه اسباب تزلزل عقاید بسیاری از شاهدان و ناظران را از مبانی و نمادهای راستین دینی و ارزشی فراهم آورده است. دریافت روزانه ده‎ها پیام با محتوای مورد تمسخر قرار گرفتن این مبانی در فضای مجازی خصوصاً وایبر و واتساپ شاهد نقدِ این گفتار است.

مزید بر توجیه این روند و شدت یافتن این تزلزل عقیده، رفتار سؤال‎برانگیز و حیرت‎آور دستگاه‎های نظارتی‎ای است که در پیرامون ما به وفور با امکانات سخت‎افزاری و نرم‎افزاری فراوان وجود داشته لکن در برابر حجم گسترده تخلفات و جرائم ته‎تنها سکوت نموده بلکه بعضاً صدای هر منتقد و مخالفی را در نطفه خفه می‎کنند.

ما بنا داریم به یاری خداوند متعال و به کمک شما خوانندگان همیشه همراه و بصیرِ وبلاگ، در قسمت‎های آتی با بیان مصادیق متقن و مستند تخلفات، تناقضات و پارادوکس‎های متعددی را در رفتار و ادعای این مدعیان دروغین ارزش‎ها ارائه نماییم:

  • اینکه چگونه می‎توان ادعای شیعه علی(ع) بودن داشت لکن به ابتدایی‎ترین سیره و منش علی(ع) را نه‎تنها عمل نکرد بلکه زیرپا نهاد!!!
  • اینکه چگونه می‎توان داعیه رهسپاری و تبعیت از ولایت داشت لکن کاملا در خلاف جهت منویات امام و رهبری حرکت کرد!!!
  • اینکه چگونه فریاد پرطمطراق دین، ارزش‎ها، اهلبیت و هرآنچه نیکی است سرداد ولی به انواع و اقسام رذیله‎های اخلاقی،اعتقادی، اقتصادی و فرهنگی آلوده بود!!!

بنا داریم تا بر خلاف رفتار و عملکرد این مدعیان ولایتمداری، پررنگ‎تر از گذشته عامل به این فراز سخنان رهبری باشیم که:

«اگر عدالت -عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت- آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ریزى‏هاست، پس باید هر پدیدهی ضد عدالت در واقعیات کشور مورد سؤال قرار گیرد. ثروت‏هاى سر برآورده در دستانى که تا چندى پیش تهى بودند، هزینه کردن اموال عمومى در اقدام‏هاى بدون اولویت و به طریق اولى در کارهاى صرفاً تشریفاتى میدان دادن به عناصرى که زرنگى و پررویى آنان همه گلوگاههاى اقتصادى را به روى آنان مى‏گشاید و خلاصه، پدیده بسیار خطرناک "انبوه شدن ثروت" در دست کسانى که آمادگى دارند آن را هزینه کسب قدرت سیاسى کنند اینها و امثال آن نقطههاى استفهامبرانگیزى است که هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مىیابد و از کسانى که مظنون به چنین تخلّفاتى شناخته مىشوند، پاسخ مىطلبد و همچنین در کنار آن، از دولت و مجلس و دستگاه قضایى عملکرد قاطعانه براى ریشه کن کردن این فسادها را مطالبه مىکند.»

«مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالتخواهى است. این پایه مشروعیت ماست. الآن درباره مشروعیت، حرفهاى زیادى زده مىشود، اما حقیقت قضیه این است که اگر ما دنبال عدالت نباشیم، حقیقتاً من که اینجا نشسته ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛ یعنى هرچه اختیار دارم و هرچه تصرّف کنم، تصرّف نامشروع خواهد بود؛ دیگران هم همینطور. ما براى عدالت و رفع تبعیض آمده‏ایم. تکلیف ما این است که عدالت را در جامعه مستقر کنیم و این هم جز با مبارزه علیه فساد و افزون‏طلبى انسان‏هاى مفتخوار و سوءاستفاده‏کن، امکان‏پذیر نیست.»

«در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهاد نمیتواند با عذر انتساب به این جانب یا دیگر مسئولان کشور خود را از حساب کشی معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.»

ما زنده از آنیم که آرام نگیریم       موجیم که آسودگی ما عدم ماست 

ادامه دارد...

مطالب مرتبط:

گر دلیلت باید از آن رو متاب

بدون شرح