بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

مدیریت نخبگان راه برون‎رفت از مشکلات
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱ آبان ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: آموزش مدیریت ، مدیران شهرداری ، رابطه سالاری ، آقازاده

 

مدیریت نخبگان راه برون‎رفت از مشکلات

چند روزی است به بهانه برگزاری هشتمین همایش ملی نخبگان موضوع نخبگان نقل محفل رسانه‎های عمومی به ویژه صداوسیما شده است. حسن ختام همایش مذکور دیدار روز گذشته نخبگان با مقام معظم رهبری و سخنان ایشان در آن دیدار بوده است و اینکه ایشان تأکید بر این نکته داشتند که لزوماً برای برونرفت از مشکلات، کشور باید توسط نخبگان اداره گردد.


برداشت اول

نخبه بر اساس تعریفِ قوانین و مقررات جاری، خصوصاً اساسنامه بنیاد ملی نخبگان و آیین‎نامه‎های مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی «به فرد برجسته و کارآمدی اطلاق میشود که اثرگذاری وی در تولید و گسترش علم و هنر و فناوری و فرهنگسازی و مدیریت کشور محسوس باشد و هوش، خلاقیت، کارآفرینی و نبوغ فکری وی در راستای تولید و گسترش دانش و نوآوری موجب سرعت بخشیدن به رشد و توسعه علمی و اعتلای جامعه انسانی کشور گردد.»

در قوانین و مقررات مذکور مصادیق تعریف فوق برای احصای نخبگان مشخص شده  و آمده است: «افرادی که دارای یکی از ویژگیهای زیر باشند، استعداد برتر یا نخبه شناخته میشوند:

برگزیدگان المپیادهای علمی معتبر داخلی و جهانی، برگزیدگان آزمونهای سراسری، مخترعان و مکتشفان از بین برگزیدگان مسابقات و جشنواره‌های علمی معتبر داخلی و خارجی از قبیل جشنواره بینالمللی خوارزمی، برگزیدگان از میان نفرات اول دانشآموخته دانشگاه‎های معتبر وزارتین علوم و بهداشت به عنوان استعداد برتر، برگزیدگان از میان محققان و شخصیتهای برجسته علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور با معرفی وزارتین علوم و بهداشت به عنوان نخبه، برگزیدگان اعضای هیأت علمی دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی و فناوری و برگزیدگان از میان مدرسین حوزههای علمیه کشور که تدریس مینمایند، براساس ضوابط شورای عالی حوزه علمیه قم به عنوان استعداد برتر.»

برداشت دوم

با توجه به تعریف نخبه در ادبیات رایج علمی و مدیریتی و قوانین و مقررات جاری کشور، وضع موجودِ مدیریت در جامعه سوالات و ابهامات متعددی را به ذهن هر شهروند عاقل و متفکّر متبادر می‎سازد از جمله اینکه:

  • چند درصد از مدیران در عرصه‎های مختلف مدیریت خرد و کلانِ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، اجتماعی در جامعه ما از بین نخبگان انتخاب شده و اداره امورات جامعه را بر عهده دارند؟
  • اساساً شاخصه‎های موجود برای گزینش و انتخاب یا انتصاب مدیران برای اداره حوزه‎های مختلف جامعه همان شاخصه‎های مزبور در قوانین و مقررات و تأکیدات رهبری در خصوص نخبگان است یا سلیقه‎های سیاسی جایگزین آن شاخصه‎ها شده است؟
  •  وضعیت نخبگان در جامعه ما چگونه است؟

به نظر ما پاسخ به سوالات اساسی فوق‎الذکر بسیار آسان است. مشاهده وضع جاری و مشکلات متعدد موجود، بیان پاسخ روشن به این سوالات را برای همگان میسّر ساخته است.

مشاهدات و تجربیات اطراف ما طی چند سال اخیر مؤید این نکته است که در مدیریت، انتخاب و انتصاب مدیران نه‎تنها کوچک‎ترین توجهی به شاخصه‎های موجود در خصوص نخبه‎گزینی وجود ندارد بلکه به عکس ملاک و مبنا نخبه‎کشی و نخبه‎گریزی است.

شاخصه‎های جعلی و ساختگی جایگزین شاخصه‎های اصولی، علمی و منطقی شده و مبنا برای انتخاب و انتصاب مدیران اغلب تعلقات سیاسی، حزبی، عقیدتی و ... شده است.

منصفانه، مستدل و منطقی قضاوت کنیم؛

  • کدام یک از شاخصه‎های قانونی مذکور در برداشت اولِ این مقال در مدیران خرد و کلانی که ما می‎شناسیم وجود دارد؟
  • کدام یک از ایشان نخبه که پیش‎کش، اگر تحصیلات دانشگاهی دارند حداقل در رشته تحصیلیای که به ظاهر در آن دانش‎آموخته شده‎اند قادرِ به ارائه و بیان سمینار یک‎ساعته با قضاوت خبرگان آن رشته هستند؟
  • مدارک تحصیلی خود را بر اساس چه ضوابط و شاخصه‎هایی دریافت کرده‎اند؟
  • کدام یک از ایشان بدون وابستگی به برخی شخصیت‎های سیاسی و مذهبی، حضور در ستادهای انتخاباتی، گروه‎های سیاسی، برخی هیأت‎ها و نهادهای مذهبی خاصّ و ...  و صرفاً بر مبنای توان و تخصص بر این مصادر و مناصب تکیه زده‎اند؟

به نظر ما با توجه به وضع موجود و بر اساس نگاه غالب، می‎بایست با اصلاح قوانین و مقررات ضمن بازتعریف واژه نخبه آن را اینگونه تعریف کرد:

نخبه به فرد برجسته و کارآمدی اطلاق میشود که اثرگذاری وی در گروه‎های سیاسی، ستادهای انتخاباتی، برخی هیأت‎های مذهبی خاصّ و ... محسوس باشد و هوش، خلاقیت و نبوغ فکری وی به اندازه‎ای باشد که قادر به شناخت اوضاع و احوال سیاسی جامعه و نهادهای قدرت و ثروت بوده در راستای منافع سیاسی صاحبان قدرت و ثروت موجب سرعت بخشیدن به رشد و توسعه سیاسی آنها و اعتلای قدرت ایشان گردد.