بصیر

تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند. سید مرتضی آوینی(ره)

دوره فشرده آموزشی مقدمه علم حقوق برای بعضی کم‎سوادان پرمُدّعا.قسمت اول
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ٤ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: آموزش مدیریت ، رابطه سالاری ، آقازاده ، مدعی دین

 

دوره فشرده آموزشی "مقدمه علم حقوق" برای بعضی کم‎سوادان پرمُدّعای تکیه زده بر ...

قسمت اول. مقدمه:

اقتضای منطق، عقلانیت و اصولِ علمی و مدیریتی آن است که مناصب و جایگاه‎ها بر مبنای تخصص و مهارت، شایستگی و توانمندیِ قابل سنجش در کنار تعهدِ به رفتار بر مبنای ارزش‎های حاکم بر جامعه‎ی هدف، به افراد سپرده شود تا نهادها و سازمان‎ها و به تبع آن کشورها با عمل به این اصولِ بدیهی و غیرقابل خدشه به رشد، توسعه و عدالت دست یابند. البته مقبولیت، پذیرش و عمل به این اصلِ غیرقابل خدشه در کشورهای جهان سوم و از جمله کشور ما بعضاً با موانعی روبروست و به دلایل مختلف و قابل احصاء، همین شاخص وجه افتراق این کشورها با جوامع توسعه‎یافته و موفق است. در بسیاری از جوامع فوق‎الذکر اغلب ارتباط خویشاوندی، تعلّقات و دلبستگی‎های عاطفی و دوستانه و بسیاری دیگر از وابستگی‎ها در بسیاری موارد بر تخصص و مهارت، شایستگی و توانمندی تفوّق می‎یابد. 


برای مثال کافی است شما؛ نوه‎ی عمّه فلان مسئول باشید، پسرِ باجناق برادرِ مسئولِ دفتر فلان مدیر باشید، خواهرزاده‎ی پدرزن فلان مسئول باشید، دوست و یارِ غار خواهرزاده‎ی پدرزن فلان مسئول باشید یا چند روز در ستاد انتخاباتی یکی از نامزدها در یکی از انتخابات‎ها فعالیت کرده باشیدهمین انتساب برای انتصاب شما در یک منصبِ مهم، تخصصی و نان و آب‎دار کافی است. حتی در مواردی هم که منسوبٌ‎بِه، به علت سلامت، منطق، عقلانیت و اعتقاد به اصولِ علمی و مدیریتی برای شمایِ منسوبِ به خود قدمی بر ندارد نیز جای نگرانی وجود ندارد و شما به‎دور از چشم منسوب‎ٌبِه، صرفاً به واسطه همین انتساب قادر به کسب مناصب بالایی خواهید بود. دیگر نیازی به تخصص و مهارت، شایستگی و توانمندیِ قابل سنجش وجود ندارد چراکه هدف از انتصاب، اظهار لطف به شماست و پیشرفت و ارتقای شما نه توسعه و پیشرفت سازمان و جامعه. اساساً در اغلب این جوامع نظارت و بازخواستی هم وجود ندارد که شما نگران عواقبِ اعمال و رفتارتان باشید؛ اگر هم وجود داشته باشد همان اندک رابطه‎ی دور خویشاوندی و رفاقتی، شما را مصون از بازخواست و بریِّ از مسئولیت می‎سازد.

همین شاخصه‎ی غیراصولی، غیرعقلانی و مغایر اصول و منطق علمی است که به ذی‎نفعانِ خود اجازه می‎دهد که با بهره‎مندی از قدرت به دست آمده این حقیقتِ دروغین را در سازمان و نهاد تحت مدیریت خویش نهادینه کنند که؛ قائده، قانون، اصول و مبانی همان است که ما می‎فهمیم و ما می‎گوییم، هرکه مخالف ما باشد یقیناً و قطعاً مخالفِ اصول و ارزش‎های بنیادینِ حاکم بر جامعه است، و خطرناک‎تر از همه این تفکر که هرکه به انتقاد و مخالفت با رفتارهای ما برخیزد یقیناً و قطعاً مخالفِ حاکمیت و دین است. و اگر انتسابِ شخصِ منصوب به مقامات بالاتر باشد که خدا به دادِ منتقد برسد...

ما قصد داریم در قسمت‎های بعد به تعریف و بیان مستدلّ بعضی حقیقت‎ها بپردازیم تا به اندازه وسع و توان خود، مانع نهادینه شدن حقیقت‎های دروغین و مجازی ساخته شده توسط این قبیل افراد در اطراف خود شویم.

...ادامه دارد