بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

آموزه‎های مدیریتی، قسمت چهارم: آزمون مدیران با قلیان و پِهِن اسب
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ٤ دی ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: آموزش مدیریت ، حکایت مدیریتی ، ارتباط با زیردستان ، ظاهرسازی

آموزههای مدیریتی، قسمت چهارم:

آزمون مدیران با قلیان و پِهِن اسب

از بزرگترین و اساسیترین معضلات و آسیبهای نظام مدیریتی جامعه در کلیه حوزهها، اعم از حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی، نبود خصیصه‎ی انتقادپذیری در مقامات و مدیران و نهادینه شدن فرهنگ تملّق و چاپلوسی در بین زیردستان و مأموران، در برابر فرادستان و آمران است. قطعاً و یقیناً مهمترین نقش در فراگیر شدن فرهنگ تملّق و چاپلوسی در نظام مدیریتی در کلیه‎ی حوزه‎ها مربوط است به مدیران ناتوان، تملّق‎دوست و سلطه‎جو.


«مدیر سلطه‎جو مدام می‎گردد و انسان‎های ضعیف و بی‎شخصیت را اطراف خود می‎چیند؛ برای آنکه می‎داند اینها در برابر او سوال نمی‎کنند، انتقاد نمی‎کنند، حرف نمی‎زنند، هرچه بگوید! به حرفش گوش می‎کنند. البته در مدیریت باید نوعی اطاعت باشد، اما نه اینکه آدم‎های ضعیف و چاپلوس را دور خود بچینید و منتقد را حذف کنید.

حضرت امیر به مالک می‎فرمایند: در حکومت خود -نمی‎فرمایند انتقادپذیر باش، 10 قدم جلوتر، می‎فرمایند- بگرد کسانی‎که زبانشان از بقیه تلخ‎تر است، منتقدترند، دیرتر قانع می‎شوند، عیب‎های مدیریتی تو را بیشتر به تو می‎گویند، اینها را نزدیک‎ترین حلقه به خودن قرار بده.

کجای دنیا این حرف‎ها حتی در تئوری وجود دارد؟ حضرت امیر می‎فرمایند منتقدین صالح و دلسوز را پیدا کن، اینها را بیاور و نزدیک‎ترین حلقه‎ی مشاوران خودت قرار بده و بگذار عیب‎های تو را بگویند. چون اگر اینها عیب‎های تو را گفتند و تو اصلاح شدی، نظام مدیریتی تو باقی خواهد ماند در غیر این‎صورت سقوط خواهی کرد1

هر یک از ما به وفور مصادیق کثیری از مدیران سلطه‎جو، و در برابر زیردستانِ متملّق و چاپلوس را در اطراف خود دیده‎ایم و می‎بینیم. اشکال کار آنجا بیشتر نمود پیدا می‎کند و آسیب‎های فراوانی به سازمان یا اجتماع متملّق‎پرور و چاپلوس‎پرور وارد می‎کند که مقام فرادست ناکارآمد بوده هیچ تخصص، تجربه و مهارتی در حیطه تخصصی سازمان یا نهاد تحت مدیریت خود نداشته لکن علی‎رغم اشراف و اطلاع زیردستان به این موضوع، آنها آگاهانه در برابر هر نظر، تصمیم یا دستور غلط، آسیب‎زننده و ویران‎کننده‎ی مقام مافوق خود نه تنها تسلیم بوده و اجازه هیچ نقدی به خود نمی‎دهند بلکه به عکس برای حفظ مناصب، میز و صندلیِ مقام و ریاست خویش متملّقانه و چاپلوسانه به تمجید و تعریف از نظر، تصمیم یا دستور غلط، آسیب‎زننده و ویران‎کننده‎ی مقام مافوق خویش می‎پردازند.

آزمون مدیران با قلیان و پِهِن اسب

نقل است که شاه عباس، حاکم مقتدر صفوی تصمیم گرفت تا مقامات و مدیران دربار را بیازماید. به همین منظور رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد و دستور داد تا در سرقلیان‎ها بجای تنباکو، از سرگین (پِهِن) اسب استفاده نمایند و در حین میهمانی برای هر یک از مقامات قلیانی بیاورند.

 میهمان‎ها مشغول کشیدن قلیان شدند! دود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما مقامات از بیم ناراحتی‌ شاه نه‎تنها دم برنیاوردند بلکه برای خشنودی او پشت سر هم بر نِی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می‎دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده‎اند! 

شاه رو به آنها کرده و گفت: «سرقلیان ها با بهترین تنباکو پر شده‎اند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است». 

همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند: « براستی تنباکویی بهتر از این نمی‎توان یافت».

 شاه به رییس نگهبانان دربار که پک‎های بسیار عمیقی به قلیان می‎زد گفت: «تنباکویش چطور است؟» رییس نگهبانان گفت: «به سر اعلی‎حضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان می‎کشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده‎ام!».

 شاه با عصبانیت و تحقیر به آنها نگاهی‌ کرد و گفت: «مرده‎شوی‎تان ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید و دَم برنیاورید. بیچاره مملکت و مردمی که شما مقامات آن هستید»

 

1- بخشی از سخنرانی استاد حسن رحیم‎پور ازغدی با موضوع اسلام، حکومت در اتاق شیشه‎ای.

 

مطالب مرتبط: 

 قسمت سوم                  قسمت دوم                    قسمت نخست